لمانند،  و  اگر  اين  ويژگی  تحقّق  نيافت‌،  ايشان  مسلمان  نيستند،  هر  چند كه  آنان  ادّعا كنند كه  مسلمانند!

اسلام  عبارت  است  از  آزادی  مطلق  از  بندگی  بندگان.  و  اين  نظام  اسلامی  است‌ كه  در  ميان  همۀ  نظامها  و  رژيمهای  ديگر  اين  آزادی  را  تحقّق  می‏بخشد.

مردمان  در  همۀ  نظامـها  و  رژيمهـای  زمينی‌،  برخی  از  آنان  برخی  ديگر  را،‌ گذشته  از  خدا،  به  خدائی  ميگيرند  ...  و  ا‌ين  امر  بطور  يكسان  در  ييشرفته‌ترين  كشورهای  دموكراسی  و  در  عقب  مانده‌ترين ‌كشورهای  ديكاتوری  رخ  ميدهد  ...  زيرا  بيگمان  نخستين  ويژگيهای  ربوبيّت،  حق  بندگی  مردمان  از  آن  او  بودن  است‌.  يعنی  حقّ  برنامه‌ريزی  مقرّرات  و  روشها  و  نظامها  و  وضع  قوانين  و  معيارها  و  ارزشها  ...  در  همۀ  رژيمهای  زمينی  برخی  از  مردمان  به گونه‌ای  ادعای  اين  حقّ  را  دارند  و  آن  را  از  آن  خود  ميدانند،  و  اين‌ كار  را  از گروهی  از  مردمان  به  نحوی  از  انحاء  ميخواهند  و آنان  هم  ديگران  را  به  زير  يوغ  ايشان  ميكشند  و  پيرو  قانونها  و  ارزشها  و  معيارها  و  انديشه‌هائی  ميكنند كه  ايشان  طرح‌ريزی  مينمايند  و  از  پيش  خود  ميسازند.  اين  چنين  كسانی گذشته  از  خدای  جهان  آفرين‌،  خدايانی  بشمارند كه  برخی  از  مردمان  آنان  را  به  خدائی  می پذيرند  و بديشان  اجازه  ميدهند كه  ادّعای  ويژگيهای  الوهيّت  و  ربوبيّت ‌كنند.  در  اين  صورت  است‌ كه  چنين ‌كسانی ‌گذشته  از  خدا،  ايشان  را  هم  می‌پرستند  و  بندگيشان  مينمايند،  اگر  چه  برايشان  سجده  نبرده  و  به  ركوعشان  نرفته  باشند.  چه  بندگی  و  پرستش  را  جز  برای  خدا  نميتوان كرد  و  عبوديّت  تنها  و  تنها  ذات  پاك  الله  را  سزا  است‌.

فقط  در  نظام  اسلامی  است‌ كه  انسان  اين  زنجير  بندگی  را  ميگسلاند  و گردن  را  از  ريسمان  پـرستش  ديگران  آزاد  ميسازد،  و  آزاد  ميشود  ...  مرد  آزادی ‌كه  انديشه‌ها  و نظم  و  نظامها  و  برنامه‌ها  و  قوانين  و  مقرّرات  و  ارزشها  و  معيارها  را  تنها  و  تنها  از  خدا  دريافت  ميدا‌رد.  

... او در اين كار همانند ساير انسانهاي ديگر و همگنان خود رفتار مينمايد. او و همۀ انسانهاي ديگر، درست همگون و همسانند. همگان در يك سطح مي‌ايستند، و چشم انتظار به بارگاه كبرياي پروردگار يگانه‌اي ميدوزند، و برخي از آنان برخي ديگر را خدايگان نميدانند و فقط خداوند عالم را مي‌پرستند و بس.

 اسلام بدين معني‌، دين راستين و پذيرفتۀ خداوند است‌. چنين اسلامي است‌ كه هر پيغمبري آن را از سوي خدا آورده است ... خداوند پيغمبران را به همراه اين دين به سوي انسانها روانه فرموده است تا مردمان را از پرستش بندگان بيرون آورده و به پرستش خدا فرا خوانند، و ايشان را از جور و ستم بندگان برهانند و در سايۀ عدل و داد دادار بغنوانند ... بنابراين هر كس از اسلام روي گرداند، به شهادت خدا مسلمان نيست‌، هر چند كه تأويل ‌كنندگان به تأويل دست يازند، و گمراه كنندگان ديگران را گمراه سازند:
(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ)...[9]
بيگمان دين (‌حق و پسنديده‌) در پيشگاه خدا اسلام (‌يعني خالصانه تسليم فرمان الله شدن‌) است (‌و اين آئين همۀ پيغمبران بوده است‌)‌...
--------------------------------------------------------------------------------
[1] مراجعه  شود  به‌كتاب  (‌نمايش  هنری  در  قرآن‌)  فصل  :  داستان  در  قرآن‌.
[2] ‌برخی  از  تفاسير  چنين  می گويند كه  تصديق  يحيی  به ‌كلمه‌ای ‌كه  از  سوی  خدا  است‌،  تصديق ‌او به  عيسي  عليه السّلام ‌است‌. ولی  دليلی ‌كه  چنين  درك  و  فهمی  را  حتمی  و  قطعی  نشان  دهد،  وجود  ندارد. (‌مؤلف‌)
[3] ‌ما در  اينجا به  بحث ‌و  جدل  ننشسته‌ايم ‌و  درصدد  بررسی  نظريّۀ  پيدايش ‌و  تكامل  نيستيم‌ كه  دارد  ارزش  علمی  خـود  را  از  دست  ميدهد، ‌و  نظريّه‌ای  بيش  بشمار  نميآيد.(‌مؤلف‌)
[4] ‌كُنْ  :‌بشو.  باش‌.  
[5] به  بررسی  با  ارزش  استاد  مودودی،  تحت  عنوان  :  «شهادت  حق»  مراجعه  شود. (‌مؤلف‌)  
[6] مشاكله  از محسّنات  معنوی  است‌،  و آن  عبارت  است  از  ذكر  شيیء ‌به  لفظی  غير از لفظ  مقرّر  برای ‌آن‌،  به  سبب  مجاورت  آن ‌لفظ  تحقيقاً‌ يا  تقديراً‌،  يعنی  شی‌ء  مذكور  در  جوار اين  غير واقع  شود  محقّقاً  يا  مقدّراً  ...  مثال‌:  
            كند گر  بر تو  ظلم  از كين  بدانديش         تو  هم  آن  ظلم‌ كن  بر  وی  مينديش  
ظلم  در  مصرع  دوم  به  معنی  جزا  و  پاداش  عمل  بد  است ‌كه  به  مناسبت  جوار  با ظلم‌ اوّل  بدين ‌لفظ  تعبير  شده  است  ...(‌فرهنگ  معين‌)‌. 
[7] انبياء/٢٢.
[8] نازعات  /  ٢٤.
[9] آل عمران/19<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:145.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:146.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:147.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:148.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:149.txt">قسمت پنجم</a></body></html> 

سوره‌ي آل عمران آيه‌ي 92-65

 

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالإنْجِيلُ إِلا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ (٦٥) هَا أَنْتُمْ هَؤُلاءِ حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٦٦) مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (٦٧) إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ (٦٨) وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (٦٩) يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (٧٠) يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٧١) وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٧٢) وَلا تُؤْمِنُوا إِلا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتَى أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٧٣) يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (٧٤) وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّ