عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ و دل نرم و مهربانش نسبت به مردم نمودار است‌، نگاهي بينداخت و به مسلمانانش شناخت‌. اصل شوري را نيز وارسي كرد و در دشوارترين اوقات مقرّرش فرمود و متمسّكان بدان را ستود. امانتداري را بررسي و آن را مايۀ نجات از نادرستي و ستم قلمداد فرمود. در پايان آنچه در آيات پي‌نوشت بر جنگ نازل گرديد، به بذل و بخشش و پرهيز از بخل و تنگچشمي نگاهي بينداخت و جزو كردارهاي پسنديده و خصال حميده‌اش شناخت‌.

قرآن همۀ اينها را وارسي نمود و در معرفي آنها بذل توجه كرد. زيرا كه آنها خمير مايۀ آمادگي گروه مسلمانان براي پيكار در دائرۀ معني وسيع خود بود. دائرۀ فراخي كه پيكار رزمي را در چهارچوب خود ميگيرد و تنها بدان هم اكتفاء نميكند. پيكار براي آمادگي كامل جهت پيروزي بزرگ. پيروزي برنفس و شهوات و آزها و كينه‌ها، و پيروزي در استقرار بخشيدن به معيارها و ارزشها و اوضاع و احوال صحيح و درستي درگسترۀ زندگي جامعۀ گستردۀ انسانها.

قرآن به همۀ اينها نگريست تا بدين وسيله اشاره كند به وحدت اين عقيده در روياروئي با هستي بشريّت و همۀ تكاپوها و تلاشهائي‌كه دا‌رد، و همۀ آ‌نها را به محور يگانه‌اي برگرداند. محور عبادت خدا،‌ و عبوديّت خدا، و با حسّاسيّت و تقوي بدو گرائيدن و رو به آستانش كردن‌. همچنين اشاره كند به وحدت برنامۀ خدا در حفاظت و مراقبتي كه در هر حالي از احوال بر هستي بشريّت دارد. و اشاره نمايد به پيوندي كه در سايۀ اين برنامه ميان همۀ اين احوال موجود است‌. بالاخره اشاره كند به وحدت نتايج نهائي همۀ تلاشهائي كه انسان دارد و تأثير هر حركتي از حركات نفس‌، و هر بخش از بخشهاي قوانين منظمي كه در اين نتايج نهائي نهفته است‌.

در اين صورت چنين رهنمودهاي فراگيري از پيكار بركنار نيست‌. چه نفس در پيكار جنگي پيروز نميشود مگر آنگاه كه در پيكارهاي فكري و خلقي و قانوني پيروز گردد. كساني كه در جنگ "اُحُد" به هنگام برخورد دو گروه مؤمن و كافر، پاي به فرار نهادند بر اثر برخي از گناهاني كه مرتكب شدند، شيطان آنان را از جاي لغزاند. كساني كه در پيكارهائي كه به همراه پيغمبران ميجنگيدند و پيروز ميشدند افرادي بودند كه پيكار را از استغفار از گناهان و پناه بردن به خدا و تكيه زدن بر تكيه گاه استوار و پايدارش آغاز ميكردند. پس در اين صورت پاكيزگي از آلودگيهاي گناهان و تمسّك به يزدان و برگشت به آستان با عظمت خداي سبحان‌، از جملۀ ساز و برگ پيروزي بشمارند و از ميدان رزم نه بركنارند! دور انداختن سيستم ربوي و چنگ زدن به سيستم تعاوني نيز از زمرۀ ساز و برگ پيروزيند، و جامعۀ تعاوني از جامعۀ ربوي به پيروزي نزديكتر است‌. فرو خوردن خشم و گذشت از مردم هم جزو ساز و برگ پيروزي است‌. تسلّط بر نفس نيروئي از نيروهاي پيكار است‌، و ضمانت اجتماعي و مهرورزي به هم در جامعۀ بخشايشگر و بزرگوار هم نيروي مؤثر و بس سودمند است‌.
همچنين از آغاز تا به انجام سياق كلام‌، حقيقت قضا و قدر خدا و برگشت همۀ امور بدو، حقيقتي از حقائقي بوده است كه روند گفتار بر آن تكيه داشته است‌، و پيوسته تصحيح برّنده و قاطعانۀ جهان بيني در اين باره مورد نظرش بوده است‌. اين از يك سو، از سوي ديگر در همان وقت‌، سنّت خدا بر آن رفته است كه عواقبي كه گريبانگير انسانها ميشود و بهرۀ آنان ميگردد، مترتّب بر تلاش و تكاپو، خطا و اشتباه، راستي و درستي‌، فرمانبرداري و سركشي‌، و چنگ زدن به برنامه و كوتاهي در آن باشد. با وجود اين‌، مردمان تنها پرده‌اي آويزان در جلو قدرت يزدان‌، و ادات و ابزار مشيّت سبحان و قضا و قدري از قضا و قدر رحمان بشمارند كه خداوند متعال هر آنچه بخواهد از اين راه پديدش ميآورد و به انجامش ميرساند.رهنمودهاي سوره‌ي بقره

سوره‌ي بقره
سوره‌ي بقره از سوره‌های مدنی است بجز آیه‌ي ٢٨1 که در منی به هنگام حجة الوداع‌ نازل ‌گشته است‌.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
این سوره از نخستین سوره‌هائی است‌ که بعد از هجرت نازل‌ گشته و درازترین سوره‌های قرآن است‌. سخن مقبول این است ‌که همه‌ي آیه‌های این سوره پیاپی و پیوسته‌، فرو فرستاده نشده است‌، بلکه قبل از تکمیل آن‌، بعضی از آیه‌های سوره‌های دیگر نازل ‌گشته است‌. با مراجعه به اسباب نزول بخشی از آیات این سوره و بعضی از آیات سوره‌های مدنی دیگر -‌گرچه اینگو‌نه اسباب نزول کاملاً قابل اثبات نیست - چنین دریافت می‌شود که همه‌ي آیات سوره‌ي پسین‌، قبل از تکمیل سوره‌ي پیشینی که مقدمات آن فرود آمده‌، نازل می‌گردید. ترتیب سوره‌ها با توجه به سبقت نزول آیه‌های نخستین سوره‌ها بوده است‌، نه نزول همه‌ي آیه‌های آنها. از جمله در این سوره‌، آیاتی است از قبیل آیات رباکه از حیث نزول جزو آخرین بخشهای قرآن بشمارند. در صورتی که بنا بر قول راجح‌، مقدمات آن جزو بخشهای نخستین است‌که از قرآن در مدینه نازل‌گشته است‌.
و اما طرزگردآوری آیات هر سوره و ترتیب تقدیم و تأخیر آنها در سوره‌ي مورد نظر، برابر وحی خدا و طبق الهام پروردگاری‌، انجام پذیرفته است‌.
ترمذی برابر اسنادی که در دست داشته است‌، از ابن عباس رضي الله عنه روایت نموده‌ که ‌گفته است‌:
به عثمان پسر عفان‌ گفتم‌: چه چیز شما را بر آن داشت که سوره‌ي (أنفال‌) را با آنکه از زمره‌ي سوره‌های (‌مثاني)[1] و سوره‌ي (‌برائت‌) را که از جمله‌ي (‌مئين)[2] است‌، به دنبال هم آوردید و جمله‌ي (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) را در میان آنها ننوشتید و آن‌‌را در ردیف (‌سبع‌ ط‌وال)‌[3] قرار دادید؟ چه چیز شما را بدین امر واداشت‌؟ عثمان گفت‌: با گذشت زمان‌، سوره‌هائی با آیه‌های فراوان‌، بر رسول خدا صلّی الله عليه و اله وسلّم نازل می‌شد و او به هنگام نزول یکی ازکسانی راکه نوشتن می‌دانست‌، فرا می‌خواند و بدو می‌گفت‌: این آیه را در سوره‌ای بنویس‌که در آن فلان چیز و فلان چیز آمده است‌. س‍‍وره‌ي (‌أنفال‌) هم از نخستین چیزهائی است‌که در مدینه فرو فرستاده شده است‌، وسوره‌ي(‌برائت‌) جزو آخرین بخشهائی است‌که از قرآن نازل شده و داستان (أنفال‌) همانند داستان(‌برائت‌) است و گمان بردم که شاید این سوره جزو(أنفال‌) است‌. رسول خدا هم وفات فرمود و برای ما روشن نکردکه (‌برائت‌) جزو انفال است یا خیر. از این رو، آن دو را در پی یکدیگر آوردم و میان آنها جمله‌ي (‌ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) را ننوشتم و آن را جزو (‌سبع‌ط‌وال)‌ قرار دادم‌.
این روایت بیانگر این است‌که ترتیب آیات در هر سوره‌ای برابر رهنمود رسول خدا، انجام پذیرفته است‌. مسلم و بخاری از ابن عباس‌رضی‌الله عنهما روایت نموده‌اند که پیغمبر صلّی الله عليه و اله وسلّم در احسان و نیکی بخشنده‌ترین مردم بود و در ماه رمضان‌، آن وقتی‌که جبرئیل به دیدار رسول اکرم می‌آمد، از همه‌ي اوقات بیشتر سخاوت می‌ورزید. در تمام شبهای ماه رمضان‌، جبرئ