الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ).

برخی از اهل کتاب هستند كه به خدا و بدانچه بر شما نازل شده و بدانچه بر خود آنان نازل گردیده است‌، ایمان دارند. در برابر خدا فروتن بوده و آیات خدا را به بهای ناچیز (‌دنیا) نمی‌فروشند. پاداش ایشان در نزد پروردگارشان (‌محفوظ‌) است‌. بی‏گمان خداوند سریع‌الحساب است (‌او به سرعت تمام در مدتی اندك به حساب اعمال همگان رسیدگی كرده و پاداش و پادافره نیكان و بدان را بدون كم و كاست خواهد داد)‌. این‌، حساب نهائی با اهل کتاب است‌. دسته ها و موضعها و خط مشیهای فراوانی از ایشان در بخشهای پیشین سوره بیان گردید. هم اینك در عرضه ایمان و در صحنه دعای خردمندان و پذیرش یزدان سبحان، سخن از كسانی از اهل کتاب می‌رود که راه را پیموده‌اند و به پایان آن رسیده‌اند، و در این نقطه به همه كتاب‌های آسمانی ایمان آورده‌اند و میان خدا و پیغببران تفرقه و جدائی نیفكنده‌اند، و كسی را از پیغمبران کنار نزده‌اند،‌ و جملگی انبیاء را از سوی خدا دانسته‌اند. بدانچه بر مسلمانان نازل گشته است ا‌یمان آورده‌اند... این‌، نشانه این عقیده‌ای است که به كاروان ایمان با چشم محبت و مودت و قربت نگاه می کند، و خط سیر عقیده را یکی و به خدا پیوسته می‏‎بیند، و بر‌نامه الـهی را در وحدت کامل و كلیت شامل می‌داند، و نشانه‌ها و صفات خوب اهل کتاب را برجسته می کند: نشانه خشوع و خضوع‌، و نشانه عدم فروش آیات خدا به بهای اندك و ناچیز... تا بدین ‌وسیله آنان را از صفهای اهل کتاب جدا سازد، كه نشانه رذلانه اصلی ایشان تكبر و خودستایی و بیشرمی و بی‌حیایی در برابر خدای بزرگوار، و مکر و نیرنگ و كتمان و پنهان كردن آیات خدا به هنگام رویاروئی با متاع نـاچیز و كالای بی‌ارزش دنیا است‌!

بدانان وعده پاداش مومنان را می‌دهد که چیزهائی است كه در پیشگاه خدا محفوظ است‌. پاداشی که خداوند در اعطاء آن به‌ معامله کنندگان با خود، سهل‌انگاری و ا‌مروز و فردا نمی کند – حاشا كه چنین کند!

(إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ).

بی‏گمان خداوند سریع الحساب است‌.

*
سپس آخرین نوای آسمانی در ندای خدای سبحان، خطاب به مومنان گـوش جان را نوازش می‌دهد، و وظائف این برنامه را بطور چكیده برای آنان بیان می‌فرماید، و شرط طریق را بدیشان می‌نماید :

(أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ).

ای كسانی كه ایـمان آورده‌اید (‌در برابر شـدائد و ناملایمات‌) شكیبائی ورزیـد و (‌در مقابل دشمنان) استقامت و پایداری كنید و (‌از مرزهای مملكت خویش‌) مراقبت بعمل آورید و از (‌خشم‌) خدا بپرهیزید، تا اینكه رستگار شوید.

این ندای آسمانی خطاب بمومنان است‌. ندائی کـه با صفتی ایشان را فریاد می‌دارد که با آن آنان را به سرچشمه ندا پیوند می‌دهد. صفتی که بر دوش ایشان آن همه وظائف سنگینی انداخته است‌. صفتی که آنان را شایسته این ندا و بایسته انجام این وظائف سـنگین می‌نماید، و در زمین بزرگشان میدارد، همانگونه که در آسمان بزرگشان می‌دارد :

(أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا). ای كسافی كه ایمان آورده‌اید.

این ندائی است که ایشان را به شكیبائی و پایداری و مرزداری و پرهیزگاری می‌خوا‌ند.

روند سوره پر از ذكر صبر و ذكر تقوی است‌... گاهی جداگانه و گاهی به همراه یکدیگر ذكر می‌شوند... همین روند سوره پر است از دعوت به تحمّل و تلاش و پیكار و دفع مکر و كید و گوش فراندادن به دعوت كنندگان به شكست‌ و آشفتگی و پریشان حالی‌؛ و بدین لحاظ سوره با دعوت به شكیبائی و پایداری و مرزداری و پرهیزگاری خاتمه می‏‎یابد، و این‌، مناسب‌تر‌ین خاتمه بشمار است‌.

شكیبائی در این دعوت توشه راه است‌. این راه‌، راه بس سخت و پر دردسر و درازی است‌، و آكنده از گردنه‌ها و خارها است‌، و با خونهای چكیده و اندامهای بریده و رنج‌ها و بلاها فرش شده است‌... شكیبائی بر چیزهای بسیاری، شكیبائی بر شهوات و امیال و طمعها و آزها و ضعفها و نقصهای نفس‌، و شكیبائی برشتابزدگی نفس و تاسف و ملامت هر چه زودتر آن بر عجله و شتابی که ورزیده است‌، و شكیبائی بر هواها و هوسها و آرزوهای نابجای مردمان و ضعفهـا و نقصـها و نادانیها و بداندیشیها و انحرافـها و كجرویها و خودپسندیها و خودپرستیها و غرورها و تكبرها و نادرستیهای ایشان و شتاب کردن آنان برای دیدن و چیدن میوه‌های كردار و گفتار و پندارشان‌! و شكیبائی در برابر بالش و نازش باطل، و پرروئی طغیان و سركشی‌، و باد به غبغب انداختن و بینی بالاگرفتن شر و بدی، و چیرگی شهوت‌، خود بزرگ بینی غرور و سرمستی تكبر! شكیبائی بر كمبود دوستان و ضعف یاوران و طول طریق و وسوسه‌های اهریمن در اوقات غم و اندوه و ضیقت و تنگی !

شكیبائی بر تلخی و مرارت جهاد و پیكار در همه این احوال‌، و در برابر انفعالات گوناگون که بر اثر چنین حالاتی در نفس پیدا می‌شود، از قبیل : درد و الم‌، و خشم و كین‌، و دلزدگی و دلتنگی‌، ضعف اعتماد به خیر در برخی از اوقات‌، و فروكش کردن امید در فطرت بشری در بعضی از ازمنه‌، و احیاناً رنجوری و نومیدی و یاس! اینها از یکسو... از سوی دیگر، شكیبائی بر ضبط نفس و خویشتنداری در زمان قدرت و پیروزی وغلبه و روی آوردن خوشی و رفاه است که باید متواضعانه و سپاسگزارانه و بدون پرش به انتقام و تجاوز از قصاص حق به سوی تعدی و گذر از مرز قصاص معین انجام گیرد. و در هنگام سرور و شادی و اندوه و ناخوشی و در وقت داشتن و نداشتن‌، پیوند با خدا را محفو‌ظ نگاه داشت و تسلیم قضا و قدر او شد، و در كمال آرامش و اطمینان و خشوع و خضوع همه کار و بار خود را به آفریدگار واگذار كرد.

شكیبائی بر اینها همه و بر چیزهائی چون اینها كه در این راه دور و دراز گریبانگیر شخص مومن می‌شود، بسی دشوار است‌، و كلمات نمی‌تواند بیانگر حقیقت آن باشد. چه کلمات نمی‌تواند مدلول و مفهوم واقـی چنین درد و رنجی را برساند. بلكه مزه تلخ شكیبائی ‌بر دشواریها را كسی درك می کند كه خودش سوز مشقات راه را بچشد و به چنین مصائبی گرفتار آید؛ چشش مزه آن هم تازه خودش پریشانیها و آزمونها و تلخیها دارد!

كسانی که ایمان آورده‌اند مقدار بسیاری از این مدلول و مفهوم حقیقی را چشیده‌اند و بخشهای فراوانی از آن را به خود ديده‌اند، و از هركس ديگري به مذاق اين ندا آشناتر بوده‌اند. مومنان معني شكيبائي و صبري را مي‌دانستند که خداوند از ايشان مي‌خواست‌.

واژه «‌مصابرة» از باب مفاعله و از ماده «‌صبر» است‌... در اين راه بايد با همه اين معاني و مفاهيم دروني شكيبائي و پايداري ‌كرد و ساخت‌، و در برابر دشمناني كه مي‌کوشند صبر مومنان را ب