ر و شكست و نیز در برابر پیروزی شكیبا باشد - چه شكیبائی بر پیروزی‌، دشوارتر ازشكیبائی بر شكست است - بدین هنگام است که چنین دلهائی خلوص و صفا پیدا میكنند، و صفهای مومنان مشخص میگردند، وگروه مومنان بر راستای خداشناسی قرار میگیرند، و سرفراز و راهیاب به پیش میتازند، و بر خدا توكل کنان مدارج تـرقی و تعالی را میپیمایند.

حقیقت ایمان در دلی کامل نمیشود مگر اینكه آن دل در راه این ایمان با مردمان به پیکار برخیزد. چرا كه آن دل پیش از هر کسی با خود به نبرد میپردازد، و در اثنای پیکار با مردمان پیکار با خویشتن می‌آغازد، و در راه ایمان افقهای تازه‌ای به رویش باز میشود، افقهائی که هرگز به رویش باز نمیشد اگر ساكت و آرام بر جای خود می‌نشست و به کنج سلامت میخزید و امن و امان را در گوشه خانه و دوری از رنج میدید... همچنین برای چنین دلی حقائقی درباره مردم و درباره زندگی‌، روشن و جلوه گر میشود که هرگز جز از این راه و بدین وسیله برای آن روشن و جلوه گر نمیشد. این چنین دلی‌، خویشتن را و احساسات و تفكرات و عادات و اخلاق و انفعالات و پذرفتگاری خویشتن را به جائی میرساند که هرگز بدون این تجربه سخت و تلخ‌، بدان دست نمییافت‌.

حقیقت ایمان درگروهی کامل نمیشود مگر اینكه خویشتن را در معرض تجربه و امتحان قـرار دهـند و گرفتاریها و بلاها را به جان خریدار گردند، و هر فردی در آن بر حقیقت توان و حقیقت هدف خود آگاه باشد، و گذشته از این‌، چنین گروهی از حقیقت تاب و توان همه آجرهای کاخی باخبر باشد که خودش از یکایك آنان فرا‌هم آمده است‌. بداند که تاب تحمّل هر آجری چه اندازه است و در وقت رزم پایداری هر یک از آنها تا به کجا است و تا چه هنگامی قرص و محكم می‌ایستند و از هم متلاشی نمیشوند.

این همان چیزی است که خداوند بزرگوار میخواست آن را به گروه مومنان بیاموزد، بدانگـاه که ایشـان را با حوادث «‌احد» و با پی‌نوشت این حوادث در این سوره تربیت میکرد. خداوند بعد از بیان سبب ظـاهر آنچه بدیشان رسید، خطاب بدانان می‌فرماید:

(وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ).

آنچه (‌در جنگ احد) در روزی كه دو دسته (‌مومنان و كـافران‌) با هم نبرد كردند به شما رسید، به فرمان خدا (‌و در برابر اراده و قضا و قدر پروردگار) ‌بود، و بـرای این بـود كه خداوند (‌ایمان‌) مومنان را (‌به مردم‌) بنمایاند، و نیز برای این بود كه (‌نفاق‌) منافقان را ظاهر و آشكارا گرداند.

(مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ).

(‌ای مومنان‌، سنت‌) خدا بر این نبوده است كه مومنان را به همان صورتی که شما هستید (‌و مومن بـا منافق آمیزه یکدیگر شده است و مسلمان از نامسلمان جدا نگشته ‌است‌) به حال خود واگذارد. بلكه خداونـد (‌با محك سختیها و دشواریها و فرازها و نشیب‌های زندگی، از جمله جهاد، منافق‌) نـاپاك را از (‌مـومن‌) پـاك جدا می‌سازد.

سپس خداوند آنان را به قضا و قدر و حكمت خود که در فراسوی اسباب و حوادث نهفته‌اند، حواله می‌دهد، و آنگاه ایشان را با حقیقت بزرگ ایمان آشنا می گرداند. حقیقت بزرگی که ایمان جز با استقرار آن در درون نفس مومن و معتقد تكمیل نمی‌شود:

(إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ. وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ). 

اگر به شما (‌در جنگ احد) جراحتی رسیده است (‌و بـه جانتان گزندی و به دارائیتان زیانی وارد آمده است‌، نگران و پریشان نشوید) به آن جمعیت نـیز (‌در جنگ بدر) جراحتی همانند آن رسیده است ،‌و ما این روزهای (‌پپروزی و شكست‌) را در میان مردم دست به دست می گردانیم ( گاهی بهره اینان و گاهی نصیب آنان می‌نمائیم‌) تا ثابت قدمان بـر ایمان را (‌از سایرین‌) جدا سازد و مومنان شناخته شوند و خداوند از میان شما قربانی برگیرد و افتخار شهادت نصیبشان گرداند - و خداوند ستمكاران را دوست نمی دارد - و تا اینكه خداوند مومنان را سره و خالص گرداند و كافران را نابود و تباه سازد.

در این صورت‌، سرانجام قضا و قدر خدا و تصرف و حكمت او در فراسوی اسباب و حوادث و اشخاص و حركات قرار دارد... این هم جهان بینی اسلامی شامل و كاملی است کـه از فـراسوی حوادث و پپی‌نوشت درخشان این حـوادث تابیدن مـی گیرد و در نـفس جایگزین می گردد.

٢- کارزار و پی‌نوشت آن‌، پـرده از حقیقت اساسی بزرگی از نفس بشری، و سرشت فطرت انسانی‌، و طبیعت جد و جهد آدمی برداشت، و معلوم کـرد که تلاش انسانها تا چه اندازه در تحقق بخشیدن به برنامه الهی موثر است و د‌ر این باره مرز نیرو و توان مردمان تا به کجا است‌. روشن نمود که‌:

نفس بشری در واقع کامل نیست و لیكن در عین حال قابل رشد و نمو و ترقی و تعالی است و می‌تواند تا بدانجا پیش برود که به نهایت كمالی برسد که خداوند در این زمین برای او مشخص و مقدر فرموده است‌. هان! هم اینك ما در پـرتو این آیات به گذ‌شته برمی گردیم و با چشم درون از فراسوی قرون‌، دسته‌ها وگروههای آدمیزادگان را می‌نگریم و آنان را با همان حال و وضع و فطرت و سرشتی که دارند می‌پائیم‌. این دسته‌ها و گروهها مجسم در گروه و دسته‌ای هستند که نشانگر برجسته‌ترین ملتی می‌باشند که خداوند درباره آنان می‌فرماید:

(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ).

شما (‌ای پیروان محمّد) بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید.

انان اصحاب محمّد (صلی الله علیه و سلم) هستند. محمّد آن کسی که نمونه کامل نفس بشری بطور كلی است‌.

در این نگاه چه می‌بینیم؟ مجموعه‌ای از آدمیزادگان را می‌بینیم که دارای ضعفها و نقصهایند. در مـیانشان كسانییافته می‌شوند که کارشان بدانجا می‌رسد که خداوند راجع بدانان می‌فرماید:

(إنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ).

آنان که‌ در روز رویاروئی‌ دو گروه (‌مسلمانان ‌و كافران در جنگ احد) فرار كردند، بی‏گمان اهـریمن به سبپ پاره ای‌ از آنچه كرده بودند (که سركشی از فرمان خدا بود) آنان را بـه لغزش انداخت و خداوند ایشان را بخشید.

كار دسته‌ای هم بدانجا می‌رسد که خداونـد درباره ایشان میفرماید:

(حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ).

تا آنگاه كه سستی كردید و در امر (‌ماندن در سنگرها و رها 