ظارشان است مقرّر و روشن شود. آنان بر خدا دروغ مي‌بندند، و سرانجام به سوي خدا هم برمي‌گردند!

*

به همين منوال يهوديان پيوسته دربارۀ مسألۀ تغيير قبله از بيت‏المقدّس به كعبه دم ميزدند و به عناوين مختلف سخن را بدان مي‌آغازيدند و بدان خاتمه مي‌بخشيدند. پيغمبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَاله وَ سَلَّمَ ‌تا ماه شانزدهم يا هفدهم هجري رو به سوي بيت‏المقدّس نماز ميخواند و بعد از آن بود كه فرمان يافت رو به سوي كعبه نماز بگزارد... با وجود اينكه اين موضوع‌، قبلاً در سورۀ بقره به تمام و كمال و بررسي و وارسي‌گرديده بود و روشن گشته بود كه انتخاب كعبۀ مسلمانان منافاتي با واقعيّت تاريخي ندارد و اصل بنيادين و بلكه برين همين است كه در روزگاران گذشته بوده و به تازگي نيز بدان برگشت شده است‌، و انتخاب بيت‏المقدّس به عنوان قبله در اين برهه از زمان به خاطر حكمت معيّني بوده كه خداوند آن را در موضع و موقع خود بيان فرموده است‌... با وجود اين روشگري‌، باز هم يهوديان اين موضوع را پيوسته تكرار و در هر مجلسي مجدّداً آن را بازگو ميكردند، تا بدين وسيله آشوب برپا دارند و شكّ‌اند‌ازي و سنگ‌اندازي كنند و حق روشن و بي پرده را با باطل به هم آميزند، همانگونه كه امروزه هم دشمنان اين دين‌، هر موضوعي از موضوعهاي اين دين را به بازي ميگيرند و با خدنگ نيرنگ به سويش نشانه ميروند!... 

در اينجا يزدان سبحان كيد و مكرشان را بي‏اثر و فرجام نابهنجار آن را به سوي خودشان برميگرداند:

(قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (٩٥)

إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ (٩٦)

فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ (٩٧)) …

بگو: خدا راست گفته است (و همۀ خوراكيها بر بني‌اسرائيل حلال بوده است‌) بنابراين از آئين ابراهيم پيروي كنيد كه (‌بي‌آلايش بود و) به حق گرايش داشت و جزو مشركان نبود. نخستين خانه‌اي (‌از حيث قدمت و حرمت كه با دست انبياء جهت پرستش و نيايش صحيح خداوند يگانه‌) براي مردم بنيان‌گذاري گشته است‌، خانه‌اي است كه در مكّه قرار دارد (و كعبه نام و از لحاظ ظاهر وباطن‌) پر بركت و نعمت است و (‌از آنجا كه قبله‌گاه نماز مسلمانان و مكان حج آنان‌، يعني كنگرۀ بزرگ سالانۀ ايشان است‌، مايۀ‌) هدايت جهانيان است‌. در آن نشانه‌هاي روشني است‌، مقام ابراهيم (‌يعني مكان نماز و عبادت او، از جملۀ آنها است‌)‌. و هر كس داخل آن (حرم)‌شود در امان است‌. وحج اين خانه واجب الهي است بر كساني كه توانائي (‌مالي و بدني‌) براي رفتن بدانجا را دارند. و هركس (‌حج خانۀ خدا را بجاي نياورد، يا اصلاً حج را نپذيرد، بدين وسيله‌) كفر ورزد (‌به خود زيان رسانيده‌، نه به خدا،‌) چه خداوند از همۀ جهانيان بي نياز است ...

شايد اشاره‌اي كه در اينجا در گفتار پروردگار است كه ميفرمايد:

بگو: خدا راست گفته است ... منظور از بيائي باشد كه در اين باره گذشت‌. و آن اينكه اين خانه را ابراهيم و اسماعيل ساختند[3] تا پناهگاه و مأواي امن و امان مردم شود، و قبله‌گاه و نمازگاه كساني گردد كه به آئين او ايمان دارند. بر اين اساس است كد پيروي از دين ابراهيم درخواست شده است كه توحيد خالص و بي‌آلايشي است كه بهيچوجه شرك آميزۀ آن نگشته باشد:

(فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ)…

بنابراين از آئين ابراهيم پيروي كنيد كه (‌بي‌آلايش بود و) به حق گرايش داشت و جزو مشركان نبود... 

يهوديان گمان مي‏بردند كه آنان وارث ابراهيم هستند. اكنون اين قرآن است كه ايشان را بر حقيقت دين ابراهيم مي‌آگاهاند، و بديشان مي‌فهماند كه اصل دين ابراهيم دوري از هر نوع شركي است‌. خداوند اين حقيقت را دوباره مؤكّد مينمايد. باري كه مي‌فرمايد: ابراهيم بيزار از باطل و جانبدار حق بود، و باري هم كه ميفرمايد: او از زمرۀ مشركان نبود ... پس چرا بايد آنان مشرك باشند؟! سپس مقرّر مينمايد كه رو به ‌كعبه كردن و در نماز بدان جانب ايستادن اصل است و حقيقت كار همين است و بس. چه كعبه نخستين خانه‌اي است كه در زمين براي عبادت بنيانگذاري گشته است و بدان كار اختصاص يافته است‌، از آن روزگاراني كه خدا به ابراهيم فرمان داد كه ستونهاي كعبه را استوار و برافراشته دارد و آن را خاص طواف كنندگان و اعتكاف كنندگان و ماندگاران در آن و ركوع و سجده كنندگان يعني نمازگزاران كند، خداوند آن را پر بركت و نعمت كرده است‌، و مايۀ رهنمود جهانيان گردانده است‌. در كنارش به دين خدا يعني آئين ابراهيم رهنمون ميشوند و هدايت مي‏يابند. در آنجا نشانه‌هاي آشكاري است كه دلالت بر آن دارند كه آنجا مكان استقرار و ماندن ابراهيم بوده است ... گويند : مقصود از نشانه‌هاي آشكار، آن سنگ باستاني است كه ابرهيم عليه السلام به هنگام ساختن كعبه بالاي آن مي‌ايستاد. اين سنگ متّصل به كعبه بود و خليفۀ بزرگ عمر -‌ رضي‌الله‌عنه - آن را از كعبه دور كرد تا كساني كه مشغول طواف خواهند شد كار را بر نمازگزاران در مقام ابراهيم تباه و مشوّش نكنند. چه به مسلمانان دستور داده شده است كه در آنجا به نماز ايستند.از جملۀ فضائل اين خانه اين است كه هركس داخل آن شود در امان خواهد بود. چه آنجا پناهگاه امن و اماني براي هر ترسان و هر‌اساني است‌. اين فضيلت را جاي ديگري در زمين ندارد. چنين ويژگي و فضيلتي را اين خانه از زماني دارا است كه ابراهيم و اسماعيل آن را بنا كردند و ستونهايش را برافراشتند. حتّي در روزگاران جاهليّت عرب و در دوره‌اي كه از دين ابراهيم منحرف گشتند، و از توحيد خالص و يگانه‌پرستي سره‌اي كه اين دين نمايانگر آن است بدور ماندند، باز هم كعبه چنين بود ... بلكه در اين روزگاران، حرمت كعبه شهرت داشت و آوازۀ فضيلتش طنين‌انداز بود، همانگونه كه حسن بصري و ديگران گفته‌اند :

"‌شخصي كسي را ميكشت و پشمي به گردن خويش مي‌انداخت و وا‌رد حرم بيت‌الله ميشد. چه بسا فرزند مقتول او را مي‌ديد و با وي روبرو ميگرديد، وي ديدار قاتل او را برنمي‌انگيخت و به هيجانش نمي‌ا‌نداخت‌، و تا از آنجا بيرون ميرفت در امن و امان بسر ميبرد"

اين تكريم خداي سبحان نسبت به اين خانۀ خويشتن است‌، و چنين امن و اماني در حالي اين خانه را فراهم است كه مردمان در پيرامون آن‌، غرق جاهليّت بوده و در زمان جاهليّت بسر ميبردند! خداوند بدين امر اشاره فرموده و از اين لحاظ بر عرب منّت ميگذارد:

(أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ) …

آيا نمي‌بينند كه ما حرم پر امن و اماني را پديد آورده‌ايم‌، در حالي كه مردم