ند بدانچه در سينه ها (‌از اسرار و رازها) است آگاه است‌. آنان كه در روز روياروئي دو گروه (‌مسلمانان و كافران در جنگ احد)‌، فرار كردند، بي‏گمان اهريمن به سبب پاره‌اي از آنچه كـرده بودند ( که سركشي از فرمان خدا بود)‌، آنان را به لغزش انداخت و خداوند ايشان را بخشيد، چرا كه خداوند آمـرزنده و شكيبا است‌.

تعبير قرآني در اينجا صحنه‌ كاملي از نمايشنامه ‌كارزار و چرخش پیروزی و شكست را به تصوير مي‏كشد. صحنه‌اي است که حركتي درميدان‌، خطره‌اي در نفسها، نشانه‌اي در چهره‌ها، و خطره‌اي در دلها را بر جای نميگذارد جز آنكه آن را ثبت و ضبط میکند...گوئي عبارات‌، فيلم رنگي و مصوري است که ا‌ز جلو چشمان ميگذرد و در هر حركتي عكسهاي تازه و جنباني را در لابلاي خود حمل مينمايد و به معرض تماشا ميگذارد. بويژه حركت صعو‌د از کو‌ه‌، و فرار توام با دهشت و وحشت‌، و ندا در دادن رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) فراركنندگاني را كه از كارزار برميگردند و پشت به جنگ و پاي به گريز نهاده و شتابان از دامنه كوه بالا ميروند، بوضوح ديده میشود. نمايش همه اينها نیز با حركت نـفسها و نمودن خاطره ها و انفعالها و آزها و ديگر چيزهائي همراه است که در آنـان میگذرد... توام با ايـن همه عکسهاي زنده و جنبنده و تكان خورنده‌، رهنمود ها و روشنگريهائي است که سبك قـرآن و برنامه تربیتي شگفت آن متمايز بدان است‌:

(وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ).

 و در آن هنگام كه آنان را (‌در آغاز جنگ احد) با كمك و ياري او از پا در مي‌آورديد خداوند به وعده خود ( که پيروزي بود و بر زبان پيغمبر رفته بود) با شما وفا كرد.

اين كار در آغاز كـارزار بود، آنگاه كه مسلمانان مشرکان را از پاي در مي‌آرردند. يـعني ايشان را از حس و حركت مي‌انداختند و چراغ فهم و شعورشان را خـاموش مينمودند يا آنان را جملگي قلع و قمع ميكردند و نژادشان را از روي زمين پاك مي‌زدودند. البته پیش از آنكه حرص و آز غنيمت‌، ايشان را از خود بيخود كند و آنان را به خود مشغول دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) بديشان فرموده بود:

(لکم النصر ما صبرتم).

مادام كه شكيبائي كنيد، پيروزي از آن شما خواهد بود. خداوند به وعده‌اي كه بر زبان پيغمبرش بديشان داده بود وفا كرد.

(حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ).

تا آنگاه كه سستي كرديد و در امر (‌ماندن در سنگرها و رها كردن آنجاها) به كشمكش پرداختيد و اختلاف ورزيديد، و پس از آنكه آنچه را دوست ميداشتيد به شما نشان داد ( که غلبه بر دشمن بود) نافرماني كرديد (‌و دو دسته شديد:‌) دسته‌اي از شما خواهان كالاي دنيا (‌يعني غنائم جنگ‌) شد، و دسـته‌اي خواستار آخرت (‌يعني رضايت الله و پاداش اخروي‌) گرديد.

اين بيان حال تيراندازان است‌.گروهی از آنان در برابر فريب غنيمت ضعيف شدند و خود را باختند. ميان اينان و ميان كساني که معتقد بودند که بايد از دستور رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) ‌كاملا اطاعت‌ كرد، كشمكش و نزاع در گرفت‌. سرانجام كار به عصيان و نافرماني كشيد. اين وقتي بود که با چشمان خود طليعه و پيش درآمد پیروزیي را ميديدند که دوستش ميداشتند. دو دسته شدند: دسته‌اي خواهان غنيمت شد، و دسته‌اي ديگر خواستار اجر آخرت گشت‌. دلها از هم پـاشيد و صف يكي نماند و هدف يكي نشد. حرصها و آزها جلوه اخلاص و صافي پاك باختگي را تيره و تار كرد که لازمه پيكار عقيدتي است‌. زيرا كه پیکار در پهنه دل و جان است‌. پيروزي در پيكار گستره ميدان بدون پيروزي در پیکار پهنه دل و جان ممكن نيست‌. پیکار عقيدتي پیکار به خـاطر خدا و در راه الله است‌، و خداوند در آن جز كساني را پيروز نميگرداند که نفسهايشان خالصانه از آن او باشد و با او يكرنگ و صافي‌ گشته باشد. مادام که مسلمانان پرچم خدا را بر دوش ميكشند و خويشتن را به پرچم او منسوب ميدارند، پروردگار پیروزی را از آن ايشان نميدارد مگر آنكه آنان را بيازمايد و براي داشتن اين پرچمي كه ميخواهند آن را بلند گردانند و برافراشته‌اش دارند، خالص و يكرنگشان‌ گرداند. تا اينكه هيچگو‌نه غش و خيانتي در حق اين پرچم نرود و دغلكاري و نيرنگي نسبت بدان نشود. در برخي از جنگها - بنا به حكمتي كه خداوند خود ميداند – باطل ‌گراياني که پرچم باطل را برمي‏دارند، آشكارا پیروز ميشوند. و كساني که پرچم عقيده را برميدارند، ولي با آن‌، اخلاص‌ كامل ندارند، و همچون پاكباختگان در سايه آن ‌گام برنميدارند، خداوند هرگز پیروزی را بديشان نمي‌بخشد، مگر آنگاه که ايشان را بيازمايد، و آنان در بوته آزمايش ذوب و خالص و سره‌ گردند، و پخته و يكرنگ از آن او شوند... اين آن چيزي است که قرآن ميخواهد براي اين‌ گـروه اسلامي روشن‌ كند و با اين اشاره به موقعيت ايشان در پیکار، پرده از آن بركنار دارد. اين همان چيزي است که خداوند بزرگوار خواست آن را به‌ گروه مسلمانان بياموزد بدانگاه که براثر موقعيت پريشان و لرزان خود در احد، شكست تلخ و زخم دردناك را ديدند و ثمره بد آن را چيدند!

(مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ).

دسته‌اي از شما خواهان كالاي دنيا (‌يعني غنائم جنگ‌) شد، و دسته‌اي خواستار آخرت (‌يعني رضايت الله و پاداش اخروي‌) گرديد.

قرآن بر اسرار دلها پرتوهائي مـي‌افكند. اسراري كه مسلمانان در دلهايشان وجود آنهـا را حس نميكر‌دند و بدانها آشنا نبودند... از عبدالله پسر مسعود - رضي الله عنه - روايت است که‌ گفته است‌:‌ گمان نميبردم که‌ كسي از ياران رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) در پي دنيا باشد، تا آنگاه که درباره ما در جنگ احد نازل شد که‌:

(مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ).[7]

بدين وسيله قرآن سفره دلهايشان را در جلوشان باز ميكند و آن چيزهائي كه در آنان است بديشان مينماياند، و به آنان مـي‌فهماند كه شكست از كجا بديشان رسيده و از كدام جهت بر آنان تاخته است‌، تا خويشتن را از آن برحذر دارند و دور نگهدارند!

در همان وقت هم‌ گوشه‌اي از حكمت خدا و تصرف الله را بديشان نشان ميدهد که در فراسوي اين دردهائي که بديشان رسيده است‌، و پشت سر اين حوادثي که برابر اسباب ظاهري بوقوع پيوسته است‌، قرار دارد:

(ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ).

سپس شما را از آنان بازداشت و از ايشان منصرفتان گردانـيد (‌و بدين وسيله پيروزي شما به شكست انجاميد) تا شما را بيازمايد.

قضا و قدر خدا آنجا در پشت سـر افعال بشر قرار داشت‌. هنگامی كه مسلمانان ضعف نشان دادنـد و به كشمكش پرداختند و از فرمان سرپيچي‌ كردند، خدا توان و هراس و هوشياري ايشان را از مشركان بازگرفت، و تيراندازان را از محل حساس رزمگاه‌ كوه غافل و بدور كرد، و جنگجويان 