 تضمین كرد) و خداونـد نیكوكاران رادوست می‌دارد.

خداوند در رهنمودهائی كه برای گروه مسلمانان دارد، بیش از اینكه آنان را از سستی و زبونی و غم و اندوه در جنگ نمی فرماید، ایشان را به پاكی و استغفار دعوت می‌نماید:

(وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ. الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ).

(‌با انجام اعمال شایسته و بایسته‌) ‌به سـوی آمرزش پروردگارتان‌، و بهشتی بشتابید و بر همدیگر پـیشی گیرید كه بها یا پهنای آن (‌بـرای مثال همچون بها یا پهنای ) ‌آسمانها و زمین است‌، (‌و چنین چیز با ارزشی‌) برای پرهیزگاران تهیه دیده شده است‌. آن كسانی كـه در حال خوشی و ناخوشی و ثروتمندی و تنگدستی به احسان و بذل و بخشش دست مییازند، و خشم خود را فرو می‌خورند، و از مـردم گذشت مـیكنند و (‌بـدین وسیله در صف نیكوكاران جایگزین مـیشوند و) خداوند (‌هم‌) نیكوكاران را دوست میدارد. و كسانی كه چون دچار گناه ( کبیره‌ای‌) شـدند یا (‌با انجام گناه صغیره‌ای‌) بر خویشتن ستم كردند، به یاد خدا میافتند (‌و وعد و وعید و عقاب و شاب و جلالت و عظمت او را پیش - میدارند و پشیمان میگردند) و آمـرزش گناهانشان را خواستار می‌شوند - و بجز خـدا كـیست كه گناهان را بیامرزد؟‌)‌ و با علم و آگاهی بر (‌زشتی كار و نهی و وعید خدا از آن‌) چیزی كه انجام داده‌انـد پـا فشاری نمی كنند (‌و به تكرار گناه دست نمییازند)‌. پیش از این‌، علت خواری و زبونی وسرخوردگی اهل كتاب را بیان می‌فرماید و آن را بدیشان مینماید که سركشی و تجاوز و معصیت و گناه است‌:

(ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الأنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ).

آنان هر كجا یافت شوند (‌مهر) خواری برایشان خورده است‌، مگر (‌اینكه از روش ناپسند خود دست بردارند و در اعمال خویش تجدید نظر كنند و) با پیمان خدا (‌یعنی رعایت قوانین شریعت‌) و پیمان مـردم (‌یـعنی رعـایت مقررات همزیستی مسالمت آمیز، خویشتن را از اذیت و آزار در امـان دارنـد و از مساوات حقوقی قضائی برخوردار گردند) و آنان شایسته خشم خدا شده اند و (‌مهر) بیچارگی بر ایشان خورده است‌. چرا كه آنان به آیات خدا كفر می‌ورزیده اند و پیغمبران را بـه ناحق می کشته اند (‌و هر كس هم در هر عصر و زمـابی بـه چنین كارهائی دستیازد و اعمال ننگین گذشتگان را بپسندد، جرای او همین خواهد بود)‌.

همچنین سخن از گناه و توبه می بینیم که در لابلای پی نوشت بر حوادث جنگ جای گرفته است و می‌بینیم که بسیار سخن از «‌تقوی‌» و پرهیزگاری میرود، و تصویر حالات ‌متقیان و پرهیزگاران‌، در سراسـر روند سوره بوفور یافته میشود. روند قرآنی میان فضای سوره بطو‌ر كلی - با وجود اختلاف موضوعهای آن - و میان فضای کارزار پیوند برقرار میكند، و همگان را به ترك ربا، اطاعت از خدا و رسول خدا، گذشت از مردم‌، فرو خوردن خشـم‌، و احسان و بذل و بخشش فرا میخواند...همه اینها هم مایه تـزكیه نفس و طـهارت زندگی و پاكی اوضـاع اجتماعی می گردند... سوره سرتاسر در رهنمود بدین هدف مهم و آساسی، همسو و همگام و همنوا و همصدا است‌.

٤- حقیقت چهارم‌، درباره سرنوشت برنامه تربیت اسلامی است‌... خداوند گروه مسلمانان را از هر سو با حوادث و چیزهائی فرا می گیرد که در درون نفسها، احساسها و انفعالها و پذیره‌ها به جوش و خروش می‌اندازد... آنگاه آنان را با پی نوشتهائی بر حـوادث‌، ارشاد و راهنمائی می‌فرماید... همانگو‌نه که پی نوشت قرآنی بر جنگ به ما می‌نمایاند... خداوند در این پی نوشت‌، هـرگوشه ای از گوشه‌های نفس بشری را جستجو می‌نماید و به اصلاح آن زاویه ای می‌پردازد كه از حادثه متاثر شده باشد تا تاثر آن را تصحیح کند، و در آنجا حقیقتی را جایگزین سازد که مـی‌خواهـد استقرار یابد و نرمك نرمك بیارامد و ماندگار شود! او هیچ زاویه ای را از زوایا، هیچ خاطره ای را از خواطر، هیچ اندیشه ای از اندیشه ها، و هیچ پذیره ای را از پذیره ها ترك نمی‏‎گوید، مگر ‌اینكه چشمها را بسویش خیره می‌سازد و نورهایی را بر آن می‌تاباند و مسلط می گرداند، و راهـهای‌ پنهان نفس بشریت و پیچ‌ و خمهای بیشمار آن را می شناساند، و نفس را در برابر دیدگان‌، لخت و پتی و نمایان و آشكار نگاه می‌دارد، و بدین وسیله آلودگیها را می‌زداید و ناخالصیها را خالص می‌سازد و درونها را پاكیزه و نفسها را در پـرتو نور تمییز می‌نماید و احساسها و اندیشه هـا و ارزشها را تصحیح می‏‎گرداند و اصول و اركانی را پدید می‌آورد كه یزدان سبحان می‌خواهد جهان بینی جاوید اسلامی بر آنها بنیاد شود و زندگی پایدار اسلامی بر روی آنها استوار و بر قرار گردد... این هم بیانگر آن است كه حوادثی که گریبانگیر گروه مسلمانان می‌شود د‌ر هر كجا كه باشد باید به عنوان وسیله ای بر‌ای روشنگری و تربیت در سطح وسیع خود استفاده کرد.

وقتی که به پی‌نوشت بر جنگ احد می‌نگریم‌، دقت و ژرف نگری و فراگیری می‌بینیم‌... دقت در هر موقعیت و هر حركت و هر خاطره‌ای‌. ژرف نگری دریاوش در اعماق نفس و زوایای افكار و احساسات پنهان‌. فراگیری همه زوایای نفس و جوانب حادثه‌... در مییابیم که درباره اسباب و نتائج ، و عوامل بی‌شمار و موثر در موقعیت‌، تحلیل دقیق و ژرف و فراگیری به عمل آمده است‌. همچنین در كار نگاره گری و همآوائی و الهامگری‌، سر زندگی و نشاط می‏‎بینیم. بگو‌نه‌ای که احساس و شعور، در پرتو تعبیر و تصویر، سخت به تكان می‌افتد و موج می گیرد، و نمی تواند در برابر چنان وصف و پی‌نوشتی جامد و راكد بایستد. چرا كه وصف زنده‌ای است و صحنه ها را بدانگونه مجسم میكند و حاضر می‌آورد که گوئی می‌جنبد. آنگـاه نشـاط و تكـاپوی کـافی‌، و نـور كـامل و وافـی‌، و الهامگری اعجاب انگیزی بدانها می‌بخشد،‌انگار جان به پیکر واژه‌ها می‌دمد!

٥-حقیقت پنجم نیز درباره واقعیت برنامه الهی است و به همین منوال است‌... از وسابل و ابزار این برنامه برای ایجاد آثار خود در دنیای واقعیت‌، فعالیت عملی و تلاش واقعگرایانه آن است‌. این مكتب تنها به مبادی و اصول نظری‌، و به رهنمودها و پیشنهـادهای خالی اكتفا و بسنده نمی کند. بلكه نظریه ها