ویزه کمال حقیقت ایمان در دلهایشان‌، به تمام و کمال فراهم آوردن مقتضیات ایمان و پیاده کردن آن در سازماندهی زندگی و رفتارشان‌، فراهم کردن توشه و ابزار كافی به اندازه توانشان‌، و صرف تلاش و كو‌شش به اندازه قدرتشان نموده است‌... چه این سنت خدا ا‌ست‌، و سنت خدا از کسی جانبداری نمیكند... پس اگر در یکی از ا‌ین امور كوتاهی کردند، بر آنان لازم است که نتیجه کوتاهی و قصور خود را بپذیرند. چرا که تنها مسلمان بودن آنان مقتضی این نیست که به خاطرشان سنت شكنی گردد و نوامیس هستی به هم زده شود. بلكه آنان مسلمانند زیرا که سراسر زندگی خود را با سنتها تطبیق میدهند، و همه فطرت خود را با قانون هستی سازگار میسازند... ولی نباید فراموش کنند که مسلمان بودن آنان هم هدر نمیرود و بیهوده نمیشود. تسلیم فرمان خدا بودنشان و حمل رایت پروردگارشان‌، و قصد و تصمیمشان بر اطاعت از آ‌فریدگارشان‌، و رعایت برنامه خدا و ملتزم آن بودنشان، بایستی ایشان را ا‌ز خطاها و قصورها برگرداند، و لغزشها و كو‌تاهیهایشان را سرانجام خیر و بركت گرداند - البته این بی‏گمان قربانیها و دردها و غمها به دنبال دارد - و از ا‌شتباهات و ثمرات آنها، درسـها و تجربه هائی به مسلمانان بیاموزد که مـایه افزایش پاكـی عقیده‌، و سره‌سازی دلها، و پاكیزه داشتن صفها گردند، و صلاحیت پیروزی وعده داده شده را فراهم آورند، و به خیر و بركت منتهی شوند... همچنین درسـها و تجربه هائی به بار آورند که مسلمانان را از کنف حمایت خدا و از رعایت و عنایت او بدور ندارند‌. بلكه برعكس‌،‌ آنان ‌را با توشه راه مدد ویاری ‌دهند، هر اندازه هم در اثناء راه بدیشان رنجها و دردها و سختیها و دشواریها رسیده‌، و بلواها و بلاها دیده باشند.

خداوند با این روشنی و قاطعیت گـروه مسلمانان را مخاطب میسازد و با هر دو وسیله‌، ایشان را رهنمون میشود، و پاسخ پرسش آنان را از آنچه رخ داده است می‏‎گوید، و انگیزه هراس ایشان را از واقعه می‌نمایاند، و پرده از سبب قریب برمیدارد که افعال آنان است‌، همانگونه که پرده از حكمت بعید به کنار میزند که قضا و قدر خداوند سبحان است‌، و منافقان را با حقیقت مرگ آشنا میسازد و بدیشان میفرماید که پرهیز و حذر و در خانه نشستن و از جنگ سرباز زدن‌، انسان را از چنگال مرگ نمیرهاند.

(أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)‌.

آیا (‌به ناله و افغان افتاده‌اید و بی حال و زبون شده‌اید) هنگامی كه مصیبتی (‌در جنگ احد) به شما دست داده است (‌و میگوئید:‌) این ( کشتار و فرار) از كجا است‌؟‌! و حال آنكه (‌در جنگ بدر) دو برابر آن‌، (‌پیروزی‌) كسب كرده‌اید (‌و از طرف كشته و اسیر گرفته‌اید؟‌!) بگو: این (‌شكست خوردن و كشته شدن‌) از ناحیه خـودتان (‌و نتیجه مخالفت با رهنمودهای رسول خدا و حرص و آزتان‌) است‌. بی‏گمان خداوند بر هر چیزی توانا است‌. مسلمانانی که در احد دیدند و چشیدند آنچه دیدند و جشیدند... مسلمانانی که هفتاد شهید به خدا تقدیم كردند، و علاوه از این‌، زخمها برداشتند، و جام دردهای تلخی را در این روز سركشیدند... مسلمانانی که آنچه بدیشان رسید، برایشان بسی سخت و ناگوار بود، و هرگز انتظار این همه بلا و گرفتاری را نداشتند... مسلمانانی که میگفتند: مگر آنان مسلمان نیستند و در راه خدا نمی‌جنگد و دشمنانشان کافر نمی‏‎باشند و چنین بدسگالانی دشمنان خدا نیز بشمار نمیآیند؟ پس چرا باید آنان کشته بدهند و زخمی بشوند و بلا و رنج ببینند و...؟‌! همین مسلمانانی که بدین مصائب ناگـوار گرفتار و چنین و چنان میگفتند، کسانی بودند که پیشتر دو برابر آن‌، پیروزی كسب کرده بودند. همانند آنچه در احد چشیدند، در بدر چشانده بودند، و در آن جنگ هفتاد نفر از سران قریش را کشته بودند. و مثل آنچه در اواخر جنگ احد به خود دیدند، در آغاز جنگ احد به دیگران رسانده بودند. بدانگاه که سر بر راستای خط فرمان خدا و فرمان رسول خدا بر‌داشتند، و هنوز در برابر گول غنائم سست نشده بودند و هنوز وسوسه‌هائی که نباید بر دل مومنان گذر كند و پهنه درونشان را میدان تاخت و تاز خود قرار دهد، بر دل آنان نگذشته بود و گستره ضمیرشان را محل تاخت و تاز خود نكرده بود!

خداوند همه اینها را بهیادشان میآورد و پاسخ هـراس پرسشگرانه آنان را میـدهد و بدین منظور آنچه را که برایشان پیش آمده است به سبب مستقیم و نـزدیك مساله برمیگرداند:

(قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ).

بگو: این از ناحیه خودتان است‌.

این خود شما بودید که اختلاف ورزیدید و متزلزل شدید و سست گشتید و در كار جنگ به نزاع پرداختید. این خود شما بودید که پیمان خدا و پیمان فرستاده او را شكستید. این خود شما بودید که آزها و وسوسه‌ها به اندرونتان خزید. این خود شما بودید که از فرمان رسول خدا و نقشه جنگی او سرپیچی كردید... پس این چیزی كه نمی‌پسندید که بر سر شما آید، و میگوئید: این چرا است‌؟ چنین چیزی از جانب خدای شما است‌ ( وقتی که خویشتن را در معرض سنت خدا قرار داده‌اید، به ناچار سنت خدا درباره شما پیاده میشود. زیـرا هنگامی که انسان خویشتن را در معرض سنت خدا قرار دهد، بایستی سنت خدا بر او جاری و پیاده گردد، چنین انسانی خواه کافر باشدیا مسلمان‌. دیگر سنت خدا به خاطر جانبداری از مسلمان ‌شكسته نـمیشود و تغییر نمی‏پذیرد، و نشانه کمال اسلام او این است که از اول خود را با مقتضی سنت خدا وفق دهد.

(إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ).

بی‏گمان خدا بر هر چیزی توانا است‌.

یكی از مقتضیات قدرت خدا این است که سنت خود را اجراء کند، و قانون خویش را حاكم سازد، و امور برابر حكم و اراده او جاری و ساری شود، و سنتهایش کـه هستی و زندگی و حوادث را بر آنها بنیاد نهاده است تعطیل نگردد.

با وجود این‌، قضا و قدر خدا، بنا به حكمتی کـه خـود میداند، در فراسوی همه کارها قر‌ار دارد، و هر کاری که رخ میدهد همیشه قضا و قدر خدا در پشت سر آن نهان است‌، و بالاخره قضـا و قدر خدا در فراسوی هر حركت و تكانی‌، و هر نغمه و صدائی‌، و هـر جوشش و زمزمه‌ای قرار دارد که در سراسر این هستی است‌.

(وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ ... ).

آنچه (‌در جنگ احد،‌) در روزی كه دو دسته (‌مومنان و كافران‌) با هم جنگ كردند به شما رسید به فرمان خدا (‌و برابر اراده و قضا و قدر پروردگار) بود....

هر چه شد تصادفی و ناسنجیده روی ندا‌د، و بیهوده و بی‏فایده بوقوع نپیوست‌. چه هر حركت و تكانی در طرح و نقشه این هستی حسابی برای آن باز شده است‌، و علت وقوع و نتائج آن مقدر و معین گشته است‌، و این حركت و تكان به همراه همه علل و نتائج‌، و هـمراه با وقوع آن برابر سنن و قوانین ثابتی که در هم نمیشكند و تعطیل نمی‌پذیرد و از کسـی جانبداری نـمیکند، حكمت نه