ت و یك زمان‌، با هم ردیف و بیان‌ می گردد:

(فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ).

پس پروردگارشان دعای ایشان را پـذیرفت (‌و گفت: كه‌) من عمل هیچ كسی از شما را كه بـه كار خاسته باشد، خواه زن باشد یا مرد، ضائع نخواهم كرد... پاره‌ای از شما از پاره دیگر هستید (‌و همگی همنوع و همجنس می‌باشید)‌.

تنها اندیشیدن و فقط تدبر و تفكر نیست و بس. تنها خشوع و خضوع و چندش و لرزش هم نیست‌. فقط و فقط گرایش به سوی خدا برای محو گناهان و نجات از خواری و زبونی و آتش هم نیست‌... بلكه به همراه آنها «‌عمل» است‌. عمل مثبتی که از این تلقی و دریافت‌، و از این پذیرش‌، و از این حساسیت مجسم در این لرزش و تپش، سرچشمه می‏‎گیرد. عملی کـه اسلام آن را عبادتی همچو‌ن عبادت تفكر و تدبر، ذكر و استغفار، هراس از خدا، و چشم امید دوختن به الطاف الله‌، محسوب می‌دارد. بلكه عملی است کـه اسلام آن را نتیجه واقعی و مایه امید این عبادات می‌داند. و آن را از همگان می‌پذیرد: از مردان و زنان بدون توجه به اختلاف جنس و نژ‌ادشان‌. چه همه مـردان و زنـان در انسانیت یكی هستند و برخی از برخی دیگرند و همه همنوع همدیگرند. و همه آنان در برا‌بر ترازو و میزان خدا مساویند.  .

انگاه تفصیل این عمل به میان می‌آید و در آن نموده می‌شود که وظائف جانی و مالی این عقیده كدام است‌، و سرشت این برنامه چگونه است‌، و جائی که بر آن ماندگار می‌شود چطور باید باشد، و كیفیت راه و موانع و خارهای آن به چه شكلی است‌، و چگونه باید چنین موانع را از سر راه برداشت و خارها را درهم شكست‌. و خاك را آماده رویش نهال خوب و ریشه دواندن آن در زمین کرد. در این راه قربانیها و گردنه‌ها هر اندازه كه باشد، باید به جان پذیرفت و نهراسید:

(فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لأكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ).

آنان كه هجرت كردند، و از خانه‌های خود رانده شدند، هر آینه گناهانشان را می‌بخشم و به بهشتشان در می‌آورم‌. بهشتی كه رودخانه‌ها در زیر (‌درختان‌) آن روان است‌. این پاداشی از سوی خدا (‌ایشان را) است‌. و پاداش نیكو تنها نزد خدا است‌)‌.

این‌، تصویری است از دعوت کنندكان و مبلغانی كه نخستین بار مخاطب این قرآن بودند. كسانی که در راه عقیده از مكه مهاجرت كردند، و از خانه و كـاشانه خویش رانده شدند. و در راه خدا نه در راه هدفی جز آن‌، اذیت و آزار دیدند و شكنجه‌ها داده شدند، و جنگیدند و كشته شدند... ولیكن ا‌ین تصویر، تصـویر همه پیروان راستین این عقیده و در همه زمانها و مكانها است‌. تصویر پیروان را‌ستین این عقیده بدانگاه است که این عقیده درجاهلیت -‌ هر جاهلیتی که باشد- و در سرزمین دشمنانش - هر سرزمینی که باشد- و میان اقوام بدسگالش - هر قومی که باشد- تازه نشات می‏‎یابد و پا میگیرد و سینه ها از كینه آن لبریز، حرص و آزها و هوی و هوسها از آن بیزار می گردد، در نتیجه این عقیده در معرض اذیت و آزار و طرد و مزاحمت قر‌ار میگیرد... و پیروان آن هم در آغاز امر گروه اندك و ضعیفی بیش نخواهند بود. سپس نهال خوب آن کم کم پا می‏‎گیرد و بالاتر و بالاترمی‌رود - ‌و حتماً‌ هم چنین خواهد بود- علیرغم اذیت و آزارها و جنگ و پیکارهای با آن‌... سپس نهال خوب عقیده برپای خود می‌ایستد و قامت می‌افرازد و گشن می‌شود و به مقاومت و دفاع از خود می‌پردازد. در نتیجه جنگ درمیگیرد و كشت و كشتار پد‌یدار میگردد... و در پرتو این تلاش سخت و تلخ است که قلم عفو بر گناهان كشیده می‌شود و بدیها از نامه اعمال زدوده می‌شود، و جزا و سزا عطاء میگردد.

راه‌، این است‌... راه این برنامه ربانی كه خداوند مقدر فرموده است که در واقع زندگی با كوشش و تلاش بشری، و از راه این رنج و سختی تحقق پذیرد، و هم بدان اندازه كه مومنان مجاهد و پیکارگر در راه خدا و برای رضای الله می کوشند، چهره نماید و پیاده گردد. این هم سرشت این برنامه و اصول و مبادی و وظائف و تكالیف آن است‌... این روش تربیتی این برنامه و شیوه رهنمود آن برای انتقال از مرحله تاثر وجدانی با تفكر و تدبر درباره آفر‌ینش و آفریده‌های خدا، به مرحله عمل مثبت و موافق با این تاثر است‌. تا بدین وسیله برنامه‌ای كه خدا خواسته است پیاده شود.[4]

سپس نگرش واقعی به فتنه نهان دركالای اعطائی جهان به كافران و سركشان و دشمنان برنامه یزدان انداخته می‌شود...نگرشی كه بدین کالا، وزن دقیق و ارزش صحیح خود را می‏بخشد، تا چنین متاع ناچیزی مایه دردسر و بلای جان دارندگان آن نشود و آنان را نفریبد، و باعث گول زدن مومنانی نگردد که از اذیت و آزار و دوری از شهر و دیار و گرفتاری کشت و كشتار، می‌چشند آنچه می‌چشند:

(لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ. مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ. لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلأبْرَارِ).

رفت و آمد (‌پیروزمندانه‌، و اشتغال به كسب و كار و تجارت‌، و بسر بردن در ناز و نعمت‌) كافران در شهرها، تو را نفریبد. (‌این‌) متاع ناچیزی است‌... سپس (‌به دنبال این نعمت و قدرت ناچیز ظاهری‌) جایگاهشان دوزخ است‌. و چه بدجایگاهی است‌! ولی آنان كه از (‌خشم‌) پروردگارشان (‌با انجام طاعات و ترك منهیات‌) می‌پرهیزند، بهشت از آن ایشان است كه در زیر (‌درختان‌) آن رودخانه‌ها روان است‌. و جاویدانه در آن می‌مانند. (‌تازه‌، این لذائذ جسمانی‌) به عنوان مهمانی و پذیرائی (‌نخستین‌) از جانب خدا است‌، و آنچه (‌از لذائذ روحانی و الطاف بیكران صمدانی‌) در پیشگاه یزدان است برای نیكان (‌بسی والاتر از آن‌، و) بهتر (‌از متاع فانی جهان‌) است .

رفت و آمد كافران در شهرها و نواحی‌، نمادی از نمادهای نعمت و دارائی است‌، و نشانه‌ای از نشانه‌های مقام و منزلت و سلطه و قدرت است‌. این هم نمادی است که بدون شك دلها را وسوسه می کند و آنها را به سوی خود می کشد. در دلهای مومنان نیز به وسوسه می‌پردازد و آنها را به خود می‌خواند، بدانگاه که از تنگی معیشت به ستوه می‌آیند، و در فقر و فاقه و محرومیت بسر می‏‎برند، و اذیت و آزار می‏بینند و در دست بلاهای طاقت‌ فرسا گرفتارند، و مشغول مبارزه یا جهادند... و همه اینها هم سخت و دردآورند... در همان حال می‏بینند طرفداران باطل و یاوه گرایان غافل‌، از نعمت برخوردار و بهره‌مندند و به کام دل روزگار بسر می‌برند!... از این بابت در دلهای عوام الناس غافل نیز وسوسه‌ای پی