كبريائي و عظمت خدائي باشد ... نه اينكه مردمان همچون اهل كتاب گويند و كنند. آخر آنان ادّعاء ميكردند كه جز چند روز معدود و اندكي آتش دوزخ در برشان نميگيرد!

*

آنگاه خداوند امّت اسلامي را براي امّت اسلامي وصف ميفرمايد تا خويشتن را بشناسند و به منزلت و ماهيت و قيمت و ارزش خود پي ببرند. سپس وصف حالي را از اهل كتاب ذكر مينمايد، بدون آنكه بهيچوجه از ارج و قدرشان بكاهد. بلكه حقيقت آنان را بيان ميدارد و در دستيابي به ثواب ايمان و فراچنگ آوردن خير و خوبي آن به حرص و آزشان مي‌اندازد. از سوي ديگر با اين و‌صف حال به مسلمانان اطمينان ميدهد كه دشمنانشان با كيد و مكرشان نميتوانند بديشان كوچكترين زياني برسانند، و در جنگ و پيكارشان با مسلمانان پيروز نميگردند. عذاب آتش دوزخ در آخرت، كساني از اهل كتاب را در بر ميگيرد كه كفر ميورزند و راه زندقه و بي‌ديني در پيش ميگيرند. اينان بايد بدانندكه آنچه را در دنيا بدون ايمان و بدون تقوي صرف ميكنند و مي‏‎بخشند، در آخرت بديشان سودي نميرساند:

(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ (١١٠)

لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلا أَذًى وَإِنْ يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأدْبَارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ (١١١)

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الأنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ (١١٢)

لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ (١١٣)

يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ (١١٤)

وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ (١١٥)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (١١٦)

مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (١١٧)) …

شما (‌اي پيروان محمّد) بهترين امّتي هستيد كه به سود انسانها آفريده شده‌ايد (‌مادامي كه‌) امر به معروف مي‌كنيد و نهي از منكر مينمائيد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب (‌مثل شما به چنين برنامه و آئين درخشاني‌) ايمان بياورند براي ايشان بهتر است (‌از باور و آئيني كه بر آنند. ولي تنها عدّۀ كمي‌) از آنان با ايمانند و بيشتر ايشان فاسق (‌و خارج از حدود ايمان و وظائف آن‌) هستند. آنان هرگز نميتوانند به شما زياني (‌ژرف و پردامنه‌) برسانند مگر آزار مختصري (‌كه اثر چنداني برجاي نميگذارد) و اگر با شما بجنگند پشت كرده و پاي به فرار مي‌نهند، سپس ياري نميشوند (‌و نصرت و پيروزي را فراچنگ نميآورند، مادام كه شما امر به معروف و نهي از منكر داشته باشيد)‌. آنان هر كجا يافته شوند (‌مُهر) خواري بر ايشان خورده است‌، مگر (‌اينكه از روش ناپسند خود دست بردارند و در اعمال خويش تجديد نظر كنند و) با پيمان خدا (‌يعني رعايت قوانين شريعت‌) و پيمان مردم (‌يعني رعايت مقرّرات همزيستي مسالمت آميز، خويش را از اذيّت و آزار در امان دارند و از مساوات حقوقي و قضائي برخوردار گردند) و آنان شايستۀ خشم خدا شده‌اند و (‌مُهر) بيچارگي بر ايشان خورده است‌. چرا كه آنان به آيات خدا كفر ميورزيده‌اند و پيغمبران را به ناحق ميكشته‌اند (‌و هر كس هم در هر عصر و زماني به چنين كارهائي دست يازد و اعمال ننگين گذشتگان را بپسندد جزاي او همين خواهد بود)‌. اين (‌جرأت بر گناهان بزرگ، ناشي از استمرار گناهان كوچك بود و) به سبب سركشي (‌از فرمان خدا) و تجاوز (‌از حدود شريعت يزدان‌) ميباشد. آنان همه يكسان نيستند. گروهي از اهل كتاب (‌به دادگري خاسته‌اند و بر حق‌) پابرجايند و در بخشهائي از شب -‌در حالي كه به نماز ايستاده‌اند- آيات خدا را ميخوانند و به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند و (‌مردمان را) به كار نيك ميخوانند و از كار زشت باز ميدارند و در انجام اعمال شايسته و بايسته بر يكديگر سبقت مي‏‎گيرند، و آنان از زمرۀ صالحانند. و آنچه از اعمال نيك انجام دهند (‌هدر نميرود و بي‌پاداش نمي‌ماند و) از ثواب آن محروم نميگردند، و خداوند آگاه از (‌حال و احوال‌) پرهيزگاران است‌. بي‏گمان اموال و اولاد كساني كه كفر ورزيده‌اند ايشان را بهيچوجه از (‌كيفر و عذاب‌) خدا نميرهاند (‌و كوچكترين سودي به حالشان ندارد) و آنان دوزخيانند و در آنجا جاودانه ميمانند. مَثَل آنچه كافران در اين جهان (‌در راه خوشگذراني و جاه‌طلبي و كسب قدرت و شهرت‌، و حتّي آنچه كه در راه خيرات و حسنات‌) بذل و بخشش ميكنند همانند سرماي سختي است كه به كشتزار قومي اصابت كند كه (‌با كفر و معاصي‌) بر خود ستم كرده‌اند، و آن را نابود سازد. و خداوند (‌با هدر دادن اعمالشان‌) بر آنان ستم ننموده است و بلكه خودشان (‌با ارتكاب پلشتيها و زشتيها) به خويشتن ستم روا ميدارند ...بخش نخستين آيۀ يكم از اين مجموعۀ آيات‌، وظيفۀ بزرگي را بر دوش گروه مسلمانان در زمين ميگذارد. از سوي ديگر هم به همان اندازه اين‌گروه مسلمانان را بزرگي مي‏بخشد و به مرتبۀ والايشان ميرساند، و آنان را در مكان و مقام ويژه‌اي جاي ميدهد كه دست گروه ديگري بدان نميرسد.

(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) ...

شما (‌اي پيروان محمّد) بهترين امّتي هستيد كه به سود انسانها آفريده شده‌ايد (‌مادام كه‌) امر به معروف ميكنيد و نهي از منكر مينمائيد و به خدا ايمان داريد... 

تعبيري كه با واژۀ : " أُخْرِجَتْ " ... (‌آفريده شده است‌) ... 

بگونۀ فعل مجهول انجام ميگيرد، تعبير گيرائي است كه چشمها را به سوي خود خيره ميدارد. گوئي دست چرخانندۀ جهان و آگاه از رازهاي نهان‌، هم اينك دارد اين امّت اسلامي را از دل تاريكيهاي غيب و از پشت پردۀ سرمدي -‌كه كسي از فراسوي آن جز خدا آگاه نيست -‌ بيرون مي‌آورد و به گسترۀ ظهورش ميراند ... اين واژه‌اي است كه حركت نرم و نهاني را به تصوير ميكشد كه آهسته ب