است. (‌نساء‌/127) 

درباره سر و سامان بخشیدن به خانواده‌، و پا بر جا داشتن آن بر پـایه استواری از الهامات فطرت‌، و نگهبانی بیشتر از آن در برابر تاثیرگذاشتن ظروف و شرائطی که بناگاه در فضای زندگی زناشوئی و جو زندگی اجتماعی پدیدار می‏‎گردد، علاوه بر رهنمودها و مقرراتی که در لابلای سخن از دختركان یتیم و زنـان مطلقه گذشت، این چنین رهنمودها و مقرراتی به میان می آید:

(وَلا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلا. حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخِ وَبَنَاتُ الأخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الأخْتَيْنِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا. وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.).

با زنانی ازدواج نكنید كه پـدران شما با آنان ازدواج كرده‌اند. چرا که این کار، عمل بسیار زشتی است و (‌در پیش خدا و مردم‌) مبغوض بوده و روش بسیار نادرستی است‌، مگر آنکه كه گذشته است (‌و در زمان جاهلیت بوده است كه مورد عفو خدا قرار می گیرد) ... خداوند بر شما حرام نموده است ازدواج با مادرانتان‌، دخترانتان‌، خواهرانتان‌، عمّه‌هایتان‌، خاله‌هایتان‌، برادرزادگانتان‌، مـادرانی كه به شـما شیر داده‌اند، خواهران رضاعیتان‌، مادران همسرانتان‌، دختران همسرانتان از مردان دیگر كه (‌غالبا) تحت كفالت و رعایت شما پرورش یافته و با مادرانشان همبستر شده‌اید، ولی اگر با مادرانشان همبستر نشده باشید، گناهی (‌در ازدواج با چنین دخترانی‌) بر شما نیست‌، همسران پسران صلبی خـود، و (‌بالاخره اینكه‌) دو خواهر را با هم جمع آورید، مگر آنچه گذشته است (که با ترك یكی ازآن دو خواهر، قلم عفو براین كار كه در زمان جاهلیت واقع شـده است‌، كشیده خواهد شد)‌. بی‏گمان خداوند بسی آمرزنده است (‌و گذشته را نادیده می‏‎گیرد، و) مهربان است (‌و در آنچه برایتان وضع مـی کند، حال شما را مراعات می‌دارد) ... و زنان شوهردار (‌بر شما حرام شده است‌) مگر زنانی كه (‌آنان را در جنگ دینی مسلمانان با كافران‌) اسیر كرده باشید، كه (‌در این صورت نكاح شوهران كافرشان با اسارت لغو می‏‎گردد و بعد از زدوده شدن رحم ایشان‌،‌) برای شما حلال می‌باشند. ایـن را خدا بر شما واجب گردانده است (‌پس آنچه را كه او بر شما حرام نموده است حرام بدانید و آن را مراعات دارید)‌. برای شما ازدواج با زنان دیگری جز اینان (‌یعنی جز زنان مومن حرام‌) حلال گشته است و می‌توانید با اموال خـود (‌از راه شرعی‌) زنانی را جویا شوید و بـا ایشان ازدواج كنید (‌بـدان شرط كه منظورتان زنا و دوست‌بازی نباشد و) پاكدامن و از زنا خویشتندار باشید. پس اگر با زنی از زنان ازدواج كردید و از او كام گرفتید، باید كه مهریه او را (‌چنانكه مقرر است‌، بدون كم و كاست و در موعد خود) بپردازید، و این واجبی (‌از واجبات الهی‌) است‌. و بعد از تعیین مهریه‌، گناهی بر شما نیست در آنچه میان خود برآن توافق می‌نمائید (‌مثلا اینكه همسر با رضا و رغبت از مقداری از مهریه خود چشم‌پوشی كند و یا شوهر مشـتاقانه مـقداری بر اندازه مهریه بیفزاید)‌. بی‏گمان خداوند (‌پیوسته بر مصالح بندگان خود) آگاه (‌و در احكامی كه برای آنان وضع می‌نماید) حكـم بوده (‌و می‌باشد)‌. (‌نساء / 22-24)

(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا. وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا.).

مردان بـر زنان سرپرستند (‌و در جامعه كوچك خانواده‌، حق رهبری دارند و صیانت و رعایت زنان بر عهده ایشان است‌) بدان خاطر كه خداوند (‌برای نظام اجتماع‌، مردان را بر زنان در برخی از صفات برتریهائی بخشیده است و) بعضی را بر بعضی فضیلت داده است‌، و نیز بدان خاطر كه (‌معمولا مردان رنج می کشند و پول به دست می‌آورند و) از اموال خود (‌برای خانواده‌) خرج می کنند. پس زنان صالح‌، آنانی هستند كـه فرمانبردار (‌اوامـر خدا و مطیع دستور شوهران خود) بوده (‌و خویشتن را از زنا بدور و اموال شوهران را از تبذیر محفوظ‌) و اسرار (‌زناشوئی‌) را نگاه می‌دارند، چرا كه خداوند به حفظ (‌آنها) دستور داده است‌. (‌زنان صـالح چنین بودند ولیكن زنان ناصالح آنانی هستند كه سركش می‌باشند) و زنانی كه از سركشی و سرپیچی ایشـان بیم دارید، پند و اندرزشان دهید (‌و اگر موثر واقع نشد، از همبستری با آنان خودداری كنید) و بستر خویش را جدا كنید (‌و با ایشان سخن نگوئید. و اگر باز هم موثر نشد وراهی جز شدت عمل نبود) آنان را (‌تنبیه كنید و كتك مناسبی‌) بزنید. پس اگر از شما اطاعت كردند (‌ترتیپ تنبیه سه گانه را مراعات دارید و از اخف به اشد نروید و جز این‌) راهی برای (‌تنبیه‌) ایشان نجوئید (‌و نپوئید و بدانید كه‌) بی‏گمان خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است (‌و اگر ایشان را بیش از حد، اذیت و آزار كنید، انتقام آنان را از شما می گیرد)‌... و اگر (‌میان زن و شوهر اختلافی افتاد و) ترسیدید (که این كار باعث‌) جدائی میان آنان شـود، داوری از خانواده شوهر، و داوری ار خانواده همسر (‌انتخاب كنید و برای رفع و رجوع اختلاف‌) بفرستید. اگر این دو داور، جویای اصلاح باشند، خداوند آن دو را (کمك نموده و در یكی از دو كار: سازش نیك و خداپسندانه‌، یا جدائی زیبا و معقولانه‌) موفق می‏‎گرداند. بی‏گمان خـداوند مطلع (‌بر ظاهر و باطن مردما