ٌ عَلِيمٌ (٧٣)

يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (٧٤))...  

گروهي از اهل كتاب آرزو داشتند كاش ميشد شما را گمراه كنند و (‌با القاء شبهه‌هائي در دينتان شما را از  اسلام برگردانند، ولي با اين كارها) جز خويشتن را گمراه نمي‌سازند و نمي‌فهمند. اي اهل كتاب چرا آيه‌هاي (‌دال بر صدق نبوّت محمّد) خداوند را ناديده مي‏گيريد و تكذيب ميداريد، و حال آنكه (‌صحّت آنها و نشانه‌هاي نبوّت محمّد را در كتاب‌هاي خود) مي بينيد؟ اي اهل كتاب چرا حق را با باطل مي‌آميزيد و كتمانش ميكنيد، و حال آنكه شما ميدانيد (‌كه عقاب و عذاب خدا در برابر چنين كاري چيست‌)‌؟ جمعي از اهل كتاب (‌به همكيشان خود) گفتند: بدانچه بر مسلمانان نازل شده است در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز بدان كافر شويد تا شايد (‌از قرآن پيروي نكنند و از آن ) برگردند. و باور مكنيد مگر به كسي كه پيروي از آئين شما كرده باشد - بگو: بيگمان هدايت‌، هدايت خدا است -‌اينكه (‌ديگران آن افتخارات و كتاب‌هاي آسماني را كه نصيب شما شده است بدست آورند. يعني‌) به كسي همان چيزي داده شود كه به شما داده شده است‌، و اينكه ديگران بتوانند در پيشگاه پروردگارتان با شما به داوري بنشينند و اقامۀ حجّت كنند. بگو: فضل و بزرگي در دست خدا است و آن را به هر كس كه بخواهد ميدهد. و خداوند (‌عطا و نعمتش‌) فراخ و آگاه (‌از اهليّت و شايستگي مستحقّ وحي و رسالت خويش‌) است‌...

كينه‌اي كه اهل كتاب دربارۀ گروه مسلمانان به دل داشتند،‌ كينه‌اي بود كه نسبت به آئين ايشان داشتند. اهل كتاب دوست نميداشتند كه اين ملّت هدايت يابد و بر راستاي راه راست رود. نميخواستند كه چنين امّتي با نيروي تمام و اطمينان كامل و اعتماد هر چه بيشتر به زير سايۀ عقيده و باور خاص رود و در پناه آن بغنود. از اينجا بود كه همۀ تاب و توان و تلاش و كوشش خويش را بكار ميبردند تا اين امّت اسلامي را از راه اسلام بدور دارند و از اين جاده منحرفشان‌ گردانند: 

(وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ) ... 

گروهي از اهل كتاب آرزو داشتند كاش ميشد شما را گمراه كنند...

اين آرزوي نفس و خواست دل و هوسي است‌كه هو‌سهاي ديگري از فراسوي هر كيد و مكري و هر دسيسه ونيرنگي و جد‌ال و نزاعي و آميزش حق و باطلي به سوي آن پر ميكشد.

آرزوئي كه بر هوس وكينه و بدخواهي و بدسگالي استوار است‌، بد‌ون شك‌ گمراهي است‌. چه چنين آرزوي بدخواهانه و بزهكارانه‌اي از خير و خوبي و از هدايت و رهنموني سرچشمه نميگيرد. آنان بدانگاه‌ كه آرزو دارند مسلمانان را گمراه و سرگشته سازند خويشتن را به‌گمراهي و سرگشتگي مي‌اندازند. زيرا كسي جز گمراهي كه در حيراني و ويلاني حيواني سرگردان و دست و پازنان است‌،‌گمراهي و سرگشتگي راه ‌يافتگان را نميخواهد:

(وَمَا يُضِلُّونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ)…

جز خويشتن را گمراه نميسازند، و نمي‌فهمند...

مسلمانان مادام كه بر اسلام خود ماندگار و استوار باشند، از مكر و كيد اين چنين دشمناني در امان ميمانند، و آنان نميتوانند هيچگونه زياني به اينان برسانند. خداوند سبحان تعهّد فرموده است ‌كه خدعه و نيرنگ مكّاران و حيله‌گران بديشان نرسد و عاقبت وخيم كيد و مكر دشمنان‌ گريبانگير خود بدسگالان گردد، مادام كه مسلمانان‌، مسلمان بمانند.

در اينجا خداوند اهل‌ كتاب را هشدار ميدهد، و به خاطر موقعيّت وحشتناك و ننگيني كه در پيش‌ گرفته‌اند، سخت بر آنان ميتازد:

(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (٧٠)

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٧١))… 

اي اهل كتاب چرا آيه‌هاي (‌دالّ بر صدق نبوّت محمّد) خداوند را ناديده مي‏گيريد و تكذيب ميداريد، و حال آنكه (‌صحّت آنها و نشانه‌هاي نبوّت محمّد را در كتاب‌هاي خود) مي‌بينيد؟ اي اهل كتاب چرا حق را با باطل مي‌آميزيد و كتمانش ميكنيد و حال آنكه شما ميدانيد (‌كه عقاب و عذاب خدا در برابر چنين كاري چيست‌)‌؟‌... اهل‌كتاب در زمان نزول قرآن و در همۀ ادوار و در  عصر حاضر، پيوسته حق را آشكارا در اين دين ديده و مي‏بينند، چه آگاهانشان كه آشناي به حقيقت چيزهائي از بشارتها و اشارتهائي هستند كه در كتابهايشان راجع به دين اسلام آمده است - برخي از اينان همه چيزهائي را كه مي‌يافتند بدانها تصريح ميكردند، و برخي از ايشان با توجه به دلائل و برهاني كه در كتابهايشان مي‌يافتند و آنها را در پيش خود محقّق ميديدند، ايمان ميآوردند و اسلام را مي‌پذرفتند - ‌و چه نا آگاهانشان‌، در اين مسأله برابرند. هر دو دسته حق را روشن و آشكار در اسلام مي‏يابند. آن مقدار كه حق را برايشان مسلّم دارد، و ا‌يشان را به سوي ا‌يمان خواند ... ولي آنان كفر ميورزند! ... آن هم نه به خاطر كمبود دليل و برهان‌، بله به خاطر پيروي از هو‌ي و هوس و مصلحت جوئي و گمراهسازي ديگرا‌ن!

قرآن آنان را اينگونه ندا ميدهد: 

(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ).

اي اهل كتاب.

چون اين صفتي است كه ميبايست ا‌يشان را به سوي آيات خدا و كتاب تازۀ او سوق دهد و متوجّه معني و مفاهيم آنها گرداند.

بار دوم نيز آنان را با همين صفت‌: 

(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ) 

بانگ ميزند تا كاري را كه از روي آگاهي و عمد و قصد بدان دست مي‌يازند، و آن حق را با باطل آميختن است تا حق را پنهان و كتمان دارند و در اندرون باطلش ضايع گردانند، كه كار بسيار زشت و ناپسندي است‌، ر سوا و مفتضح گرداند.

اين كاري را كه خداوند بزرگوار از ميان كارهاي ديگر اهل كتاب آن زمان‌، بيان ميدا‌رد و بر آ‌ن به تندي تاخت ميبرد، كاري است كه از آغاز پيدايش اسلام تا بدين روز بر آن پرورده شده‌اند و با خون و شير خو‌د آن را سرشته‌اند ... اين روش ايشان در درازاي تاريخ بوده است ... اوّل يهوديان از نخستين لحظات رسالت اسلام بدان آغازيدند، سپس مسيحيان از يهوديان پيروي كرده‌اند! 

متأسفانه ا‌هل كتاب در طول قرنهاي دور و دراز دربارۀ ميراث اسلامي به دسيسه و نيرنگ دست يازيده‌اند و چيزهائي را بدان وارد نموده‌اند كه جز با كوشش و تلاش قرنهاي زياد نميتوان آنها را از ميراث اسلامي زدود! و آنان حق را با باطل در همۀ اين ميراث آغشته‌اند. تنها در اين كتاب محفوظ است كه نتوانسته‌اند چنين كنند. چرا كه خداوند تا ابد حفظ آن را به عهده گرفته است‌. و خداي بزرگوار را بر اين لطف عميم و فضل عظيمش سپاس مي‏گوئيم.

آنان به تاريخ اسلامي و حوادث و مردان آن‌، چيزها افزودند و نيرنگها نمودند ... همچنين ايشان به حديث نبوي دست برده و فزونيها و كاستيها روا ديده و مكرها و كيدها بكار بردند. تا اينكه خداوند متعال مرداني را به جمع ‌آوري و بررسي آن برگماشت‌. آناني را كه همۀ توان خود را در پژوهش و نگارش حديث بكار بردند و چيزي را جاي نگذاشتند و ناد