ه خدا را در همه چیز می‌دیده است‌، و ساختار شگفت پروردگار رامشاهده مینموده است‌... گذشته از همه اینها، دعوت به ایمان توسط پیغمبران انجام پذیرفته است‌، و سرشت دعوت و محتوای آن با فطرت هماهنگ بوده است و فطرت به ندای آن پاسخ مثبت داده است‌. همچنین دعوت آسمانی که بر زبان پیغمبران رفته است‌، از جمال هماهنگی و از صلاحیت برای زندگی و مردمان برخوردار بوده است‌.

بلی، ایمان بدانان بخشیده شده است و آنان خود آن را فروخته‌اند و با آن کفر را خریده‌اند، و از این كار هم آگاه بوده‌اند و با دلیل و برهان بدان دستیازیده‌اند، این است که استحقاق آن را پیدا كرده‌اند که خداوند ایشان را ترک گوید تا در كفر بر همدیگر سبقت گیرند، و از این راه همه اندوخته خویش را بخو‌رند و تمام كنند، و از اجر و پاداش آخرت چیزی برای خویشتن باقی و بر جای نگذارند. از اینجا است که آنان ضعیف‌تر از آنند که بتوانند به خدای هیچگو‌نه زیانی برسانند. آنان در گمراهی كاملی بسر میبرند و كمترین حقی به همراه ندارند. از جانب خدا هم دلیل و برهانی بر صحّّت پیروی از گمراهی نازل نشده است‌، و خدا به باطل کوچكترین نیرو و قدرتی عطاء نفرموده است‌. پس آنان ناتوانتر از آنند که بتوانند به دوستان خدا و به دعوت الله به وسیله این نیروی پوشالی و توخالی زیان برسانند، هراندازه هم این نیروی قلّابی باد به غبغب انداخته و پفیده باشد، و هر چند هم این نیروی کاذب‌، به مومنان تا مدّتی اذّیت و آزار موقّتی رسانده باشد.

(وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ).

ایشان را عذاب دردناكی است‌.

عذابی که بدان دچار میآیند قابل مقایسه با عذابی نیست که به مومنان میرسانند و بسی شدیدتر از آن است!

(وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ).

كافران (‌و بی دینانی كه ایمان را داده و كفر را خریداری كرده‌اند) گمان نبرند كه اگر بدیشان مهلت می‌دهیم (‌و وسائل رفاه دنیوی برایشان مهیا می‌داریم و بر عمرشان می‌افزائیم‌) به صلاح آنان است‌، بلكه ما بدیشان فرصت می‌دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و (‌در آخرت به عذاب شدیدی دچار آیید. بیگمان‌) برای آنان عذاب خواركننده‌ای است‌.

در این آیه روند گفتار به عُقده‌ای می‌پردازد که تار و پود خود را در برخی از سینه‌ها می‌تند، و به شبهه‌ای اشاره مینماید که در برخی از دلها به گردش در می‌آید، و به سرزنشی گوشه میزند که درگوش برخی از جانها نجوا میكند، بدانگاه که چنین جانهائی دشمنان خدا و دشمنان حق را می‌بینند که به حال خود واگذارده شده‌اند و به عذابی گرفتار نیامده‌اند، و در ظاهر امر از قدرت و قوت و عظمت و شوكت و مال و جاه برخوردارند! آن شكوه و جلالی که در دل آنان و در دل مردمان دور و بر ایشان فتنه می‌اندازد، و مسلمانان ضعف الایمان را بر آن میدارد که درباره خدا گمانهای ناروا و نادرستی داشته باشند، و همانگونه بیندیشند که در زمان جاهلیت می‌اندیشیدند، و خیال کنند که خداوند در پیكار میان حق و باطل دخالت نمیفرماید، و باطل را آزاد می‏‎گذارد تا حق را در هم شكند. و اینكه خداوند سبحان بهیاری حق نمی‌شتابد و در پیروزی آن نمیكو‌شد!...یا گمان ببرند که خود این باطل، حق است‌! چه اگر حق نبود چرا آزاد و رهایش میكرد تا رشد كند و بزرگ و بزرگتر شود و چیره و پیروز گردد؟‌!یا اینكه گمان ببرند که در این زمین قاعده این است که باطل بر حق چیره و غالب گردد، و حق پیروز نشود و غلبه نكند! همچنین گمان ببرند که خداوند پیروان باطل ستمگر و سركش و تباه پیشه را آزاد می‏‎گذارد تا به سركشی و گردنكشی خود بپردازند و در كفر بشتابند و بر طغیانشان پافشاری کنند و چنین بیندیشند که زمام امور به دست آنان سپرده شده است تا هر گونه که بخواهند رفتار كنند و هر كاری که بخواهند بكنند، و هیچ قدرت و قوتی نیست که بتواند در برابرشان ایستادگی کند ویارای مقاومت با آنان را داشته باشد!!!

همه این چیزها وهم و خیال و باطل و پوچ است‌، و گمان ناحق بردن درباره خدا است‌، و حقیقت امر این چنین نمی‌باشد‌. هان این خداوند سبحان است که کافران را بر حذر می‌فرماید از اینكه چنین گمانی برند... اگر خداوند آنان را به کفرشان نمی گیرد که در آن بر یکدیگر شتاب و سبقت می‌جویند، و اگر در دنیا ایشان را از خوانیغمایش برخوردار می‌فرماید تا از آن متمتع و بد‌ان سرگرم شوند، اگر آنان را بدین آزمون می‌آزماید، باید بدانند که این آزمایش و نیرنگ و خدعه استوار و زیركانه است‌:

(وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا).

كافران (‌و بی دینانی كه ایمان را داده و كفر را خریداری كرده‌اند) گمان نبرند كه اگر بدیشان مهلت می‌دهیم (‌و وسائل رفاه دنیوی بـرایشان مهیا می‌داریـم و بر عمرشان می‌افـزائـیم‌) به صلاح آنان است‌، بلكه ما بدیشان فرصت می‌دهیم تا بر گناهان خود بـیفزایند و (‌در آخرت به عذاب شدیدی دچار آیید)‌.

اگر آنان استحقاق آن را پیدا میکردند که خد‌اوند ایشان را از میان ‌ورطه نعمت با آزمون بلای بیدار گـرانه بیرون آورد، هر آینه ایشان را بدان می‌آزمود... ولیكن خداوند برای آنان هیچگو‌نه خیر و خوبی نمی‌خواهد، چرا كه ایشان با بهای ایمان‌، كالای كفر را خریداری كرده‌اند، و در كفر بر همـدیگر پیشی گرفته‌اند، و در آن به تلاش ایستاده‌اند) لذا شایستگی آن را پیدا نكرده‌اند كه خداوند ایشان را از این ورطه‌،یعنی ورطه نعمت و قدرت‌، با آزمون بلا بیرون آورد و بیدارشان گرداند!

(وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ).

برای آنان عذاب خواركننده‌ای است‌.

خوار داشتن ایشان در برابر مقام و مكانت و نـعمتی است که در آن بسر برده‌اند.

بدین منوال روشن می‌شود که آزمون خدا نعمتی است كه تنها بهره کسانی می گردد که خداوند برای ایشان خیر و خوبی خواسته باشد. پس اگر آزمون بلای خدا شامل دوستان خدا می گردد، هم بدان جهت است که خداوند خیر و خوبی برای آنان می‌خواهد و صلاح ایشان را در نظر دارد. بدانگاه که آزمون بلای خدا به دنبال عملكرد دوستان خدا روی می‌دهد، در فراسوی آن حكمت نهان و تدبیر لطیفی وجود دارد، و از این راه فضل و مرحمت خدا شامل دوستان مومن خدا می گردد.

هم بدینگونه دلها بر جای می‌مانند، و نـفسها اطمینان مییابند، و حقائق اساسی و ساده در جهان‌بینی روشن و درست اسلامی استقر‌ار می‌پذیرند.

حكمت خدا و محبت باری نسبت به مومنان بر آن قرار گرفت که آنان را از منافقانی جدا سازد که در مـیان صفوف مسلمانان تحت تاثیر ظروف و شرائطی‌، نه به خاطر كمترین د‌وست داشت اسلام‌، جای گرفته بودند. بدین منظور خدا مومنان را با آزمون بلای جنگ احد بیازمود و به سبب برخی از كارها و اندیشه‌هایشان‌، آنان را چنین گرفتار نمود، تا از این ط