اره ‌كرديم ، پيكاري  که دراعماق نفس ، يعني دنياي درون ، و در گستره محيط زندگي ، يعني دنياي بيرون در ميگيرد... درباره ربا و معاملات ربو‌ي ، تقوي و هر‌اس از خدا، فرمانبرداري از خداوند و اطاعت از فرستاده‌اش ، بذل و بخشش به هنگام داشـتن و نداشتن و خوشي و ناخوشي ، سيستم تعاوني بزرگو‌اري‌ كه در برابر سيستم ربوي نفرين شده قرار دارد ، فرو خو‌ردن خشم ،‌ گذشت از مردم ، پخش نيكي و نيکو‌كاري در ميان آدميزادگان‌، آمرزش خواهي از گناهان ، توبه و برگشت به سوي يزدان‌، و اصرار نورزيدن بر خطاها و لغزشها، سخن ميرود:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ. وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ. الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ. وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ. أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ) .

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ، ربا را دو و چند برابر مخوريد ، و از خدا بترسيد باشد كه رستگار شويد. و از آتشي بپرهيزيد كه براي كافران (‌نه مومنان‌) آماده شده است‌. و از خدا و پيغمبر اطاعت كنيد تا كـه (‌در دنـيا و آخرت‌) مورد رحمت و مرحمت قرار گيريد. و (با انجام اعمال شايسته و بايسته‌) بـه سـوي آمررش پروردگارتان‌، و بهشتي بشتابيد و بر همديگر پيشي گيريد كه بها و پهناي آن (‌براي مثال‌) همچون بها و پهناي آسمانها و زمين است، (‌و چنين چيز با ارزشي‌) براي پرهيزگاران تهيه ديده شده است‌. آن كساني كه در حال خوشي و ناخوشي و ثروتمندي و تنگدستي به احسان و بذل و بخشش دست مي‌يازند ، و خشم خود را فرو ميخورند ، و از مردم گذشت ميكنند ، و (‌بدين وسيله در صف نـيكوكاران جايگزين ميشوند و) خداوند (‌هم‌) نيكوكاران را دوست ميدارد. و كساني كه چون دچار گناه (‌كبيره‌اي‌) شدند يا (‌با انجام گناه صغيره‌اي‌) بر خويشتن ستم كردند، به ياد خدا مي افتند (‌و وعده و وعيد و عقاب و ثواب و جلالت و عظمت او را پيش چشم ميدارند و پشيمان ميگردند) و آمرزش گناهانشان را خواستار ميشوند - و بجز خداييست كه گناهان رابيامرزد؟ -‌ و با علم و آگاهي بر (‌زشتي کار و نهي و وعيد خدا از آن‌) -چیزي كه انجام داده‌اند پافشاري نميكنند (‌و به تكرار گناه دست نمي يازند)‌. آن چنان پرهيزگاراني پاداششان آمرزش خدايشان و بـاغهاي (‌بـهشتي‌) است كه در زيـر ( درختان‌) آنها جويبارها روان است و جاودانه در آنجاها ماندگارند. و اين چه پاداش نيكي است كه بهره كساني مي‏‎گردد كه اهل عملند (‌و برابر فرمان خدا كار ميكنند).

همه اين رهنمودها پيش از پر‌داختن به سخن از پيكار رزمي‌، به ميان ميآيد. تا اين رهنمودها به ويژگي و خاصيتي از ويژگيها و خاصيتهاي ايـن عـقيده اشاره نمايند و آن را بنمايند. ويژگی يگانگي و فراگيري اين عقيده به هنگام ‌روياروئي آن با هستي بشري و جملگي تلاشها و كوششهاي او ، و برگشت دادن همه تلاشها و كوششهايش به محور يگانه‌اي‌، و به‌ گردش اند‌اختن آنها بر دور آن محور كه عبارت است از: محور پرستش خدا و بندگي خدا و انجام هر كاري به خاطر خدا. يگانگي و فراگيري برنامه خدا و مراقبت او بر هستي بشري در هر حالي از احوال مردمان ، و در هر كاري از كارهايشان ، و در هر جنبه اي از جنبه‌هاي تلاش و كوششان‌... بعد از آن چنين رهنمودهائي رويهم اشاره دارند به پيوندي  که ميان تـلاشها و كوششهاي گوناگو‌ن انساني موجود است و اين پيوند چه تاثيري در نتايج پاياني تمام تقلاها و تكاپو‌هاي انسان دارد ، هـانگو‌نه كه قبلا اشاره كرديم‌.

برنامه اسلامي ‌همه زواياي نفس را در نظر ميگیرد، و زندگي را يكجا، نه بگو‌نه پراكنده و جدا، سر و سامان مي‌بخشد... از اينجا است‌ كه چنین تلفيقي ميان آمادگي داشتن و بايستگي پيدا كردن جهت رزميدن با دشمـنان ظاهر ، و ميان پاك داشتن نفوس و پاكيزگي قلوب ، و غلبه بر هواها و هوسها ، يعني دشمنان باطن ، انجام ميگيرد. همچنين اسلام پيوسته با فساد و تباهي درون و بيرون در نبرد است و سعی دارد مودت و محبت و بزرگ‌ منشي و بزرگواري را در جامعه انساني رواج دهد... همه اين رهنمودها نزديك هم و تنگ يكديگر ميآيند... وقتي‌ كه با دقت بيشتر هـر جنبه‌اي از ايـن جنبه‌ها را، و هر رهنمودي ازاين رهنمودها را مورد بررسي قرا‌ر بدهيم ، پيوند استوا‌ر آ‌نها با زندگي ‌گروه مسلمانان ، و رابطه آنها با تمام مقدرات آنان در ميدان جنگ و در ساير ميدانهاي ديگر زندگي ، برايمان روشن و هويدا ميگردد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ. وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.) 

اي‌كساني كه ايمان آورده‌ايد ، ربا را دو و چند برابر مخوريد ، و از خدا بترسيد باشد كه رستگار شويد. و از آتشي بپرهيزيد كه براي كافران (‌نه مومنان‌) آماده شده است‌. و از خدا و پيغمبر اطاعت كنيد تـا كه (‌در دنيا و آخرت‌) مورد رحمت و مرحمت قرار گيريد.

از ربا و سيستم ربوي در جزء سوم «‌في ظلال القرآن‌» به تفصيل سخن‌ گفتيم و در اينجا آن را تكرار نمي نمائيم‌... 

وليكن اندكي در برابر «‌أضـعافاً مضاعفه»[4]‌ مي‌ايستيم و نگاهي بدان مي‌اندازيم‌. چه ‌گروهی در اين زمان ميخواهند خويشتن را در پشت سر اين نص پنهان دارند، و آن را مايه نيرنگ ‌كنند ، و بگويند: ربائي‌ كه حرام است ‌«‌اضعاف مضاعف» است‌. امّا چهار يا پنج يا هفت يا نه درصد... جزو اضعاف مضاعف نيست و تحريم شامل آن نميگردد!

پس به سخن مي‌آغازيم و قاطعانه ميگوئيم‌ كه اضعاف مضاعف ، وصف واقعيت چيزي است‌ كه بوده است ، و شرطي نيست‌ كه حكم متعلق بدان‌ گردد. نصي‌ كـه در سوره بقره آمده است ، در تحريم اصل ربا قاطع است‌ و بدون هيچگو‌نه قيد و شرطي ، ربا را از ريشه حرام كرده است :

(و ذروا ما بقی من الربا) ازهر ربائي كه مانده است دست بكشيد.

به ترك هر ربائي بگوئيد، هر ربائي‌ كه باشد.

حال  که از بيان اين اصل پرداخته‌ايم‌، ميتوانيم اين وصف را بررسي و به بيان آن بپردازيم و بگوئيـم‌: اضعاف مضاعف در حقيقت 