 عوامل و علل فراوانی داشت ... یهودیان در مدینه از مرکزیت ممتازی برخوردار بودند. چه ایشان اهل‌کتاب بوده و در میان عربهای بیسواد اوس و خزرج می‌زیستند. گرچه مشرکان عرب میل و علاقه‌ای برای پذیرش دین یهودیان اهل‌کتاب‌، از خو‌د نشان نمی‌دادند ولی ایشان را به علت داشتن‌کتاب آسمانی‌، داناتر و فرزانه‌تر از خود بشمار می‌آوردند. گذشته از این‌، دشمنانگی و اختلافی‌که میان اوس و خزرج بود، زمینه‌ي مناسب و شرائط مساعدی را برای یهودیان آماده می‌ساخت و زمین بایر و حاصلخیزی برای ایشان بود - از این چنین محیطی‌، یهودیان پیوسته بهره‌برداری می‌نمایند و به دسیسه و دسیسه‌بازی دست می‌یازند. ولی چون اسلام آمد همه‌ي این امتیازات و مزایا را از ایشان گرفت ... اسلام‌کتابی را با خود آوردکه‌کتابهای آسمانی پیشین را تصدیق می‌کرد و حافظ و نگهبان قوانین خدائی آنها بود. همچنین این‌کتابی را که اسلام آورده بود، دوگانگی و تفرقه‌ای را که یهودیان از آن سود می‌جستند و از خلال آن نفوذ می‌کردند و به دسیسه و مکر و حیله دست می‌یازیدند و تاراج می‌آغازیدند و غنائم می‏بردند، از میان برداشت. صف اسلامی را متحد و یکتاکرد و اوس و خزرج را نیز در لابلای آن‌، جای داد و از آن روز به عنوان «‌انصار» (‌=یاوران‌) شناخته شدند و یاران و یاوران مهاجران گردیدند و انصار و مهاجران‌، درکنار هم و همسنگر و همرزم‌، پرچم اسلام را به دست‌گرفتند و از همه‌ي آنان جامعه‌ي اسلامی متحد و یکارچه و محکم و استواری تشکیل شدکه بشریت به طورکلی نه درگذشته و نه در آینده همانند آن را ندیده و نخواهد دید.
یهودیان گمان می‌بردندکه ایشان ملت گزیده‌ي خدایند، و پیغمبری اختصاص بدانان دارد و کتاب‌های آسمانی تنها برای ایشان نازل خواهد شد. لذا انتظار داشتند که پیغمبر واپسین از میان ایشان برگزیده شود همانگونه که پیوسته چنین‌گفته بودند. اما هنگامی‌که دیدند این پیغمبر از میان عربها برخاسته است حداقل امیدوار بودند ایشان را از دائره‌ي رسالت و از زمره‌ي فراخواندگان به دین خود، بیرون دارد و آنان را به این دعوت نو فرا نخواند. ولی چون دیدندکه آنان را پیش از هرکس دیگری به سوی‌کتاب خدا می‌خواند به بهانه‌ي اینکه ایشان از مشرکان به قوانین‌کتاب آسمانی او قرآن‌، داناتر و آشناترند، لذا از دیگر مشرکان‌، بیشتر شایانی پذیرش دعوت او را دارند ... غرورگناه و تکبر بیجا، سر تا پای ایشان را فراگرفت‌، و روکردن دعوت اسلام به آنان و خطاب رسالت بدیشان، به نظرشان اهانتی نابخشودنی نسبت به آنان محسوب و هرزه درایی و تجاوزی بود به حق آنان‌.گذشته از اینها، از روز نخست‌، دشمنانگی و خشمگینی ایشان نسبت به اسلام و موضعگیری مغرورانه‌ي آنان در برابر اسلام‌، سبب دیگری داشت‌. و آن اینکه‌، ایشان پی برده بودندکه خطر برکناری آنان و انزوای از جامعه‌ي مدینه در میان است‌که رهبری عقلی و اجتماعی و مالی آن را در دست داشتند و در آنجا به بازرگانی پر سود و ربای مکارانه و سود خواریهای ستمگرانه دست می‌زدند. حال چاره‌ای جز این نداشتندکه یا از این همه منافع و دبدبه وکوکبه دست بردارند و یا دعوت جدید را بپذیرند و در جامعه‌ي اسلامی حل‌گردند، و این دوکار - بنظرشان - یکی از یکی بدتر و تلخ‌تر بود.
با توجه به همه‌ي این عوامل و علل بودکه یهودیان در برابر رسالت اسلام چنین موضعی را به خودگرفتندکه سوره‌ي بقره و سوره‌های بی‌شمار دیگر، آن را توصیف می‌دارند وگوشه وکنارش را مفصلاً بررسی و حلاجی می‌نمایند.
در اینجا بعضی از آیاتی را که بدان اشاره دارد،‌گلچین می‌نمائیم‌. در سرآغاز سخن از بنی‏اسرائیل، این رسالت آسمانی رو بدانان کرده می‌گوید:
( يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ. وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ. وَلا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ. وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ. وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ. أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ؟ )٠
ای بنی‌اسرائیل‌، بیاد آورید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشته‌ام و به پیمان من وفا کنید تا به پپمان شما وفا کنم و از من بترسید، و به آنچه فرو فرستاده‌ام و تصدیق کننده‌ي چیزی است که پیش شما است ایمان آورید. و نخستین کافران بدان نباشید. و آیات مرا به بهای کم مفروشید و از (‌خشم و عذاب‌) من خود را بر حذر دارید. حق را با باطل میامیزید و حق را آگاهانه پنهان مکنید. نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با نماز گزاران نماز را به جماعت اداء کنید. آیا مردم را به انجام کارهای نیک فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید، با اینکه کتاب (‌آسمانی‌) را می‌خوانید؟ مگر نمی‌فهمید و به فرمان خرد گوش فرا نمی‌دهید؟‌.
این سوره بعد از یادآوری یهودیان به موضعگیریهائی که با پیغمبرشان موسی عليه السّلام داشته‌اند و ناسپاسی نعمتهای خدادادی و تذکر سرپیچیهایشان از دستورات کتاب و فرمان شریعتشان‌، و شکستن پیمانهائی‌که با خدا بسته بودند ... در اثنای سخنانی که یهودیان را مخاطب قرار می‌داده است‌، رو به مسلمانان می‌کند و ایشان را از مکر وکید و ترفند قوم یهود بر حذر می‌دارد:
( أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ. وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ ) .
 آیا امیدوارید که به (‌دین‌) شما ایمان آرند؟ (‌با اینکه می‌دانید دلهایشان از سختی و انکار حق در چه حال است‌)‌، و گروهی از (‌پیشوایان دینی‌) ایشان کلام خدا را (‌در تورات‌) می‌شنوند و پس از دریافتن‌، عمداً به تحریف آن دست می‌برند، در حالی که حق را می‌شناسند و بدان پی می‌برند. (‌و دسته‌ای از منافقان ایشان‌) وقتی کسانی را که ایمان آورده‌اند می‌بینند (‌از راه فریب‌) بدیشان می‌گویند: ایمان داریم (‌به اینکه شما بر حق هستید و محمد همان پیغمبری است که وصف او در تورات آمده است‌)‌، و چون دسته‌ای از ایشان با دسته‌ي دیگری از خودشان به خلوت می‌نشینند (‌ایشان را سرزنش نموده‌) می‌گویند: آیا با آنان از آنچه خدا بر شما گشوده و بدان آشنائیتان داده است‌، سخن می‌رانید تا با آن در پیشگاه پر