وردکارتان بر شما حجت گیرند و به ستیزتان برخیزند؟ مگر خرد ندارید؟‌.
( وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ )‌.
و گفتند: آتش دوزخ جز چند روز کم و شمرده‌، به ما نخواهد رسید. بگو: آیا از خدا پیمان گرفته‌اید (‌و این است که اطمینان یافته‌اید چون می‌دانید) خدا پیمان شکنی نمی‌کند و خلاف وعده عمل نمی‌نماید؟ یا بر خدا دروغ می‌بندید و از قول خدا چیزهائی را که نمی‌دانید می‌گوئید؟‌.
( وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ ) .
و هنگامی که کتابی از جانب خدا بیامد، کتابی که بر صدق آنچه (‌تورات‌) برای آنان فرو فرستاده شده گواهی می‌داد، (‌از روی دشمنانگی و حسادت‌) بدان کافر شدند و ناشناخته‌اش گرفتند، گرچه قبل از (‌رسیدن این کتاب، به هنگام برخورد با مشرکان در جنگ حقیقی یا جدال لفظی می‌گفتند:‌) پروردگار (‌با ارسال پیغمبر واپسینی که کتاب آسمانی ایشان بدان خبر داده است‌) آنان را یاری می‌دهد و بر ایشان پیروز خواهد کرد. ولی چون چیزی (‌قرآن‌) که (‌در انتظارش بودند) بیامد و آن را شناختند (‌به علت اینکه پیغمبری جدا از بنی اسرائیل‌، آن را آورده بود) بدان كافر شدند و ناشناخته‌اش انگاشتند. هان‌! نفرین خدا بر کافران باد.
 (‌ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ ) .
و چون بدیشان گفته شود: به آنچه خدا فرو فرستاده است ایمان بیاورید، گویند: به آنچه برای خودمان ارسال گشته است ایمان می‌آوریم و به آنچه جز آن است ایمان نمی‌آورند، در صورتی که (‌از جانب خدا و) حق است و بر (‌حقانیت‌) آنچه ایشان دارند گواهی می‌دهد.
( وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) ‌.
و هنگامی که پیغمبری از جانب خدا به سوی ایشان آمد و تصدیق کننده‌ي چیزی بود که داشتند، گروهی از کسانی که کتاب به سویشان فرستاده شده بود، کتاب خدا را پشت سر انداختند، گوئی آنان نمی‌فهمند و نمی‌دانند.
( مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ )‌ .
 کافرانی که از اهل کتاب بوده و دیگر مشرکان‌، دوست ندارند که از جانب پروردگارتان خیر و خوبی نصیبتان گردد.
( وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ) .
بسیاری از اهل کتاب آرزومندند که شما را به سوی کفر برگردانند و بعد از ایمان آوردنتان‌، کافرتان گردانند، این هم به علت حسادتی است که بعد از آشکار شدن حق‌، برای ایشان پیدا آمده است‌.
( وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ) .
و گویند: وارد بهشت نمی‌شود مگر کسانی که یهودی یا مسیحی باشند، این آرزوها و دلخوشیهای ایشان است‌.
( وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ) .
یهودیان و مسیحیان از تو خشنود نخواهند شد مگر وقتی که پیرو مکتب و دین ایشان شوی و ....
از معجزه‌ي جاویدان قرآن است‌که صفتی را از بنی‏اسرائیل ذکرکندکه پیوسته ملازم ایشان بوده است و همه‌ي نژادهایشان چه پیش از اسلام و چه بعد از آن تا به امروز بدان متصف بوده و هستند و خداوند آنان را به علت این صفت از هم پاشیده است‌. قرآن در روزگار پیغمبر صلّی الله عليه و اله و سلّم ‌همانگونه از ایشان سخن می‌گوید و آنان را مخاطب قرار می‌دهد که گوئی اینان همان افر‌ادی هستندکه در روزگار موسی عليه السّلام و پیغمبرانی‌که جانشین وی بوده‌اند، زندگی می‌کرده‌اند. بدین جهت است‌که سخنان زیادی از قوم یهود به میان می‌آید و روی سخن از قوم موسی برگشته و به یهودیانی می‌پردازدکه در مدینه می‌زیسته‌اند، و نیز سخن به نسلهائی می‌گرایدکه در میان این دوگروه بسر می‌برده‌اند. این است که می‏‎بینیم سخنان قرآن زنده می‌ماند، گوئی هم اینک از موضع ملت مسلمانی که امروزه می‌زیند و نقشی‌که قوم یهود در برابر آنان ایفاء می‌كنند، سخن می‌راند. و نیز از استقبال و رویاروئی امروز و فردای قوم یهود با این عقیده و این رسالت همان چیزهائی را می‌گویدکه درست دیروز بر دست آنان انجام می‌پذیرفته است‌. گوئی این سخنان جاویدان‌، بیدار باشی است برای زمان حاضر ملت مسلمان‌، و دورباش همیشگی است برای آنان ازکید و مکر دشمنانشان‌، دشمنانی‌که باگذشتگانشان به دسیسه وکید و مکر دست یازیده و با آنان رو در روگشته‌اند به همان شکلی‌که امروزه با ملت مسلمان رفتار نموده و به نبرد خاسته‌اند، نبردی که در قالبها و شکلهای گوناگونی جلوه‌گر، لیکن ماهیت و هدف آن یکی بیش نیست‌.
*
این سوره همانگونه‌که در برگیرنده‌ي چنین وصف و بیدارباشی است‌، بیانگر بنیان‌گذاری جامعه‌ي اسلامی و آماده نمودن مسلمانان نیز بوده تا برای برداشتن بار امانت رسالتی مهیا شوندکه در قدیم بنی اسرائیل از حمل آن‌، سر باز زده بودند واینک هم رو در روی آن‌، به همان شکل قرارگرفته و علیه آن بپا خاسته‌اند ... 
این سوره - چنانکه‌گفتیم - با بیان اوصاف چنین طوائفی آغاز می‌گرددکه به محض هجرت رسول به مدینه‌، رو در روی رسالت اسلام قرارگرفتند و بعداً هم در طول تاریخ رو در روی آن قرار خواهندگرفت‌. در این سرآغاز، اشاره‌ای هم به اخلاق رؤسای شیطان صفت و اهریمن سرشت یهودیانی بودکه بعدها ذکر ایشان به طور مفصل خواهد آمد.
سپس سوره به همراه دو خط اصلی خود، بر محور خویشتن می‌چرخد و راه خویش را تا پایان در پیش می‌گیرد.
در این سوره با وجود اینكه از موضوعهای‌ گوناگون و متنوعی بحث می‌شود، لیکن یکنواختی و وحدت چشمگیری خودنمائی می‌کندکه به سوره شخصیت و استقلال ویژه‌ای می‌بخشد.
آنگاه پیش از هر چیز، گفتگو از نمونه‌های سه‌گانه‌: پرهیزگاران‌، و بی‌باوران‌، و دورویان‌، به میان می‌آید. بعد اشاره‌ي ضمنی به یهودیان ابلیس منش می‌گردد... سپس می‌بینیم‌که همگان به پرستش خدا و ایمان به کتاب فرو فرستاده بر بنده‌اش، فرا خوانده می‌شوند. به دنبال اینها، کسانی‌که راجع به قرآن دچار شک و تردیدی باشند، فرا خوانده می‌شو