نها وصف تاريخيي درباره ‌كارها و معاملات ربويي نيست‌ كه در جزيرة العرب آن روزي‌، گريبانگير جامعه بوده است‌، و بخصوص در اينجا منظور اصلي نهي قرآني است‌. بلكه اضعاف مضاعف وصفي است ملازم سيستم ربوي مبغوض و مدت، بهره آن هر چه ميخواهد باشد.

سيستم ربوي بدين معني است  که ‌گردش ثروت بر اين قاعده استوار شود. معني اين سخن هم ‌اين است  که معاملات ربوي معاملاتي نيست  که ساده و آسان يكي دو بار انجام پذيرد و بس‌. بلكه معاملاتي است  که اولا پيوسته تكرار ميگردد، و ثانياً‌ مركب ميشود، و با گذشت زمان و بر اثر مكرر و مركب شدن‌، همان وصف اضعاف مضاعف بر آن صادق ميآيد و اين سخن از بس روشن است که جاي جدال نيست‌.

سيستم ربوي با سرشتي  که دارد هميشه چنين وصفي را پديد ميآورد. ديگر اين وصف تنها شامل معاملاتي نميگردد كه در جزيرة‌العرب مرسوم بوده است‌. بلكه وصفي است‌ كه همراه و ملازم سـيستم ربوي در هر زماني است‌.

خاصيت چـنين سيستمي است  که زندگي رواني و اخلاقي و اقتصادي و سياسي را تباه ميسازد - همانگونه‌ كه در جزء سـوم شرح داديم – از اينجا پيدا است  که سيستم ربوي با سراسر زندگي مادي و معنوي ملت سر و کار دارد و در سرنوشت همه ايشان اثر سوء ميگذارد.

اسلام که آمده بود تا ملت اسلامي را پديد آورد ، براي چنين ملتي پاكي زندگي رواني و اخلاقي ميخواست ، همانگو‌نه‌ كه براي آن سالم بودن زنـدگي اقتصادي و سياسي ميخواست‌. اثر اين و آن در نتايج پيكارها و كارزارهائي  که ‌ملت اسلامي بدان فرو ميرفت معروف است‌. پس در اين صورت نهي از خوردن ربا در روند گفتار پي‌نوشت بر كارزار رزمي‌، در اين برنامه فراگير و آگاهانه الهي مفهوم و معلوم است‌.

امّا پي‌نوشتي  که بر اين نهي آمده است و دستور ميدهد به تقوي و هراس از خداونـد به امـيد رستگاري‌، و هـچنين دور داشتن خويش از آتشي‌ كه براي ‌كافران آماده ‌گشته است‌، چنين پي‌نوشتي با اين دو پسوده نيز مفهوم و معلوم است ، و مناسب ترين پي‌نوشت بشمار است‌.

كسي که از خدا ميترسد و از آتشي بيم دارد كه براي كافران تهيه ديده شده است ربا نميخورد... كسي‌ كه به خدا ايمان دارد و خويشتن را از صف ‌كافران بدور ميدارد، ربا نميخورد... ايمان هم تنها سخني نيست كه بر زبان رود، بلكه ايمان پيروي از برنامه‌اي است‌ كه خداوند آن را بياني عمـلي و واقعی اين ايمان قرار داده است‌. و ايمان را مقدمه‌اي براي پياده‌ كردن آن برنامه در زندگي واقعي ، و دگرگو‌ن‌ كردن زندگي جامعه برابر مقتضيات آن قرار داده است‌.

محال است‌ كه ايمان با سيستم ربوي در يكجا گرد آيند. هر جا سيستم ربوي پاگرفت‌، آنجا خارج شدن از اين آئين آسماني‌، بطور كلي است‌، و در آنجا آتشي است كه براي‌ كافران آماده شده است! ستيز درباره اين امر، جز ستيز، چيز ديگري نيست‌... گردآوري نهي از خوردن ربا، و دعوت به سوي تقوي و بيم از خدا، و فرياد در دادن مردمان براي پـرهيختن و دوركـردن خـويش از آتشي  که براي ‌كافران آماده شده است ، در اين آيات ، نه بازي و شوخي است و نه تصا‌دفي و سرسري است‌. بلكه اين‌ گردآوري به خاطر بيان اين حـقيقت و ژرفـا بخشيدن آن در آئينه انديشه مسلمانان است‌.

همچنين است اميد بستن به رستگاري با ترك ربا و بيم و هراس از خدا... چه رستگاري ، ثمره طبيعي تقوي ، و نتيجه پياده ‌كردن برنامه خدا در زندگي مردمان است ... درباره بلاهایي  که ربا بر سر جامعه‌هاي بشري ميآورد ، و مصیبتهائي  که براي انسانها به دنبال دارد ، و نابهنجاریهائي‌ كه در زندگي مردمان پديد ميآورد ، قبلا د‌ر جزء سوم از آن سخن رفت‌. اگر ميخواهيم در اينجا معني رستگاري را بفهميم ، بايد بدين سخن در آنجا مراجعه ‌كنيم ، تا روشن شود چرا رستگاري در گرو ترك سيستم ملعون و مبغو‌ض ربوي است !

سپس آخرين تاكيد بدين‌گونه ميآيد:

(و أطيعو‌ا الله و الرسول لعلکم ترحمون)‌.

از خدا و پيغمبر اطاعت كنيد تا كه (‌در دنـيا و آخرت‌) مورد رحمت و مرحمت قرار گيريد.

اين فرمان عامي است براي اطاعت از خدا و پيغمبر، و رحمت بسته بد‌ين اطاعت عام است‌. امّا اينكه رحمت منوط به اطاعت ، پي نوشت نهي از ربا شده است ، معني خاصي دربردارد. و آن اين است  که در جامعه ‌اي كه بر سيستم ربوي استوار و پا بر جا است ، در آن هيچگو‌نه اطاعتي از خدا و پيغمبر نيست‌. و در دلي  که ربا را به شكلي از اشكال ‌گوناگون ميخورد، سراغي از اطاعت از خدا و پـيغببر نيست‌... بدين ‌گونه چنين پي‌نوشتي ، تاكيد بعد از تاكيد خواهد بود.

علاوه ا‌ز آنچه‌ گفتيم ، رابطه خاصي مـيان وقايع كارزاري است‌ كه در آن با دستور رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) مخالفت شد، و ميان اطاعت از خدا و پيغمبر كه اين اطاعت مايه رستگاري و محل اميد بشمار آمده است‌. در سوره بقره در جزء سوم ديدیم که چگونه از ربا و از صدقه با هم سخن رفته است‌. هر يك از آن دو ، رويه مقابل سكه نظام اقتصادي در روابط اجتماعي بشمار است و نشانه آشكاري از دو سيستم مختلف است‌، سيستم ربو‌ي‌، و سيستم تعاوني‌... در اينجا هم سيستم در كنار همديگر سخن از ربا و سخن از بذل و بخشش نـمودن به وقت خوشي و ناخوشي و ثروتمندي و تنگدستي‌، رفته است‌.

به دنبال نهي از خوردن ربا، و بر حذر داشتن ا‌ز آتشي كه براي ‌كافران آماده شده است‌، و دعوت به تقو‌ي به اميد رحمت و رستگاري ، فرمان ميرسد كه به سوي مغفرت و به سوي بهشتي بشتابند و بر همديگر پيشي گيرند كه بها و پهناي آن (‌براي مـثال‌، همچون بها و پهناي‌) آسمانها و زمين است و «‌بـراي پرهيزگاران آماده شده است »‌... سپس وصف نخستين پرهيزگاران بيان ميشود و ميگويد كه پرهيزگاران‌: «‌كساني هستند كه در وقت خوشي و ناخوشي و ثروتمندي و تنگدستي ، بذل و بخشش ميكنند »‌... پس آنان‌ گروهي هستند كه مقابل ‌كساني قرار دارند كه ربا را دو و چند برابر ميخورند. آ‌نگاه بقيه اوصاف و نشـانهاي پرهيزگاران ذكر ميشود:

(و َسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ. الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ.)

(‌با انجام اعمال شايسته و بايسته‌) بـه سوي آمرزش پروردگارتان‌، و بهشتي بشتابيد و بـر همديگر پيشي گيريد كه بها و پهناي آن (‌بـراي مثال‌، همچون بها و پهناي‌) آسمانها و زمين است‌، (‌و چنين چيز با ارزشي‌) براي پرهيزگاران تهيه ديده شده است‌. آن كساني كه در حال خوشي و ناخوشي و ثروتمندي و تنگدستي، به احسان و بذل و بخشش دست مي‌يازند، و خشم خود را فـرو مـيخورند، و از مردم 