ان در پيرامون آنان ربوده ميگر‌دند؟‌... (عنكبوت/67) 

همچنين از جملۀ تكريم كعبه‌، تحريم شكار نخجير آنجا و تاراندن آنها از لانه و آشيانه‌، و تحريم قطع درختان و گياهان آنجا است ... در صحيح مسلم و بخاري آمده است - ‌البته جملات مسلم در اينجا نقل ميشود - و از ابن عباس روايت است كه گفته است‌: رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ در روز فتح مكّه فرمود:

(إِنَّ هَذَا البلد حرّمه الله يوم خلق السّماوات و الارض، فهو حرام بحرمة الله إلي يوم القيامه. و إنه لم يحلّ القتال فيه لأحد قبلي، و لم يحلّ لي إلا في ساعة نم نهار. فهو حرامٌ بحرمة الله إلي يوم القيامة. لا يعضد شوكه، و لا ينفّر صيده، و لا تلتقط لقطته إلا من عرفها، و لا يختلي خلاه)…الخ.

اين شهر را خداوند در آن روزي حرام كرده است كه آسمانها و زمين را آفريده است‌. لذا اين شهر با تحريم خداوندي تا روز رستاخيز حرام گشته است‌. پيش از من جنگ در آن پراي كسي حلال نشده است و براي من هم جز در مدّتي از يك روز حلال نگشت‌. اين شهر با تحريم خداوند تا روز رستاخيز حرام گشته است‌. خار آن نبايد قطع گردد، و نخجير آن نبايد تارانده شود، و گمشدۀ آن را نبايد كسي بردارد مگر آنكه آن را بشناسد، و گياه آن نبايد كنده و بريده شود ... تا آخر. اين همان خانه‌اي است كه خداوند آن را براي قبلۀ مسلمانان برگزيده است‌. اين همان خانه‌اي است كه خداوند چنين شرافت و كرامتي بدان لطف فرموده است‌. نخستين خانه‌اي است كه در زمين براي عبادت برپاي داشته شده است‌. اين خانه‌، خانۀ پدرشان ابراهيم است‌، و در آن شواهدي است كه دالّ بر ساختن آن با دست ابراهيم است‌. اسلام هم آئين ابراهيم است‌. پس خانۀ او شايسته‌ترين خانه‌اي است كه بايد مسلمانان بدان روكنند. اين خانه‌، پناهگاه امن و مأواي امان در زمين براي مردمان است‌. در آن رهنمون مردم است‌، چرا كه منزل و مأواي اين آئين است‌.

سپس خداوند مقرّر ميفرمايد كه او بر مردم واجب نموده است كه هرگاه توانستند به حجّ اين خانه بروند. اگر چنين نكردند كفري است كه خداي را بهيچوجه زيان نميرساند:

(‌ وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حجّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ)... حجّ اين خانه واجب الهي است بر مردماني كه توانائي (‌مالي و بدني‌) براي رفتن بدانجا را دارند. و هر كس (‌حجّ خانۀ خدا را بجاي نياورد، يا اصلاً حجّ را نپذيرد، و بدين وسيله‌) كفر ورزد (‌به خود زيان رسانيده نه به خدا،‌) چه خداوند از همۀ جهانيان بي‌نياز است‌...

اين همگاني گسترده و فراگير در امر فرضيّت حجّ‌، بسي چشمگير است‌. آنجا كه ميفرمايد: (عَلَى النَّاسِ) ... بر مردمان (‌واجب‌) است ... در اين گفتار اوّلاً اشاره‌اي به اين نكته است كه اين حجّ بر يهودياني هم واجب است كه با مسلمانان بر سر رو كردن آنان به هنگام نماز به سوي كعبه‌،‌ مجادله و ستيز مينمايند. در صورتي كه از خود يهوديان نيز خواسته شده است كه حجّ اين خانه را بجاي بياورند و بدانجا رو كنند، زيرا خانه پدرشان ابراهيم است و نخستين خانه‌اي است كه براي عبادت مردم بنيان‌گذاري شده است‌. پس ايشان يعني يهوديان هم منحرف و مقصّر و سركش بشمارند! ثانياً در آن اشارۀ ديگري است به اينكه از همۀ مردم خواسته شده است كه به اين آئين ايمان بياورند و فرائض و شعائر آن را بجاي بياورند، و بدانجا رو كنند و حجّ خانه‌اي را انجام دهند كه مؤمنان بدان بدانجا رو ميكنند... اگر چنين كاري كردند كه خوب، و الا كفر است‌، هر چند كه مدّعيان ادّعا كنند كه ايشان بر ديني هستند! خداوند بي‏نياز از جهانيان است‌. خداوند هيچگونه نيازي به ايمان مردمان و حجّ ايشان ندارد، بلكه مصلحت و رستگاري خودشان بستگي به ايمان و عبادت دارد.

حجّ در عمر يك بار واجب است‌، در اوّلين فرصتي كه استطاعت دست ميدهد. از قبيل صحّت و تندرستي و امكان سفر و امنيّت راه‌... زمان وجوب حجّ مورد اختلاف است‌. كساني كه اين روايت را مي‌پذيرند كه مي‏‎گويند اين آيات در عام الوفود به سال نهم هجري‌، نازل شده‌اند معتقدند كه فريضۀ حجّ در همين سال واجب شده است‌. دليل آنان بر اين امر اين است كه رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ بعد از اين تاريخ به حجّ تشريف فرما و مراسم آن را انجام داده است‌... ما در جزء دوم في‌ظلال القرآن به هنگام سخن از مسالۀ تغيير قبله گفتيم‌كه‌: حجّ رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ  دليل بر تأخير وجوب حجّ نبوده است‌. زيرا چه بسا به خاطر شرائط و ظروف مشخّصي بوده است‌. از جمله اينكه مشركان لخت و عريان كعبه را طواف ميكردند و بعد از فتح مكّه نيز چنين مينمودند. رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ دوست نداشت با آنان بياميزد. تا اينكه در سال نهم هجري سورۀ برائت نازل شد و طواف خانۀ خدا را بر مشركان حرام فرمود... آنگاه رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ حجّ خويش را در سال بعدي انجام داد ... بدين خاطر چه بسا وجوب حجّ پيش از اين تاريخ بوده باشد و امكان دارد اين آيه در نخستين فرصت ممكن بعد از جنگ احد يا حوالي آن نازل شده باشد.

اين فريضه در هر حال برابر اين نصّ قاطع معيّن شده است‌. نصّ قاطعي كه براي خداي سبحان بر "مردمان" حجّ خانۀ بيت‌الله را واجب ميكند. مردماني كه توانائي رفتن بدانجا را داشته باشند.

حجّ كنگرۀ ساليانۀ همگاني مسلمانان است‌. در اين كنگره در كنار خانه‌اي همديگر را ملاقات ميكنند كه دعوت آسماني اسلام از آن بيرون آمده است و صداي قرآن از آن برخاسته است‌. خانه‌اي كه دين حنيف بر دست پدرشان ابراهيم از آن آغازگشته است‌. خانه‌اي كه نخستين خانه‌اي بوده است كه در زمين محض عبادت خدا بنيانگذاري شده است‌. حجّ گردهمائي شگفتي است كه از معني ويژه‌اي برخوردار است و يادبودهاي خاص خود دارد. يادبودهائي كه همه و همه پيرامون معني بزرگي دور ميزنند كه مردمان را به آفريدگار بزرگوارشان پيوند ميدهد ... و آن معني‌، عقيده است‌. عقيده يعني پاسخ روح به خدائي كه از دميدن روح متعلّق بدو، انسان انسان شده است‌. اين است معنائي كه آدميان را سزد برگرد آن جمع آيند، و هر سال دسته دسته عازم مكان مقدّسي شوند كه اين بانگ از آن برخاسته است و همگان را براي گردهمائي بر اين معني بزرگ فراخوانده است‌.

*

بعد از اين بيان، خداوند به پيغمبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ مي‌آموزد كه اهل كتاب را تهديد كند و بديشان ننگهايشان را گوشزد و با تباهكاريهايشان پيكار نمايد و بگويد كه آنان چه موضع خصمانه‌اي با حقّي در پيش گرفته‌اند كه آن را ميدانند و بدان آشنايند، و مردمان را از آن باز ميدارند و نسبت به آيات خدا كفر ميورزند، در حالي كه بر صحّت آنها گواه و آگاهند و به صدق آنها يقين دارند: 

(قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِيدٌ