ذیرفته باشد... و ا‌لا اگر جز این باشد، خطا یا انحراف بشمار می‌آید، و به حساب اسلام گرفته نمی شود و در تاریخ اسلام نوشته نمی شود. بلكه تنها به حساب پیروان اسلام گرفته میشود، و آنان متصف به هـمان صفتی میگردند که مستحق آن هستند. این وصف‌، خطا، یا انحراف‌،یا شورش‌ علیه اسلام نام داشته باشد یا جز اینها... بی‏گمان تاریخ ‌اسلام‌، تاریخ ‌مسلمانان - اگر چه آنان مسلمانان اسمی یا زبـانی باشند - نبوده و نمی‏باشد! بلكه تاریخ ‌اسلام‌، عبارت است از: تاریخ پیاده کردن حقیقی اسلام در منش و كنش مردمان‌، جهان بینی و رفتار آنان‌، اوضاع و احوال زندگی ایشان‌، و در نظم و ترتیب و قوانین و مقررات اجتماعیشان‌... چـه اسلام محور ثابتی در چرخش و گـردش است‌. پس زمانی که آنان از این چهار چوب خارج شدند، یا وقتی كه ایشان این محور ثابت را بطور كلی تـرك گفتند، بدین هنگام اسلام را با ایشان چه کار؟ چرا چنین اعمال و رفتار آنان به حساب اسلام گرفته میشود، یا اسلام با آن تفسیر و تعبیر میگردد؟ اصلا آنان چه حق دارند خویشتن را مسلمان بنامند وقتی که ایشان بر برنامه اسلام میشورند و از پیاده کردن آن در زندگی خود سرپیچی میكنند؟ مگر نه این است که آنان هنگامی مسلمانند که این برنامه را در زندگی خو‌د پیاده کنند، نه اینكه آنان مسلمانند چون ایشان خو‌یشتن را مسلمان نام میدهند، و نامهای مسلمانان را بر خویش می‏‎گذارند، و نه بدان خاطر كه آنان به زبان مـی گو‌یند که : مـا مسلمانیم!!

این همان چیزی است که خداوند سبحان اراده فرمود که آن را به ملت اسـلامی بیاموزد. او خطاهای گـروه مسلمانان را نشان داد، و نقص و ضعف آنان را شناساند، سپس بد‌یشان رحم کرد و ایشان را آمرزید و لغزشهای نقص و ضعف آنان را از دفتر حساب خود پاك کرد. هر چند که م‌کافات چنین خطاها و اشتباهها را در پهنه میدان امتحان بدانان چشاند!!
--------------------------------------------------------------------------------
[1] احبشيها مرداني از عرب بودند. بدانان "احابيش" مي‏‎گفتند زيرا كه در جوار مكاني به نام "احبش" با همديگر پيمان بستند و همسوگند شدند. (‌مؤلف‌) 
[2] در اين كه رأي پيغمبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ در اين باره چنين بوده است‌، به نوشتۀ امام ابن قيّم جوزيه در كتاب او: "زادالمعاد" استنادكرده‌ايم‌.(‌مؤلف‌) 
[3] - فورهم هذا: از این سوی ایشان. مسومین: نشاندار به نشانی که ایشان را از دیگران جدا میسازد. (مؤلف)
[4] - دو و چند برابر .
[5] - ابو داود و ترمذي‌، و بزاز در مسند خود، آن را از عثمان پسر واقد روايت كرده‌اند... در سند حديث‌، صحابي مجهولي است‌،‌ ولي ابن‌ كثير آن ‌را در تفسير خود روايت ‌كرده و صحيحش دانسته است‌، و گفته است‌: «‌حـديث حسني است‌»‌. (‌مولف)
[6] - براي اطلاع بيشتر مراجعه شود به‌كتاب‌، «‌السلام العالمي و الاسلام‌»‌، فصل‌: «‌سلام الضمير».
[7] - ابن ‌كثير در تفسيرش آن را روايت نموده و گفته است که‌: به صورتهاي مختلف از ابن مسعود روا‌يت شده است‌. و ابن مردويه هم در تفسير خود آن را روايت ‌كرده است‌. (‌مولف‌)
[8] - شیخین هم آن را روایت کرده‌اند.
[9] - شیخین هم آن را از حدیث ابوحیان روایت کرده اند.
[10] - ‌مسلم و ابوداود به شیوه‌های گوناگون آن را از اسماعیل پسر ابـو رافع روایت كرده‌اند.
[11] - تاربخ طبری‌، جلد چهارم‌، صفحه ١٦٠
[12] - استبضاع‌: درخواست همخوابگی و جفتگیری‌. (‌مترجم‌)
[13] - کتاب‌. «‌ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین‌»‌، صفحه ٤٣
[14] - درباره زیانهای ربا، به جزء سـوم تفسیر فـی‌ظلال القـرآن‌، صـفحه ٣١٨-٣٢٨ وكباب‌. «‌ربا»‌، تالیف‌: ابـوالاعلی مودودی‌، رئیس الجماعه الاسلامیه در پاكستان مراجعه شود.
[15] - ‌این حدیث شریف بدین صورت نیز ذكر شده است‌: ما کان لنبی ان یضع لامته حتی یحکم الله بینه و بین عدوه ‌. (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:180.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:181.txt">قسمت دوم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:19.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:20.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:21.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:22.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:23.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 189-180

وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (١٨٠) لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَ قَتْلَهُمُ الأنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ (١٨١) ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِيدِ (١٨٢) الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١٨٣) فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ (١٨٤) كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلا مَتَاعُ الْغُرُورِ (١٨٥) لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأمُورِ (١٨٦) وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ (١٨٧) لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٨٨) وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٨٩)

نمایش قرآنی از كـارزار - کـارزار احد - به پایان رسید.[1] ولی کارزار همیشگی موجود در مـیان گرو‌ه مسلمانان و دشمنان ایشان - بو‌یژه یهو‌د - که در مدینه آنان را احاطه کرده بودند، هنوز پایان نیافته است‌. این كارزار، كارزار ستیزه و جدال‌، آشفته سازی و به گمان اندازی‌، حیله و نیرنگ‌، و در كمین نشستن و چاره گری است‌... این كا