ِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ. وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ. أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ. وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ).

پيش از شما (‌اي مومنان‌، در باره‌ گذشتگان‌) قواعد و ضوابطي بوده است ( که ثابت و تغييرناپذير به مرحله ‌اجراء درآمده است و امور اجتماعي و بشر برابر آن چرخيده است و هميشه هم چنين خواهد بود) پس در زمين به گردش بپردازيد و بنگريد كه فرجام تكذيب ‌كنندگان (‌حق كه پيوسته با باطل در جنگ است‌) چگونه كشته است‌. اين ( که درباره صـفات مومنان و قواعد و ضوابط ثابت خدا درباره گذشتگان گذشت‌) روشنگري است براي مردمان‌، و مايه رهنمود و پندپذيري براي پرهيزگاران است و (‌از جهاد در راه خدا به سبب ‌آنچه بر سرتان ميآيد) سست و زبون نشويد و (‌براي گذشتگان‌) غمگين و افسرده نگرديد، و شما (‌با تاييدات خداوندي و نيروي ايمان راستين و نيروي حقی كه از آن دفاع مي‌كنيد) برتر (‌از ديگران‌) هستيد و پيروزي (‌و بهروزي‌) از آن شما است اگر كه به راستي مومن باشيد (‌و بر آن دوام داشته باشيد)‌. اگر به شما (‌در جنگ احد) جراحتي رسيده است (‌و به جـانتان گزندي و به دارائيتان زياني وارد آمـده است‌، نگران و پريشان نشويد) بـه آن جمعيت نيز (‌در جنگ بدر) جراحتي همانند ان رسيده است‌، و ما اين روزهاي (‌پيروزي و شكست‌) را در ميان مردم دست به دست ميگردانيم (‌و گاهي بهره اينان و گاهي نصيب آنان مينمائيم‌) تا خداوند ثابت قدمان بر ايمان را (‌از سايرين ‌جدا سازد و مومنان شناخته شوند و خداوند از ميـان شما قربانياني برگيرد و افتخار شهادت نصيبتان گرداند – و خداوند سـتمكاران را دوست نميدارد -‌ و تا اينكه خداوند مومنان را سره و خالص گرداند و كافران را نابود و تباه سازد. آيا پنداشته ايد كه شما (‌تنها با ادعاي ايمان‌) به بهشت در خواهيد آمد بدون آنكه 

خداوند بردبارانـي را متمايز گرداند ( که رنجها و سختيها، آنان را پاكيزه و آبديده كرده باشد) شما كه تمنّاي مرگ (‌و شهادت در راه خـدا) را داشتيد پـيش از آنكه با آن روبرو شويد (‌هم اينک در ميدان نـبرد احد آماده‌ايد و با شهادت ياران‌) مرگ را مي‌بينيد و شما بدان مي‌نگريد (‌پس چرا به دهشت افتاده‌ايد و با ديدن آنچه آرزو ميكرديد زبون و غمگين گشته ايد؟)

در اين جنگ‌، مسلمانان زخمهائي برداشتند و كشته هائي دادند و شكست و گريز داشتند. به جان و تن آنان گزند فراوان رسيد. هفتاد صحابه شهيد شدند. دندان پيشين فرستاده خدا (صلی الله علیه و سلم) شكست و چهره مباركش زخمي گرديد. مشركان اذّيت و آزار بسيار بدو رسانيدند و ستمها بدو كـردند. اصحاب او زخمهاي عميق و ناگواري برداشتند... اين ناگواريها به نفسها تكان سختي داد. صدمه‌اي بدانها رساند كه شايد به دنبال پيروزي شگفـت بدر هرگز انتظار آن را نداشتند. تا آنجا كه هنگامي‌ كه مسلمانان بدان مصائب و بلايا دچار آمدند، گفتند :

« اَنّی هذا ؟». اين چرا است‌؟‌.

آخر چگونه روزگار با ما مسلمانان بايد سـر جنگ داشته باشد، مگر سزد ما مسلمانان را چنين رسد؟! قرآن مجيد در اينجا مسلمانان را متوجّه سنّتهاي خدا در زمين ميفرمايد، و  آنان را به اصول و اركاني ارجاع ميدهد كه كارها برابر آنـها جاري ميگردد و انجام مي‌پذيرد. مسلمانان را متوجّه ميسازد كه آ‌نان چـيز مستثني و نوظهوري در زندگي نيستند. قوانين و ضوابطي‌ كه بر زندگي حكمفرما است تخلف ناپذير است و كارها به ‌گزاف سپري نميشود، بلكه پيرو همين قوانين و ضواط پايدار است‌. اگر درباره اين قوانين و ضوابط بينديشند و آنها را مطالعه و بررسي ‌كنند، و به هدفهاي آنها پي ببرند، حكمتي‌ كه در فراسوي حوادث نهفته است هويدا گردد، و اهدافي‌ كه در پشت سر  وقائع قرار دارد آشكار شود، و  به ثـبات و دوام نظامي  که حوادث از ان پيروي ميكنند اطمينان پيدا كنند، و به وجود حكمتي‌ كه در پشت سر اين نظام نهفته است ايمان داشته باشند، و چراغ ‌گذشته را فرا راه آينده دارند، و در پرتو  راه  طي شده‌، راهـي را بنگرند كه مانده است‌، و تنها بدين بسنده نكنند كه چون مسلمانند بايد به مجّرد مسلمان بودن شاهد پیروزی را در آغوش كشند و زمين از آن ايشان شود، بدون آنكه آسباب و ابزار و ساز و برگ پیروزی را قبلا فراهم آرند، و حتّي پيش از فراهم آوردن آنها ، از خدا و  ييغمبر اطاعت و  فرمانبرداري كنند.

سنّتهائي  که روند گفتار در اينجا بدانها  اشاره مينمايد، و چشم مسلمانان را متوجه آنها ميسازد كه عبارتنداز: فرجام دروغگویان در مدار تاريخ‌، چرخه زمان در ميان مردمان‌، آزمود‌ن براي سره ‌كردن دلها و برملا داشتن نهانيهاي نهانها، آزمايش نيروي شكيبابي با محک گرفتاري‏ها و سختيها، و شايستگی ها شكيبايان براي پیروزی‌، و لياقت دروغگويان براي نابودي.

در خلال عرضه اين سنّتها، آيات قرآني سخت اهـتمام دارد بر اينكه مسلمانان را تشويق به تحمّل مصائب و بلايا، مساوات و برابري در سختيها و گرفتاريها، بردباري و شكيبائي در برابر داشتن زخمهائي‌ كه تنها به مسلمانان نرسيده است‌، بلكه به دشمنانشان هم رسيده است‌. ايشان بايد بردبارتر از دشمنانشان باشند، چرا كه ايشان مومنند و از عقيده برتر‌ي‌، هدف والاتر‌ي‌، و از راه و برنامه هدايت بخش تري برخوردارند، و سرانجام كار هم‌، از ايشان است‌، و عاقبت كافران‌، ناهنجار است‌، و بلا و عذاب در انتظارشان است‌:

(قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ. هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ.)

پيش از شما (‌اي مومنان‌، در باره گذشتگان‌) قـواعـد و ضوابطي بوده است (‌که ثابت و تغيير ناپذير به مرحله اجراء در آمده است و امـور اجتماعي بشر برابر آن چرخيده و گرديده است‌، و هميشه هم چنين خواهد بود)‌، پس در زمين به گردش بـپردازيـد و بنگريد كـه فرجام تكذيب كنندگان (‌حق كه پيوسته با باطل در جنگ است‌) چگونه گشته است‌، اين ( که دربـاره صـفات مومنان و قواعد و ضوابط ثابت خدا درباره گذشتگان گذشت‌) روشنگري است براي مردمان‌، و مايه رهنمود و پندپذيري براي پرهيزگاران است‌.

قرآن زمان گذشته بشريت را با زمان ‌كنوني بشريت، و زمان ‌كنوني او را با زمـان ‌گذشته او پيوند مـيدهد، و در پرتو آن به آينده بشريت اشاره مـينمايد. اين عربهائي‌ كه اولين بار روي سخن قرآن با آنـان بود زندگي و فرهنگ و تجارب ايشان -‌ پيش از اسلام -‌ اجازه نمي داد چنين نگرش فراگير و ديد فراخي داشته باشند. اگر اين اسلام و كتاب آسمانيش قرآن نبود كه خداوند با نور آن ايشان را پرورش داد و بگو‌نه ديگر