نساء آيه‌ي 176</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:187.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:188.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:189.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:190.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:191.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:192.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:193.txt">قسمت هفتم</a></body></html>سوره نساء 
مدنی و ١٧٦ آیه است‌. 
رهنمودهاي سوره‌ي نساء

این سوره مدنی است و پس از سوره بقره، درازترین سوره‌های قرآن است‌. بعد از سوره ممتحنه نازل شده است‌. روایتها، حاكی از آن است‌ كه برخی از آیات آن‌، در غزوه فتح مكه به سال هشتم هجری نازل شده است‌، و برخی‌ها در غزوه حدیبیه به سال ششم هجری‌، یعنی قبل از غزوه فتح مكه نازل‌ گشته است‌.

امّا امر ترتیب سوره‌ها برحسب نزول ‌- چنانكه در سرآغاز سخن از سوره بقره‌ گفتیم‌- قطعی نیست‌. از سوی دیگر، یك سوره هم به یكبار و در یك زمان همه آیات آن‌، نازل نمی‌شد. بلكه آیه‌های مختلف سوره‌های مختلف نازل می‌گردید، و سپس پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) دستور می‌داد هر یك از آنها را در جای اصلی خود، بگذارند. بنابراین یك سوره‌، مدت ‌كم یا زیادی باز می‌ماند، و چه بسا سالها به همین منـوال‌، ط‌ول می‌كشید. مثلا در سوره بقره، آیه‌هائی از آن جزو آیاتی شده‌ كه در اوائل‌ كار در مدینه نازل شده‌اند، و آیه‌هائی از آن جزو آیاتی نازل شده‌ كه از قرآن در اواخركار نازل شده‌اند.

در این سوره هم‌،‌ كار به همین منوال است‌. برخی از آن‌، بعد از سوره ممتحنه در سال ششم هجری ر خی از آیات آن در سال هشتم هجری نازل شده است‌. ولیكن بسیاری از آیات آن در اوائل هجرت به مدینه‌، نازل گشته است‌. به هر حال‌، شاید نزول آیات این سوره از زمان بعد از غزوه اُ‌حد به سال سوم هجری‌، شروع شده و تا آخر سال هشتم ‌كه مقدمه سوره ممتحنه آغاز به نزول‌ كرده است‌، ادامه داشته است‌.

برای مثال آیه‌ای را بیان می‌داریم‌ كه در این سوره‌، راجع به حكم زنان زناكار آمده است‌:

(وَاللاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلا).

كسانی از زنان شما كه مرتكب زنا می‌شوند، چهار نفر از خودتان را گواه بر آنان كنید، پس اگر گواهی دادند، آن زنان را در خانه‌ها نگاه دارید تا مرگ به سراغشان می‌آید یا اینكه خداوند راهی برای آنان قرار دهد. قطعی است ‌كه این آیه‌، پس از آیه سوره نور نازل شده است‌. آیه‌ای‌ كه حد زنا را روشن نموده است‌:

(الزانیة و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما ماة جلدة، و لا تأخذکم بهما رأفة فی دین الله إن کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر، و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین).

به زن زناكار و مرد زناکار، بـه هر یك از آن دو، صد تازیانه بزنید، و در (‌اجراء احكام‌) دین خـدا، رحم و شفقتی در باره ایشان به شما دست ندهد، اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، و بر شكنجه ایشان گروهی از مومنان حاضر آیید.  (‌نور / ٢)

این آیه‌، پس از قضیه افك به سال پنجم هجری (‌یا بنا به روایتی‌، به سال چـهارم هجری‌) نازل شده است‌. هنگامی‌كه این آیه نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) فرمود:

(‌خذوا عنّی‌. خذ‌وا عنّی قد جعل الله لهنّ سبیلاً ...[1] الخ.)

از من بیاموزید. از من بیاموزید. به راستی خداوند راهی برای آنان پیدا كرد... الی آخر.

راهی‌كه خداوند برای آنان پیدا كرد، حكمی است‌ كه این آیه سوره نور، آن را در برگرفته است‌.

در این سوره‌، نمونه‌های فراوانی همچو‌ن ا‌ینها یافته می‌شود که دلالت بر تاریخ نزول آنها بگونه تقریب دارد؛ به همان نحوی كه در سرآغاز سخن از سوره بقره گفتیم‌.

*

این سوره نقشی از تلاشی را كه اسلام در راه فراهم آوردن‌ گروه مسلمانان و تشكیل جامعه اسلامی و حمایت از مسلمانان و حفظ این جامعه‌، مبذول داشته است‌، بیان می‌دارد، و نمونه‌ای از تاثیر قرآن در جامعه جدید را عرضه می‌نماید، جامعه‌ا‌ی‌كه در اصل از خلال نصوص قرآن برتراویده است‌، و از لابلای برنامه یزدانی‌، بردمیده و بالا گرفته است‌. با بیان این دو چیز، سرشت این بر‌نامه‌، در همخوانی و همآوائی با پدیده انسانی را به تصویر می‌كشد، كما اینكه سرشت این پدیده انسانی و همآهنگی و همگامی او را با برنامه یزدانی به تصویر می‌كشد ... بدانگاه ‌كه برنامه یزدانی دست او را می‏‎گیرد و گام به گام بالاتر و بالاترش می‏‎برد و از حضیض مذلت به اوج عظمتش می‌كشاند ...گام به‌گام‌، و منزل به منزل از میان امواج حرصها و آزها، شهوتها و آرزوها، ترسها و خوفها، و رغـبتها و خواستها، وی را راه می‏‎برد، و از میان خارهای راهی‌كه گامی خالی از آنها نیست‌، و از میان دشمنانی‌كه در طول آن راه پرخار،‌ كمین‌ كرده‌اند، عبور و به سلامت نجاتش می‌دهد!

پیشتر - در سوره‌های بقره و آل عمران -‌ دیدیم ‌كه قرآن چگونه با همه این شرائط رودرو می‏‎گردد، شرائطی‌ كه پیدایش و بالش‌ گروه مسلمانان را در مدینه میپائید. و چگونه به بیان سـرشت برنامه یزدانی می‌پرداخت كه‌گروه مسلمانان‌، بر ‌اساس آن پا می‌گرفتند. و به چه شكل حقائق اساسیی را بیان می‌داشت‌ كه جهان‌بینی اسلامی بر آن استوار می‌گردید، و به چه نحوی معیارها و میزانها از این جهان‌بینی برمیجوشید. و به چه ترتیب‌، تكالیفی را بیان می‌كرد، كه نهضت اسلامی و پاسداری از این امانت‌، در زمین مقتضی آن بود، و سرشت دشمنان این برنامه و دشمنان این‌گروهی را به تصویر می‌كشید که در زمین بر آن برنامه ماندگار و پایدارند. و ایشان را از اسباب و وسائل چنان دشمنانی و دسائس و نیرنگ آنان برحذر می‌داشت‌، و عقائد نادرست و انحرافی آنان و وسائل و ابزار پست و ناروای ایشان را روشن مینمود و ... و ... همچنین در این سوره می‌بینیم‌كه قرآن با همه این شرائط و ظروف و حقائق ‌رویاروی می‌شود و به نبرد می‌خیزد... جز اینكه هر سوره‌ای از سوره‌های قرآن‌، دارای سرشت خاص و نماد مشخص و محور ویـژه‌ای است‌ كه همه موضوعها، بدان متصل و پیوسته است ... سرشت خاص هم اقتضاء دارد که موضوعهای همه سوره فرازهم آیند و پیرامون محور آن با نظم و ترتیب خاص خرد، هماهنگ كر‌دند، و این نظام و هماهنگی در نماد آن جلوه‌گر شود، و سرشت سوره بدان متمـایز گردد. همانگونه‌كه هر موجود زنده‌ای‌، دارای نشان و نماد ویژه‌ای است و با وجود این روی هم رفته‌، فردی از افراد جنس خویش است‌!

ما در این سوره می بینیم – و نزدیك است‌كه حس‌ كنیم -‌كه این سوره موجود زنده‌ای است و به سوی هدف مشخصی در حركت است و برای رسیدن بدان در تلاش است و با وسائل جورباجور و راههای‌گوناگون‌، می‌خواهد آن را فراچنگ آورد ... بندها و آیه‌ها و واژه‌های سوره‌، همان وسائل و ابزاری است‌كه به واسطه آنها خو‌یشتن را بدا