هنگ می‌شود و موضوعهای آن همچون رودی جمع می‌گردد و میان دوکناره‌ي صفات مؤمنان‌، و ویژگیهای ایمان به پیش می‌تازد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] سوره‌های کوتاه‌. (‌مترجم‌)
[2] سوره‌های درازی‌که آیات آن بیش از ١٠٠ آیه است‌. (‌مترجم‌)
[3] هفت سورۀ دراز قرآن‌ که عبارتند از: بقره‌، آل عمران‌، نساء‌، مائده‌، انعام‌، اعراف‌، توبه‌. (‌مترجم‌)
[4] به فصل «‌هماهنگی هنری‌» درکتاب «‌تصویر هنری در قرآن» مراجعه شود. (‌مؤلف‌)سـپس روند گفتار چرخش تازه‌ای را می‌آغازد... چرخشی که محور آن شخص رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) ‌و حقیقت نبوی بزرگوار او، و ارزش این حقیقت سترگ در زندگی ملت اسلامی‌، و اندازه مكر‌مت و مرحمت و لطف و رحمت خدا بدین ملت است‌... پیرامون این محور تارهای دیگری آویزان است‌. تـارهائی کـه از برنامه اسلامی و حقاتقی که این جهان‌بینی بر آن استوار است‌، و از ارزش این جهان بینی و آن برنامه درباره زندگی بشری بطور كلی، فراهم آمده‌اند:

(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَیحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ. إِنْینْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْیخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِیینْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. وَمَا كَانَ لِنَبِی أَنْیغُلَّ وَمَنْیغْلُلْیأْتِ بِمَا غَلَّیوْمَ الْقِیامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لایظْلَمُونَ. أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ. هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَایعْمَلُونَ. لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولا مِنْ أَنْفُسِهِمْیتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَكِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ).

از پرتو رحمت الهی است كه تو با آنان ( که سر او خط فرمان كشیده بودند) نرمش نمودی‌. و اگر درشتخوی و سنگدل بودی از پیرامون تو پراكنده میشدند. پس از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت و رایزنی كن‌. و هنگامی كه (‌پس از شور و تبادل آراء‌) تصمیم به انجام كـاری گرفتی (‌قاطعانه دست بكار شو و) بر خدا توكل كـن‌، چرا كه خداوند توكل کنندگان را دوست میدارد. اگر خداوند شما رایاری كند (‌هـمانگونه كه در جنگ بدریاری كرد) هیچكس بر شما چیره نخواهـد شـد، و اگر خوارتـان گرداند (‌و دست ازیاریتان بردارد، همانگونه كـه در جنگ احد چنین شد كیست كه پس از او شما رایاری دهد؟ و مومنان باید تنها بر خدا توكل كنند و بس‌. (‌شما گمان كردید که ممكن است پیغمبر به شما خیانت كند! در حالی كه‌) هیچ پیغمبری را نسزد كه خیانت كند، و هر كس خیانت ورزد در روز رستاخیز آنچه را كه در آن خیانت كرده است با خـود (‌به صحنه محشر) می‌آورد، سپس به هر كسی پاداش و پادافره آنچه كرده است به تمام و كمال داده میشود و بدانان ستم نخواهد شد. آیا كسی كه (‌با طاعت و عبادت ‌در پی خوشنودی خدا است‌، مانند كسی است كه (‌با معصیت و نافرمانی‌) خشـم خدا را نصیب خود می‏‎كند، و جایگاه او دوزخ خواهد بود؟‌! و (‌این‌) بـدترین سرانجام و سـرنوشت است‌. (‌هر یک از) آنان (‌چـه دینداران و چـه بی‌دینان‌) برای خود جاه و مقام‌، و جا و مكانی در پیشگاه خـدا دارند (‌و برابر و یکسان نیستند) و خداوند می‌بیند آنچه را كه انجام میدهند (‌لذا درجات و دركات هر یک را برابر كردار و رفتارشان تعیین مینماید و به هر کس آن دهد كه سزد )‌. بی‏گمان خداوند بر مومنان (‌صدر اسلام‌) منت نهاد و تفضل كرد بدانگاه كه در مـیانشان پیغمبری از جنس خودشان برانگيخت. (‌پيغمبري كه‌) بر آنان آيات ( کتاب خوانـدني قرآن و كتاب ديدني جهان‌) او را ميخواند، و ايشان را (‌از عقائد نادرست واخلاق زشت‌) پاكيزه ميداشت و بـديشان كتاب (‌قرآن و بـه تبع آن خواندن و نوشتن‌) وفرزانگي (‌يعني اسرار سنت و احكام شريعت‌) ميآموخت هر چند كه پيش از آن در گمراهي آشكاري (‌غوطه‌ور) بودند.

بدين بخش مي‌نگريم و حقائق بزرگ و بنياديني را مي‌بينيم که به محور خود يعني حقيقت نبوي بزرگوار متّصل و پیوسته‌اند. همچنين اصول سترگي را خواهيم يافت که عبارات كوتاهی آنها را در بر ميگيرند... حقيقت رحـمت الهي را در اخلاق پيغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌و سرشت گزيده و مهربان و آرام و لطيف او مجسّم مي‏‎بينيم. سرشت پاكي که آن آمادگي را دارد که د‌لهـا بتوانند بر گرد آن جمع شوند و نفسها پيرامـون آن گرد آيند و بد‌ان انس گیرند... اصل نظامي را خواهيم يافت کـه زندگي اجتماعي اسـلامي بر آن استوار ميگردد. اين اصل‌، شوري است که چنگ زدن بدان در جائي دستور داده ميشود كه در ظاهر امر شوري نتائج تلخي را ببار آورده است! به همراه اصل شوري‌، اصل ديگري را مي‏‎بينيم، و آن اين است که پس از مشورت و رايزني هنگام اجراء خواهيم يافت‌، و آن وقتي خواهد بود كه بنيادهاي جهان‌بيني و حـركت و نظام تكامل مي‌پذيرد، و بينش و كنش و اوضاع و احوال مقتضي اقدام به کار است‌، و پس از استفاده از نيروي درون و بيرون مرحله توكل قرار دارد... حقيقت قضا و قدر خدا، و كشت جملگي امور به آستانه پروردگار غفور، و حواله دا‌دن كارها به فاعليت او را مي‏‎بينيم. فاعليتي که هیچگونه فاعليت ديگري جز آ‌ن در رخداد حوادث و نتائج جهان وجود ندارد... تحذير از خيانت و نادرستي در غنيمت چشم طمع دوختن بدان مي‌يابيم‌... فرق کامل ميان کسي که به دنبال رضايت خدا است‌، و كسي که در پي هـوي است و مورد خشم خدا است‌، آشكارا مي‏‎بينيم، و از اين مساله حقیقت ارزشها و اعتبارها و سودها و زيانها معلوم ميشود و روشن میگردد كه فراچنگ آوردن و از دست دادن كدام است‌... بالاخره اين بخش با ياد منّت الهي مجسّم در رسالت پيغمبر (صلی الله علیه و سلم) بر اين ملّت اسلامي پايان مي‌پذيرد. منّتي که غنائم در برابر آن هیچ است‌، و دردها و رنجها نیز با توجّه بدان ناچيز است‌!

همه اينها در اين چند آيه اندک و كوتاه جمع است‌!

(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ).

از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان ( که از سر از خط فرمان كشيده بودند) نرمش نمودي‌. و اگر درشتخوي و سنگدل بودي از پيرامون تو پراكنده ميشدند. پس از آنان درگذ