رزار، بزرگ‌ترین بخش این سوره را به خود اختصاص داده است‌.

رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) ‌بنی قینقاع را از همـسایگی خود در مدینه راند، بدانگاه که به دنبال جنگ بدر ناشایستها و ناجوانمردیها از آنان سر زد. ایشان کینه توزی و نیرنگ بازی پیشه ساختند. دیگران را بر ضد مسلمانان شوراندند. پیمانهائی راكه با پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) به هنگام تشریف فرمائی او به مدینه و تشكیل دولت اسلامی به ریاست خود و به اتكای مسلمانان اوس و خزرج‌، بسته بودند نادیده گرفتند و عهدشكنیها كردند... لیكن پیرامون او، بنو نضیر و بنو قریظه و دیگر یهودیان خیبر و غیر آنان در جزیرة العرب وجود داشتند... همه ایشان هم با یكدیگر مكاتبه و گردهمآئی مـی کردند و با منافقان مدینه ارتباط برقرار می‌نمودند و با مشركان مكه و كافران اطراف مدینه تماس می‏گرفتند و پیوسته علیه مسلمانان به مکر و كید می‌پرداختند و شبانه روز به حیله و نیرنگ می‌نشستند.

در اوائل سوره آل عمران‌، تحذیر و تهدیدی نست به یهودیان آمده است و ایشان را از مسلمانان بیم میدهد كه اگر كاری کنند، توسط مسلمـانان بدانان همان رسد كه به کافران رسید :

(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ. قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأولِي الأبْصَارِ).

(ای پیغمبر) به كسانی كه كافرند بگو: شما (‌در دنیا) شكست خواهید خورد و (‌در آخرت‌) گرد آورده می‌شوید و به دوزخ افكنده می‌شوید، (‌و دوزخ‌) چه بد جایگاهی است! در دو دسته ای كه (‌در میدان جنگ بدر) با هم روبرو شدند ، نشانه ای ‌و درس عبرتی‌) برای شما است‌. دسته ای در راه خدا می‌جنگید و دسته دیگر كافر بودند و مومنان را با چشم خویش دو برابر خـود می‌دیدند. و خداوند هر كس را كه بخواهد با یاری خود تایید می کند. بی‏گمان در این امر عبرتی برای صاحبان چشم (‌بینا و بینش راستین‌) است‌.

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) این تحذیر و تـهدید را بدیشان ابلاغ کرد - آن تحذیر و تهدیدی که پژواك دغلكاریها و نیرنگبازیها و فسونها و خشمها و كینه هائی بود که به دنبال جنگ بدر می‌ورزیدند و از خود نشان می‌دادند - سخت برآشفتند و بی ادبانه با آن روبرو شدند و گفتند : ای محمّد، اینكه چند نفر از ساده لوحان قریش را كشته ای که با فنون جنگی نا آشنا بوده‌اند ، تو را گول نزند و نفریبد. بی‏گمان بدانكه اگر با ما بجنگی خو‌اهی فهمید که ما چه مردان گُردی هستیم‌. تو هنوز باكسانی چون ما رویاروی نشده‌ای و همسان ما را ندیده‌ای‌. سپس به دسیسه بازی و نیرنگبازی خود ادامه دادند. دسیسه و نیرنگی که این سوره انواع مختلفی از آن را نقل فرموده است‌. اینان به دوز و كلك ها و ناشایستها و نابایستهای خو‌د تا بدانجا ادامه دادند كه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) پیمان خود را با آنها به هم زد و از ایشان گسیخت‌. و آنان را محاصره فرمود و وادارشان نمود که تسلیم فرمان او شوند. آنگاه ایشان را از مدینه به اَذرُعات تبعید كرد.... تنها دو طائفه بنوقریظه و بنونضیر در مدینه بظاهر بر پیمان خود ماندند ، ولیكن به مکر و دسیسه و نیرنگ و حق‌پوشی و گمراهسازی و آشوبگری و فتنه‌انگیزی و سائر اعمال ننگین خود ادامه دادند که یهودیان در تاریخ دور و درازشان در آنها مهارت به هم رسانده و كتاب خدا آنها را صادقانه ثبت نموده است و همه اهل زمین از آن آگاهند و به اعمال ناروا و نیات پلید این جنس لعنتی آشنایند!

در این درس برخی از ناروها و نارواهای یهودیان نموده می‌شود. روشن می گردد که به دنبال رفتار ناهنجارشان با مسلمانان ، چگونه بی ادبانه با خداوند سبحان رفتار میكنند. آنان به تعهدات مالی خـود با پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌وفا نمی کنند، و از این مرحله پا فراتر می گذارند و می گویند:

(إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ!).

بی‏گمان خداوند فقیر است و ما ثروتمندیم‌! .

در این درس گفته می‌شود که علت ترا‌شی و درنگ پوچ ایشان ، تنها بدان خاطر بوده که دعوت اسلام را نپذیرند و ندای اسلام را خطاب به خود نشنوند. در چنین درسی کذب این علت تراشی و درنگ بیجای ایشان ، و مخالفت این رویه و رفتارشان با واقعیت مشهور تاریخی ، علنی و آشكار می‏‎گردد. واقعیت تاریخ پر از مخالفت ایشان با عهدها و پیمانهائی است كه خدا با ایشان بسته است ، و لبریز از كتمان حقائقی است که آفریدگارشان تبلیغ و تصریح آنها را از ایشان خواسته است ، ولی آنان حقائق را پشت سر افكنده اند و آنها را به بهای اندك فروخته‌اند. همچنین در این درس ، نموده می‌شود که آنان پیغمبرانی را كشته‌اند که معجزات را از ایشان خواسته‌اند و انجام خوارق عادات را از آنان طلبیده‌اند، و آنان بعد از آنكه آن معجزات و خوارق عادات را بدیشان نموده‌اند، و دلائل و حجتهای واضح و روشنی برایشان آورده‌اند، بدست ناپاكشان شهید شده‌اند، و سخنان مستدلشان را نپذیرفته‌اند. از یك سو این پرده برداری شرمنده ساز از ناروها و نارواهای یهودیان با پیغمبران خود ، و كشف صحنه سازیها و دروغ پردازیها بر زبان خدای خویش ، اقتضاء می کرد که با گروه مسلمانان بد باشند و در برابرشان موضعگیری کنند و دام مکر و كید بر سر راه مومنان بگسترند و آنان و كافران دست به دست هم بدهند و در اذیت و آزار مسلمانان به جان بكوشند. از سوی دیگر ، تربیت مدبرانه الهی راجع به گروه مسلمانان ، مقتضی آن بود که خداوند آنان را به چیزهائی آشنا گرداند که در دور و بر ایشان می‏گذشت، و با كسانی آشنا نماید كه پیرامون آنان زندگی می کردند، و با خبر از طبیعت سرزمینی سازد که در آنجا به کار می‌پرداختند ، و مطلع از گردنه ها و دامهائی فرماید که برای ایشان گسـترده شده بود، و از طبیعت دردها و رنجها و قربانیها و فداكاریهائی بیاگاهاند كه در راه دور و درازی كه در پیش داشتند می‏‎بایست اندوخته و زادشان گردد... نیرنگ یهودیان درباره مسلمانان در مدینه ، بسی بزرگتر و خطرناكتر از دشمنی کافران با ایشان در مکه بود. چه بسا در طول تاریخ ، در هر زمان و هر مكانی ، مکر وكید یهودیان درباره گروههای مسلمانان ، خطرناكترین و بد ترین مکر ها و كیدها باشد.

بر این اساس است که رهنمو‌دهای ربانی برای مسلمانان در لابلای وارسی و نمایش اعجاب برانگیز ، پیاپی به دنبال هم می‌آید. می‌بینیم که چگو‌نه رهنمـودهای یزدان ، مومنان با ایمان را با حقیقت ارزشها و معیارهای باقی و حقیقت ارزشها و معیارهای فانی آشنا می گرداند. زندگی در این زمین ، محدود به زمان معین است و اجل مقدر، در راس موعد مشخص سر می‌رسد. هر نفسی به هر حال مزه مرگ را می‌چشد. آن وقت است كه انسان پاداش و پادافره خویش را می‏‎بیند و سودمند 