تاب و توان كمتری برخوردار می‌شود و چندان شوكت و عظمتی ندارد، این بدان معنی ‌نیست که خداوند آن را ترك می‏‎گویدیا آن را به گوشه فراموشی می‌اندازد!یا اینكه حق به دست باطل سپرده می‌شود تا آن را نیست ‌و نابود كند.

هرگز چنین نیست‌. بلكه هم اینجا و هم آنجا فلسفه‌ای در آن‌، و حكمتی در فراسویش نهان‌، و تدبیر و تصرفی در میان است‌... به باطل مهلت و فرصت داده می‌شود تا پایان خط سیر، راه برود، تا زشت‌ترین گناهان را مرتكب شود، و سنگین‌ترین بارهای بزهكاریها را بر دوش کشد، و از روی استحقاق به سخت‌ترین عذابها دچار گردد!... خدا حق را دچار گرفتاریها می کند تا در بوته آزمایش سره از ناسره و پاك از ناپاك جدا شود، و پاداش کسی را که با سختیها و رنجها می‌سازد و پایداری می‌نماید فزونی بـخشد... پس حق همیشه سود میبرد و باطل همیشه زیان می‏‎بیند، و سود آن و زیان این‌، پیوسته در حال افزایش خواهد بود و چندین برابر خواهد شد.

(وَلا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللَّهُ أَلا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ).

كسانی كه در (‌راه‌) كفر بر همدیگر پیشی می‏‎گیرند (‌و همیشه بر كفرشان می‌افزایند و از بد به بدتر می گرایند) تو را غمگین نسازند، چرا كه آنان هیح زیانی به خدا نمی‌رسانند. خداوند می‌خواهد (‌ایشان را به حال خود واگذارد و) در آخرت بهره‌ای (‌از ثواب‌) برای آنان بر جای نگذارد،‌و (‌علاوه از محرومیت از ثواب‌) ایشان را عذاب بزرگی است‌.

خداوند بزرگوار، پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) را دلداری می‌دهد و غم و اندوهی را از او میزداید که خـاطر مباركش را رنجه می‌دارد. خاطر مباركش بدان سبب رنجه می گردید چون می‌دید که زیاده‌روی کنندگان در كفر، در آن بر همدیگر پیشی می‌جویند، و اسب سركش نفس را در آن سخت به تاخت درمی‌آورند و با شور و شوق و عجله و سرعت‌، چهار نعل به سویش می‌تازند. گوئی آنجا هدفی نصب شده است و آنان برای رسیدن بدان بر یکدیگر شتاب می گیرند و سبقت می‌طلبند!

این تعبیری است که یک حالت روانی واقعی را به تصویر می‌کشد. چه برخی از مردم دیده می‌شوند که شتابان در راه کفر و باطل و شر و معصیت روان‌، و در این راه‌، نفس‌زنان در تك و پویند. گویا میخواهند که در آن بر دیگران سبقت گیرند! سخت و تند و با شوق و شور می‌تازند، گوئی کسانی آنان را از پشت سر تعقیب می‌نمایند و به پیش می‌رانند،یا كسانی در جلو قرار دارند و ایشان را برای رسیدن به هدف و دریافت جائزه تشویق و ترغیب می کنند و فریادشان می‌دارند!
غم و اندوه بر دل رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) ‌می‌تاخت‌، و آتش حسرت بر این بندگان، قلبش را می گداخت‌. بندگانی که دامن به کمر زنان و شتابان به سوی آتش میروند، و او نمیتواند آنان را باز دارد، و ایشان هم گوش به انذار و بیم او فرا نمیدهند و پند و اندرزش را نمی‌شنوند! این از یک سو، از سوی دیگر غم و اندوه دل مباركش را چون خوره میخورد زیرا که می‌دید اینان که در كفر بر همدیگر پیشی میجویند و چست و چالاك و بیباك به سوی آتش میروند و میدوند، شر و بلا و اذیت و آزاری را برمی‌انگیزند که دود آن به چشم مسلمانان هم میرود و آتش آن دامنگیر دعوت خدا نیز میشود و جلو پیشرفت رسالت آسمانی را میگیرد و نمیگذارد به میان مردمان برود و به دل آنان راهیابد، مردمانی که در انتظار نتایج پیكار با قریش بودند تا در پرتو آن صفی را برگزینند و بدان پیوندند که پیروزی را در آغوش گیرد... این بود كه هنگامی كه قریش تسلیم گردید، مردمان دسته دسته دین اسلام را پذیرا شدند... چیزی كه شكی در آن نیست‌، این است که چنین اعتبارات و ارزشهائی در دل مبارك رسول بزرگوار تاثیر گذاشت‌. لذا خداوند رحیم خواست رسول کریم خود را اطمینان دهد و بر دل رنجدیده‌اش مرهم نهد و آرامش خاطری بدو عطا فرماید و غم و اندوهی را از گستره قلب مهربانش بزداید که پیوسته بر آن در تاخت و تاز بود:

(وَلا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا).

كسانی كه در (‌راه‌) كفر بر همدیگر پیشی می‏‎گیرند (‌و همیشه بر كفرشان می‌افزایند و از بد به بدتر می گرایند) تو را غمگین نسازند، چرا كه آنان هیح زیانی به خدا نمی‌رسانند.

این بندگان لاغر اندام نمیتوانند به خدا كمترین زیانی برسانند. در این باره نیازی به توضیح نیست‌. خداوند میخواهد که مساله عقیده را مساله خود فرماید، و پیكار با كافران را پیكار خویش سازد، و میخواهد سنگینی این عقیده و سنگینی این پیكار را از دوش رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و جملگی مومنان بردارد... بنابراین كسانی که بر همدیگر در كفر سبقت میگیرند، با خدا می‌جنگند، و حال آنكه ایشان بسیار ضعیف تر از آنند كه به خدا كمترین زیانی برسانند... و چون چنین است‌، به دعوت خدا هم نمی‌توانند ضرر و زیانی برسانند، و نمیتوانند به پرچمداران و سردمداران این دعوت نیز زیان و ضرری برسانند، هر چقدر هم در كـفر شتاب بیشتری نشان دهند و سبقت چشمگیرتری بر همدیگر بگیرند، و هر اندازه هم به دوستان خدا اذیت و آزار زیادتری برسانند.

بنابراین چرا خدا ایشان را رها میسازد تا پیروز شوند و چیره گردند و باد به غبغب اندازند و بر خویشتن بنازند، در حالی که آنان دشمنان مستقیم و بلاواسطه خداوندند؟ علت آن است که خدا چیزی برای ایشان در نظر دارد که دردآورتر و خواركننده‌تر می‏‎باشد!

(يُرِيدُ اللَّهُ أَلا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ).

خداوند می‌خواهد (‌ایشان را به حال خود واگذارد و) در آخرت بهره‌ای (‌از ثواب‌) برای آنان برجای نگذارد. خداوند میخواهد که آنان همه اندوخته خویش را بخورند و به پایان ببرند، و بار گناهان خود را به تمام و كمال بر دوش کشند، و شایسته حمل عذاب خویشتن باشند، و تا پایان راه شتابان بر كفر روند و در كفر دوند:

(وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ). ایشان را عذاب بزرگی است‌.

حرا خداوند این سرانجام رسوا كننده را برای آنان میخواهد؟ بدان علت که آنان بر اثر خریدن کالای كفر با بهای ایمان‌، استحقاق آن را پیدا كرده‌اند:

(إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالإيمَانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ).

بی‏گمان كسانی كه (‌بهای‌) ایمان را می‌دهند و ( کالای‌) كفر را می‌خرند، هیح زیانی به خدا نمی‌رسانند. و ایشان را عذاب دردناكی است‌.

ایمان در دسترس آنان بوده است‌. دلائل ایمان در صفحات هستی بخش، و در ژرفای درون موجود بوده است‌. نشانه‌های ایمان در «‌طرح و نقشه‌» این جهان شگرف‌، و در نظم و نظام و همنوائی و هماهنگی و تكامل عجیب آن‌، پا بر جای و نمودار بوده است‌. همچنین نشانه‌های آن در «‌طرح و نقشه‌» فطر‌ت سالم‌، و در همآوائی فطرت با این جهان هستی‌، هویدا و برقرار بوده است‌، و فطرت سالم دست سازن