 پرستش و عبادتمان را به ما بیاموز، و توبه‌ي ما را بپذیر، چه تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی‌. پروردگارا در میان ایشان پیغمبری از خودشان برانگیز که آیه‌های تو را بر آنان فرو خواند و کتاب و حکمت بدانان آموزد و آنان را (‌از کفر و ضلالت و جهالت‌) پاک گرداند، بی‏گمان تو با عزت و بزرگواری و کارها را از روی حکمت و دانش انجام می‌دهی و سنجیده به پایان می‌بری‌. 
به دنبال این مطالب‌، روی سخن به جانب پیغمبر صلّّی الله عليه و اله و سلّم و گروه مسلمانانی که در اطراف او بودند، می‌شود. آنجا است‌که زیر بنای زندگی این گروه مسلمان‌، پی‌ریزی می‌گردد و افتخار خلافتی در روی زمین نصیبشان می‌شودکه پایه‌های آن بر دعوت به سوی الله‌، استوار است‌. همچنین این‌گروه مسلمان را در قالب ویژه‌ای‌که آنان را از دیگران جدا سازد و بینشان فاصله اندازد، قالبگیری می‌نماید و جهان‌بینی و نظامی بدانان می‌آموزدکه با شیوه‌ي اندیشه‌ي ویژه و نحوه‌ي زندگی خاصی که خواهند داشت‌، در میان سایرین سرشناس و ممتاز می‌گردند.
این بخش با تعیین قبله ای آغاز می‌شودکه این‌گروه مسلمان رو بدان می‌نمایند و خانه‌ي محترم خدا نام دارد و پروردگار به ابراهیم و اسماعیل سفارش می‌کندکه پابرجایش دارند و پاکش نمایند تا تنها خدا در آن پرستیده شود. همان قبله‌ای‌که پیغمبر صلّی الله عليه واله وسلّم علاقه داشت به سویش‌گراید، لیکن آن را بر زبان نمی‌راند:
) قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُمَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ) .
رو به سوی آسمان کردن و به زوایای جهان بالا نگریستن تو را دیدیم (‌و متوجه آرزوی تغییر قبله‌ات شدیم‌) لذا تو را رو به قبله‌ای خواهیم کرد که آن را می‌پسندی‌، پس (‌هم اینک‌) رو به جانب مسجدالحرام کن‌، و (‌ای مؤمنان به هنگام نماز) هر جا که بودید رو به جانب آن کنید.
سپس سوره به تشریح راه و روش خدائی برای این گروه مسلمان می‌پردازد. راه و روش اندیشه و پرستش‌، و راه و روش‌کردار و رفتاری‌که باید در پیش گیرند. برای آنان روشن می‌نماید که‌: کسانی‌که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده بشمار نمی‌آیند، بلکه زنده محسوبند، و هدف ازگرفتار آمدن به ترس وگرسنگی وکاستی اموال و قالب تهی‌کردن ارواح‌، وکم شدن ثمرات و ارزاق‌، شر و بلا نیست‌، بلکه آزمونی است و بس. آنان که در برابر چنین‌گرفتاریهائی بردباری و استقامت می‌ورزند، بهره‌ي ایشان مغفرت و رحمت پروردگار است و راه یافتگان راه حق بشمارند.
اهریمن‌، مردم را به فقر و تنگدستی می‌خواند و آنان را از بی‌چیزی می‌ترساند و به ایشان فرمان انجام کار زشت می‌دهد، ولی خدا مردم را به مغفرت خویش امیدوار و به لطف خود مژده می‌دهد. آخر خدا، سرپرست کسانی است که ایمان آورده باشند. ایشان را از تاریکیهای‌کفر و ضلالت و جهالت به سوی نور هدایت راهنمائی و رهنمون می‌فرماید. و آنان که کفر می‌ورزند، سرپرست و رهبرشان بتان و شیطان بوده، ایشان را از نور هدایت خدائی و فطرت الهی خارج و به سوی تاریکیهای بی‌دینی و نادانی و گمراهی می‌کشانند...
سپس سوره ادامه می‌یابد و برایشان بعضی از خوراکیها و نوشیدنیهای حلال و حرام را روشن می‌دارد. حقیقت نیکی و نیكو‌کاری را بدیشان می‌نمایاند و تنها به شکل ظاهری و نمود بیرونی آن اکتفاء نمی‌نماید. برای احکام قصاص کشتگان‌، احکام وصیت‌، احکام روزه‌، احکام جهاد، احکام حج‌، احکام ازدواج و طلاق‌، با توضیح کافی به ویژه درباره‌ي دستور زندگی خانوادگی‌، احکام صدقه‌، احکام ربا، و احکام قرض و بازرگانی را روشن می‌نماید.
در مناسبات معینی هم روی سخن به جانب بنی‏اسرائیل گرائیده و از وضع آنان بعد از زندگانی موسی بحث و گفتگو می‌شود. در ضمن بخشهائی از داستان ابراهیم به میان می‌آید. لیکن اهتمام‌کلی سوره - بعد از جزء اول آن - بیشتر متوجه تشکیل‌گروه مسلمانان و آماده سازی آنان است برای عهده‌دار شدن امانت عقیده و بر دوش‌کشیدن بار خلافت در زمین و راه بردن آن براساس نظام و شریعت الهی‌.
باز هم سخن از جامعه‌ي اسلامی به میان می‌آیدکه چگونه با جهان‌بینی خاص و اندیشه‌ي ویژه‌ای‌که از هستی دارند، مشخص می‌گردند و چگونگی ارتباط آنان با پروردگارشان که ایشان را برای برداشتن این امانت بزرگ برگزیده است‌، معین می‌شود.

*
در پایان‌، می‏‎بینیم که سرانجام سوره به سرآغاز آن برمی‏گردد و سرشت اندیشه‌ي ایمانی و باور ملت مسلمان به همه‌ي انبیاء و به تمام‌کتابهای آسمانی‌، و ایمان به غیب و ماوراء آ‌ن را روشن می‌دارد و می‌گوید: جامعه‌ي اسلامی‌، فرمان حق را می‌شنود و می‌پذیرد و از آ‌ن اطاعت می‌کند و بدان‌گردن می‌نهد: 
( آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ. لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلا تُحَمِّلْنَا مَا لا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ) .
پیغمبر و همچنین مؤمنان‌، ایمان دارند به آنچه از جانب پروردگارش برای او فرستاده شده است‌. همه ایمان دارند به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیغمبران‌. (‌ایشان می‌گویند:‌) میان فردی از پیغمبران (‌در ایمان به آنان و بزرگ داشت ایشان‌) فرقی نمی‌نهیم‌. و گویند: (‌فرمان تو را) شنیدیم و پاسخ گفتیم و پذیرفتیم‌، خدایا (‌چشم به راه‌) مغفرت تو داریم و عفو تو را خواستاریم‌، و سرانجام کارها و برگشت (‌همگان‌) به سوی تو است‌. خدا برای هیچ فردی وظیفه و تکلیفی فراتر از توانائی و نیرویش تعیین و تحمیل نمی‌نماید. هر کس هر چه کند به نفع خودکند یا به زیان خود کند (‌= هر کسی در گرو اعمال خویش است‌)‌. خداوندا اگر به نسیانی گرفتار آمدیم یا لغزشی نمودیم‌، ما را بدان مؤاخذه و عقاب مکن‌. خداوندا بر ما سخت مگیر و بار سنگین (‌تکالیف‌) را بر (‌دوش‌) ما مگذار همانگونه که بر (‌دوش‌) کسانی گذاشتی که پیش از ما بودند. پروردگارا! چیزی را (‌از تکالیف‌) که در حد توانائی ما نباشد بر ما تحمیل مگردان، و از ما صرفنظر کن‌، و ما را عفو فرما، و به ما رحم نما، تو سرور مائی‌، لذا ما را بر گروه کافران پیروز گردان.
این است‌ که سرانجام و سرآغاز سوره‌، با یکدیگر هما