ده و ناسنجيده نگذاردند، مگر آنچه را كه از توان محدود بشري خارج بود. اهل كتاب در تفسير قرآن نيز به دسيسه‌ها و نيرنگها دست يازيدند، تا آنجا كه آن را همچون بيابان بي‏پايان و برهوتي برجاي نهادند كه پژوهشگر در آن راه به جائي نميبرد و نشانه‌هاي جاده را باز نميشناسد و به راستاي راه برنميگردد. آنان دربارۀ مردان تاريخ نيز چنين كردند و حقّه‌ها و كلكها زدند. چه صدها و هزارها نفر درست‌ كردند و براي آشفتن ميراث اسلامي گسيل داشتند، و هنوز هم كه هنوز است در صورت خاورشناسان و شاگردان خاورشناسان‌، دست‌اندركار دسيسه و نيرنگند و منصبها و مقامهاي رهبري فكري را امروزه در كشورهائي كه ساكنان آنجاها ميگويند كه‌: مسلمانند، برعهده دارند! دهها شخصيّت مزوّر و ساختگي براي امّت اسلامي در قالب قهرمانان ساخته و پرداختۀ صهيونيستها و صليبيها، آماده شده و به ميان مسلمانان گسيل شده‌اند تا خدماتي را براي دشمنان اسلام انجام دهند كه خود اين دشمنان آشكارا قادر به انجام آنها نمي‌باشند! هميشه اين مكر و كيد موجود و بردوام و مستمرّ و برقرار است‌. هميشه هم پناهگاه امن‌، و پناه از دست اين نيرنگها و بدسگاليها قرآن بوده و هست‌. وقتي كه مسلمانان به سوي اين كتاب محفوظ برگشته و برگردند و پناه گرفته و پناه بگيرند، و در پيكاري كه در طول قرون و اعصار آتش آن سوزان و شعله‌اش زبانه‌كشان بوده و خواهد بود، از آن شو‌ر و رهنمود گيرند، پيروز و كامياب ميشوند.

سپس خداوند برخي از تلاشها و تكاپوهايشان را نشان ميدهد كه دسته‌اي از اهل‌ كتاب براي آشفتن و شوراندن گروه مسلمانان در كار دينشان‌، و برگرداندن آنان از هدايت و رهنمون الهي‌، از خود نشان ميدادند و از آن راه مكّارانه و پستانۀ هميشگي‌،‌ راه مي‌سپردند‌: 

(وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٧٢)

وَلا تُؤْمِنُوا إِلا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ)... 

جمعي از اهل كتاب (‌به همكيشان خود) گفتند: بدانچه بر مسلمانان نازل شده است‌، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز بدان كافر شويد تا شايد (‌از قرآن پپروي نكنند و از آن‌) برگردند. و باور مكنيد مگر به كسي كه پيروي از آئين شما كرده باشد...
و اين روش مكّارانه و پستانه‌اي است همانگونه كه گفتيم‌. چه اظهار آنان به ايمان و گرويدن ايشان به اسلام و بازگشتن بعدي ايشان از آن‌،‌ كاري است كه مردمان ضعيف و كم عقل و نااستوار در حقيقت دين خود و سست دل و مذبذب را دچار پريشاني و آشفتگي ميكند. خصوصاً اين كه عربها بيسواد بودند و چنان گمان ميبردند كه اهل‌ كتاب از آنان در مسائل اديان و عقائد و كتابهاي آسماني آگاه‌ترند. وقتي كه ميديدند اهل ‌كتاب ايمان ميآورند و سپس از آن برميگردند و مرتدّ ميشوند، پيش خود چنان مي‌انديشيدند كه ناچار بايد عيب و نقصي در اين دين بوده باشد كه اين گروه پس از اطّلاع از آن عيب و نقص، از اين آئين پشيمان ميشوند و باز ميگردند. بدين ترتيب دچار تشويش و اضطراب ميشدند و در در راهۀ كفر و ايمان سرگردان ميگشتند و بر يك حال پايدار نميماندند.

اين نيرنگ تا به امروز بكار رفته و ميرود، و به صورتهاي گوناگون و مختلفي كه با پيشرفت زمان و شرائط مكان و زندگي مردمان در ميان همۀ نسلهاي دوران مناسب باشد بكار گرفته ميشود.

دشمنان و بدسگالان مسلمانان ميدانندكه امروزه چنين حنائي رنگي ندارد و چنين نيرنگي نميگيرد. به علّت نااميدي از دوز و كلك بدشگون‌، نيروهاي ضدّ اسلام‌، در جهان به شيوه‌هاي گوناگون دست يازيده و از راههاي مختلف ولي بر پايۀ همان دغلكاري و نيرنگ بازي ‌كهن خود، بر پيكرۀ تنومند اسلام ضربه ميزنند. اين قواي بدسگال و شوم استعمار، در اقطار جهان اسلامي لشكر جرّاري از مزدوران خود را به راه انداخته است‌، و به نامهاي‌: استادان‌، فيلسوفان‌، دكتران‌، پژوهشگران، و گاهي‌: نويسندگان، شاعران‌، هنرمندان‌، و خبرنگاران و روزنامه‌ نويسان‌، به ميان ملّت اسلامي گسيل داشته است‌. چنين مزدوراني نام مسلمان را يدك ميكشند و به سبب اينكه زادگان مسلمانانند خويشتن را مسلمان مينامند! حتّي برخي از اين مزدوران سفله از زمرۀ "علماء" مسلمانان نيز بشمارند!

اين لشكر جرّار مزدوران به خاطر پياده كردن مقاصد شوم و منظورهاي ناجو‌انمردانه‌اي گسيل شده‌اند. از قبيل‌:

متزلزل كردن عقيدۀ ايماني در اندرون مؤمنان با شيوه‌هاي گوناگون و با نامهاي فريبائي چون‌: پژوهش‌، دانش‌، ادب، هنر، و روزنامه‌نگاري ... سست كردن پايه‌هاي اصول عقائد ... خوار داشتن و پست نمودن مقام شامخ عقيدت و شريعت ... تأويل نمودن عقيدت و شريعت و تحويل چيزهاي نابجا و ناروائي بدانها كه برداشت آن را ندارند ... فرود آوردن پتك "‌ارتجاع" بر فرق سر اسلام و كوبيدن دائم آن ... تبليغ سوء دربارۀ اسلام براي رماندن مردمان از آن و گريز دادن ايشان از عقيده و ايمان ... دور داشتن اسلام از پهنۀ زندگي و جولانگاه حيات‌، تحت عنوان اينكه نكند زند‌گي به اسلام صدمه بزند! يا خير اسلام به زندگي لطمه وارد كند!! پديد آوردن انديشه‌ها و نمونه‌ها و پايه‌هائي جهت بينش و منش و رفتار و كردار، بدانگونه كه مخالف با انديشه‌هاي اعتقادي و نمونه‌هاي ايماني بو‌ده و آنها را درهم شكند و متلاشي سازد ... آراستن چنين انديشه‌هاي ساختگي، بدان اندازه كه بتوان انديشه‌هاي اعتقادي و نمونه‌هاي ا‌يماني را زشت و بدريخت كند ... ايجاد بي‌بند و باري، و آزا‌دي دادن به شهوت‌رانيها و هوس بازيهاي اهريمنانه‌، و دامن زدن به لااباليگري و لختي بي‌شرمانه‌، و ويران كردن پايۀ اخلاق و زدودن شرم و حيا. چرا كه عقيدۀ پاك آسماني بر اخلاق و ادب استوا‌ر و پايدا‌ر است‌. و بايد براي مبارزۀ با چنين عقيدۀ پاك آسماني‌، آن را به ميان گِل و لائي بيندازند كه خودشان آن را در زمين پخش و پراكنده نموده‌اند ... اين مزدوران سفله همۀ تاريخ را دگرگون مينمايند و با ناروائيها مي‌آلايند، و آن را همانگونه تحريف ميكنند كه نصوص آئين پربار اسلام را.

اين سفلگان‌، با وجود اين همه زشتيها و پستيها، خويشتن را مسلمان هم ميخوانند و ميدانند!!! آيا تنها نامهاي مسلمانان را بر خود ننهاده و آنها را يدك نميكشند؟ آنان به وسيلۀ همين نامها و واژه‌ها، در آغاز روز اسلام را اعلان مينمايند و با همين‌ كوششها و تلاشهاي بزهكارانه و خائنانه است كه در پايان روز از ايمان آوردن پشيمان ميشوند و به اسلام كفر ميورزند ... لذا با اين رفتار و آن كردار همان نقشي را بازي ميكنند كه اهل كتاب در روزگاران كهن ميكردند. طرح و چهارچوب همان ا‌ست كه در آن نقش كهن بود و دگرگون نميشد؟

اهل ‌كتاب برخي به بر‌خي ميگفتند: در آغاز روز تظاهر به اسلام‌ كنيد و در آخر روز از آن پشيمان و بدان كافر شويد، شايد بدين وسيله مسلمانان از دين خود برگردند و