ن سازد منظور این آیه چه کسانی است و چه افرادی را از بخل بر حذر می‌دارد و از سرانجام كار در روز رستاخیز میترساند... ولیكن ذكر آن در این روند، این نظریه را تقویت می کند که شاید به آیات 

بعد از خود متصل بو‌ده و درباره یهو‌دیان نازل شده باشد. چرا كه آنان - خدا رسوایشان نمایاد! - کسانیند كه گفتند : خدا فقیر است و ما بی‌نیازیم‌. همچنین کسانی هستند که گفتند : خدا با ما پیمان بسته است و به ما سفارش فرموده است که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم مگر آنكه برای ما قربانیی را بیاورد که آتش آن را بخورد.

ظاهر این است که آیه ها روی هم رفته به مناسبت دعوت یهودیان برای وفای به تعهدات مالی خود نازل شده است‌، تعهداتی که از معاهده آنان با رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) ناشی می‌شد. همچنین این آیـه ها درباره دعوت یهودیان برای ایمان آوردنشان به پیغمبر آخر زمان‌، و فرا خواندن ایشان به سوی بذل و بخشش در راه خدا، نازل شده است‌.

این تحذیر تهدیدآمیز، همراه با رسواسازی علت تراشیهای یهودیان در امـر عدم ایمان آنان به محمّد (صلی الله علیه و سلم) به عنوان پاسخی به سوء ادب ایشان با پروردگارشان‌، و برای تكذیب دلائل ناروا و نشان دادن پو‌چی دستاویزهای نااستوارشان در امر نپذیرفتن آئین اسلام‌، نازل شده است‌. همچنین در این آیات پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) دلداری و دلجوئی می‏‎گردد و به ثبات و استقامت در برابر تكذیبی خوانده می‌شود كه نسبت بدو روا می‌دارند. از او خواسته می‌شود که پایداری و بردباری کند و تكذیب ایشان را به هیح گیرد، چرا كه پیغمبران پیش از او از سوی قوم خود تكذیب می‌شده‌اند و آنان صبر و شكیبائی می کرده‌اند. از جمله چنین پیغمبرانی، میتوان به پیغمبران بنی اسرائیل اشاره كرد. پیغمبرانی که بنی اسرائیل - همانگونه که تاریخ ایشان گواهی می‌دهد - پس از آنكه دلائل و معجزات را از ایشان درخواست می کردند و آنان حجتها و خوارق عادات را برایشان می‌آوردند و بدیشان می‌نمودند، ناجوانمردانه شهیدشان می کردند :

(وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ). 

آنان كه نسبت بدانچه خداونـد از فضل و نعمت خـود بدیشان عطاء كرده است بخل می‌ورزند (‌و زكات مال بدر نمی كنند و در راه مصالح جامعه به بذل و بخشش دست نمی یازند) گمان نكنند كه این كار برای آنان خوب است و به سود ایشان است‌، بلكه این كار برای‌ آنان بد است و به زیان ایشان تمام می‌شود. در روز قیامت همان چیزی كه بدان بخل ورزیده اند (‌و سخت بدان دل بسته اند و برابر قانون خدا در راه خدمت به اجتماع بكار نبرده اند، وبال آنان می‏‎گردد و عذاب آن‌) طوق (‌سنگین اسارت بر گردن‌) ایشان می‏‎گردد. (‌و این اموال چه در راه خدا و بندگان او انفاق شود یا نشود بالاخره از صاحبان آن جدا خواهد شد) و خداوند از آنـچه می کنید آگاه است‌.  .

مفهوم آیه عام است‌. هم شامل یهودیانی می گردد که به تعهّدات خـود وفا نكردند، و هم شامل همه کسان دیگری می‌شود که نسبت بدانچه خدا از فضل و كرم خود بدیشان عطاء فرموده است بخل می‌ورزند و چنین می‌انگارند که این بخل برای ایشان بهتر و به حالشان مفیدتر است‌، و اموال و دارائیشان را حفظ و نگهداری می کند، و ثروت آنان بر اثر بذل و بخشش و انفاق و احسان از میان نمی رود!

نصّ قرآنی آنان را از این حساب نادرست نهی می کند، و مقرّر می‌دارد که در روز رستاخیز آنچه را كه رویهم انباشته اند، طوق آتش گردن خویش می‌سازند... چه تهدید و بیم خوفناكی است؟! وقتی زشتی این بخل، چندین برابر می‌شود که قرآن نسبت بدیشان می‌فرماید:

(يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) .

نسبت بدانچه خداوند از فضل و نعمت خود بدیشان عطاء كرده بخل می‌ورزند.

حه آنان نسبت به دارائی و مال بخل نمی ورزند که در اصل از آن خودشان باشد... آنان بدین جهان آمده اند و چیزی نداشته اند... حتی پوست تن اجسامشان‌، متعلق بدیشان نبوده است!

خداوند از فضل و كرم خود بدیشان بخشیده است و غنی و ثروتمندشان فرموده است‌. وقتی که خداوند از ایشان می‌خواهد که «‌از فضل و نعمت او» چیزی ببخشند، فضل و نعمت او را بر خود فراموش می کنند، و كـمترین چیزی از آن را نمی بخشند و در راه او نمی دهند، و گمان می‌برند که رویهم انباشتن و نگهداری آن به صلاح ایشان است و برای آنان سودمند است‌. ولی باید بدانند که چنین کاری به سود ایشان نیست و بس زشت و ناپسند است‌. این را نیز بدانند که عاقبت می‌میرند و از دنیا می‌کوچند و دارائی و اموال خود را پس از خود بر جای می‏‎گذارند، و خداوند وارث آن می‏‎گردد.

(وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) .

و همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن خدا است و سرانجام هم همه را به ارث خواهد برد.

این کنج و خزینه و این مال و دفینه تا مدت کوتاهی در دسترس ایشان است‌. پس از گذشت این مدت كوتاه‌، همه و همه به خدا تحویل و بدو باز پس داده می‌شود. برای آنان جز آن مقداری نمیماند که آن را در راه رضای خدا بذل و بخشش کرده اند‌. آنچه را در راه رضای الله بخشیده و انفاق کرده اند برای ایشان ذخیره می‏‎گردد، و در پیشگاه باری برای آنان محفوظ می‌ماند، و به جای اینكه طوق آتشین گردن آنان در آن جهان شود، مایه خوشنودی خدا و سعادت ایشان در سرای جاویدان می گردد!

آنگاه یهودیانی را تهدید می کند و بیم می‌دهد که اموالی را دارا بودند که خداوند از فضل و كرم خود بدیشان داده بود، و آنان گمان می‌بردند که ایشان از خدا بی نیازند و احتیاجی به پاداش و جـزای خدا ندارند، و نیازمند چندین برابر اجر او نیستند. اجر چندین برابری که خداوند به كسی آن را وعده می‌دهد كه در راه او به بذل و بخشش پردازد. خدا این احسان و نیكی را از روی فضیلت و مرحمت ، ، قرض دادن ، به خود می‌نامد، و ایشان با پرروئی و بی ازرمی می گویند : چرا خدا از ما در خواست میكند که از دارایی خود بدو قرض دهیم‌، و او در برابر آن «اضعاف مضاعف» یعنی چندین برابر به ما بدهد، در صورتی که همو خودش از ربا و «‌اضعاف مضاعف» نهی می کند؟‌! البته این بازی با الفاظ است‌، و خبر از پلیدی و پستی و سوء ادب در برابر خدا می‌دهد:

(لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الأنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ. ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِيدِ).

بی‏گمان خداوند سخن كسانی را شنید كه گفتند : خدا فقیر است و ما بی نیازیم! آنچه را كه گفتند (‌برایشان‌) خواهیم نوشت‌