مه سایه‌های دیگر سوره‌، هماهنگ می‏‎گردد در: گرایش به استغفار، و پاكیزگی از گناه و مشیت، و پیكار همه جانبه با شهوتها و هواهای نفس و با گناهان و اشتباهات پیكاری كه پیروزی در همه پیكارهای دیگر، در سایر پهنه‌های كارزار با دشمنان خدا و دشمنان ایمان منوط و مربوط بدو است‌... سوره آل عمران سرتاسر دارای وحدت كامل بوده و از آواها و پرتوها و سایه روشنهای همنوا و هماهنگی برخوردار است‌.

پایان بخش این دعا، گرایش و امیدواری‌، و اعتماد و استمداد و اطمینان به وفای به عهد و پیمان پروردگار است‌.

(رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ).

پروردگارا! آنچه را كه بر (‌زبان‌) پیغمبران خود (‌و به پاداش تصدیق ایشان و پیروی از آنان‌) به ما وعده داده‌ای‌، (‌از قبیل‌: پیروزی دنیا و نعمت آخرت‌) به ما عطاء كن و در روز رستاخیز ما را (‌با درآوردن به دوزخ‌) خوار و زبون مگردان. بی‏گمان تو خلف وعده نخواهی كرد.

این دعا، طلب وفای به عهد خدا است که پیغمبران آدمیان را بدان خبر داده‌اند و اطمینان به وعده پروردگاری است که خلف وعده نمی کند. و امید به معاف فرمودن ایشان از خواری و زبونی در روز قیامت است‌، همه اینها در نخستین لرزه این دعا روی میدهد. و دلالت بر شدت هر‌اس از چنان روسیاهی و مذلتی دارد. و می‌نماید که تا چه اندازه خردمندان در آغاز دعا و انجام دعا به یاد آن هستند... این هم بر آن دلالت دارد که این دلها خیلی حساس و رقیق و شفاف و ‌متقی بوده و بسی از خدا شرم دارند.

این دعا رویهمرفته پاسخ ژرف صادقانه‌ای است به الهام این جهان و نفوذ حق نهفته در لابلای آن‌، به دلهای سالم و باز مومنان‌.

لازم است در برابر این دعا درنگ دیگری داشته باشیم. و اندكی به زیبائی هنری و هماهنگی موجود در طرز ادای آن بنگریم.

در هر یك از سوره‌های قرآن‌، قافیه ویژه‌ای در آیه‌های آن‌، غلبه دارد. قافیه‌های قرآنی‌، غیر از قافیه‌های شعری است‌. قافیه قرآنی حرف واحدی نیست‌. بلكه آوای همگونی است مانند: بصیر،‌ حکیم، مبین‌، مریب‌... الباب‌،‌‌ ابصار، ‌نار، ‌قرار... خفیاً شقیاً‌، شرقیاً، شیئاً... و...

قافیه نخستین‌، بیشتر در مورد بیان حكم‌، و قافیه دوم به هنگام دعا، و قافیه سوم در جاهای داستانسرائی بكار می‌رود.

در سوره آل عمر‌ان بیشتر قافیه نخستین غلبه دارد. و در دو جا استثناء پیش می‌آید : یكی در آغاز سوره که دعائی است‌، و دیگری در همین جا که بدین دعای تازه برمی‏خوریم.

این هم از زیبایی‏‏ها هماهنگی هنری در تفسیر قرآنی است‌.... چه این مد و كشش‌، به دعا طنین دلنواز و دلنشین صوتی خاصی می‌بخشد که با فضای دعا و گرایش به خدا و ذكر الله‌، کمال تناسب را دارد.این یك نمود هنری بود که آن را بیان کردیم‌. نمود هنری دیگری نیز هست‌... با نمایش صحنه تفكر و تدبر درباره آفرینش آسمانها و زمین‌، آمد و رفت شب و روز، دعائی سازگار است که خاشعانه و شمرده شمرده باشد و نغمه‌ها و آهنگهایش طولانی‌، و آواها و بندهای آن ژرف باشد. تا بدین وسیله نمایش صحنه و الهامات و تاثیرات آن برای اعصاب و گوش و خیال طولانی نماید، و از این رهگذر، با خشوع و آهنك و گرایش و ارتعاش خو‌د در وجدان آدمی کارگر واقع شود. به همین سبب است که در اینجا، صحنه با عبارات و نغمات خود به درازا می کشد، تا آنجا كه منتهی به ادای هدف اصیلی از اهداف تعبیر قرآنی می‏‎گردد، و یك نشان اصیل از نشانهای اصیل قرآنی را تحقق می‏بخشد. به همین مناسبت، پاسخ دعا و استجابت آن هم‌، به درازا می کشد:

(فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لأكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ. لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ. مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ. لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلأبْرَارِ).

پس پروردگارشان دعای ایشان را پذیرفت (‌و گفت: كه‌) من عمل هیچ كسی از شما را كه بكار خاسته باشد، خواه زن باشد یا مرد، ضائع نخواهم كرد - پاره‌ای از شما از پاره دیگر هستید - ‌(‌و همگی همنوع و همجنس می‌باشید)‌. آنان كه هجرت كردند، و از خانه‌های خود رانده شدند، و در راه من اذیت و آزارشان رسـاندند، و جنگیدند و كشته شدند، هر آینه گناهانشان را می‌بخشم و به بهشتشان در می‌آورم‌. بهشتی كه رودخانه‌ها در زیر (‌درختان‌) آن روان است‌. این پاداشی از سوی خدا (‌ایشان را) است‌. و پاداش نیكو تنها نزد خدا است‌. رفت و آمد (‌پیروزمندانه‌، اشتغال به كسب و کار و تجارت‌، و بسر بردن در ناز و نعمت‌) كافران در شهرها، تو را نفریبد. (‌این‌) متاع ناچیزی است‌، سپس (‌بدنبال این نعمت و قدرت ناچیز ظاهری‌) جایگاهشان دوزخ است‌. و چه بد جایگاهی است‌! ولی آنان كه از (‌خشـم‌) پروردگارشان (‌با انجام طاعات و ترك منهیات‌) می‌پرهیزند، بهشت از آن ایشان است كه در زیر (‌درختان‌) آن رودخانه‌ها روان است‌. و جاویدانه در آن می‌مانند. (‌تازه‌، این لذائذ جسمانی‌) بعنوان مهمانی و پذیرائی (‌نخستین‌) از جانب خدا است‌، و آنچه (‌از لذائذ روحانی و الطاف بیكران صمدانی‌) در پیشگاه یزدان است برای نیكان (‌بسی والاتر از آن‌، و) بهتر (‌از متاع فانی جهان‌) است‌.

این پاسخ مفصل و تعبیر مطولی است که با نشان هنری تعبیر قرآنی موافقت دارد، و با مقتضیات حال و با لوازم موضع روانی و عقلانی هماهنگ است‌.[3]

اینك چكیده‌ای از محتوای این پذیرش الهی‌، و دلالت آن بر سرشت این برنامه یزدانی‌، و اصول مبادی چنین برنامه‌ای را بیان می‌داریم‌. و سپس می گوئیم که این پذیرش تا چه اندازه بر سرشت روش تربیتی اسلامی و ویژگیهای آن تطبیق دارد.

این خردمندان درباره آفرینش آسمانها و زمین‌، و آمد و رفت شب و روز اندیشیده‌اند. و از كتاب باز جهان درسها آموخته‌اند، و فطرت آنان‌، به حق جایگزین در آن‌، پاسخ مثبت داده است‌، و بر اثر این پـذیره و دریافت‌، به سوی پروردگار خویش با آن دعای خاشعانه و مرتعشانه و دراز و ژرف گرائیده‌اند... آنگاه پذیرش این دعای خالصانه و مهربانانه را از سوی پروردگار بزرگوار و مهربان خود دریافت داشته‌اند... امّا پذیرش چه بوده است‌؟

پذیرش این دعا، و رهنمو‌ن به مبادی و اصول این برنامه الهی‌، و رهنمود به وظائف و تكالیف چنین برنامه‌ای، در یك و