ه  با  بودن  آن‌، ‌كارها  در  جای  مناسب  خويش  انجام  پذيرند  و  در  پرتو  آن  راه  درست  تشخيص  داده  شود  و  پيروی ‌گردد.  حكمت‌،  خير  و  بركت  بسياری  است‌.  تورات  همانند  انجيل‌ كتاب  عيسی  بشمار  امده  است‌.  چه  تورات  اساس  دينی  بوده  است‌ كه  عيسی  آن  را  با  خود  آورده  است‌.  انجيل  مكمّل  تورات  بوده  و  روح  تورات  را  زنده‌ كرده  است  و  نيز  روح  آئينی  را  زندگی  دوباره  بخشيده  است‌ كه  در  دلهای  بنی‏اسرائيل  پژمرده  و  از  آئينۀ  قلوبشان  نهان‌ گشته  بود.  اين  چيزی  است‌ كه  بسياری  ازكسانی ‌كه  دربارۀ  مسيحيت  سخن  ميگويند،  در  آن  دچار  اشتباه  شده‌اند  و  تورات  را  ناديده  گرفته‌اند.  در  صورتی ‌كه  تورات  اساس  دين  مسيح  عليه السّلام  است‌،  و  در  آن  قانونی  است ‌كه  نظام  جامعه  بر  آن  استوار  ميگردد،  و  انجيل  جز  اند‌كی  از  آن  را  تعديل  ننموده  است‌.  انجيل  همان  نفخۀ  حيات  بخش  و  تازه‌كنندۀ  روح  دين  است‌،  و  دل  انسان  را  به  وسيلۀ  پيوند  مستقيم  آن  به  خدا  در  پرتو  نصوص  خود،  صيقلی  ميدهد  و  پاكيزه  ميدارد.  اين  حيات  بخشی  و  تهذيب  دو  چيزی  هستند كه  مسيح  آنها  را  با  خود  آورده  است  و  در  راهشان  تلاش  و  كوشش  نموده  است  تا  آنگاه‌ كه  نسبت  بدو  نيرنگ  كردند،  همانگونه ‌كه  خواهد  آمد:

(وَرَسُولا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) (٤٩)

او  را  به  عنوان  پپغمبری  به  سوی  بنی‌اسرائيل  روانه  ميدارد  (‌و  بديشان  خبر  ميدهد)  كه  من  (‌بر  صدق  نبوّت  خود)  نشانه‌ای  را  از  سوی  پـروردگارتان  برايتان  آورده‌ام  و  آن  اينكه  :  من  از  گِل  چيزی  به  شكل  پرنده  ميسازم‌،  سپس  در  آن  ميدمم  و  به  فرمان  خدا  پرنده‌ای  (‌زنده‌)  مي‏یگردد،  و  كور  مادرزاد  و  مـبتلای  به  بيماری  پيسی  را  شفا  ميدهم  و  مردگان  را  به  فرمان  خدا  زنده  ميكنم  و  از  آنچه  ميخوريد  و  از  آنچه  در  خانه‌های  خود  ذخيره  ميكنيد  به  شما  خبر  ميدهم‌!  بيگمان  در  اينها  نشانه‌ای  برای  شما  است  اگر  (‌ارادۀ  پذيرش‌)  ايمان  داشته  باشيد...

اين  نصّ  قرآنی  به  ما  ميگويد كه  رسالت  عيسی  عليه السّلام  برای  بنی‏اسرائيل  بوده،  پس  او  يكی  از  پيغمبران  ايشان  است‌.  بنابراين  توراتی ‌كه  بر  موسی  عليه السّلام  نازل  شده  است  و  در  آن  شريعت  منظّمی  برای  زندگی  قوم  اسرائيل  است‌،  و  متضمّن  قوانين  معامله  و  تجارت  و  تنظيم  شؤون  زندگی  است‌،  در  اصل‌،‌ كتاب  عيسی  نيز  بشمار  است‌،  و  انجيل  هم  بدان  افزوده  ميشود كه  متضمّن  احياء  روح  و  تهذيب  قلب  و  بيداری  عقل  است‌.

معجزه‌ای ‌كه  خداوند  به  مادر  عيسی  يعنی  مريم  مژده  داده  بود  و  بدو  بشارت  فرموده  بود  به  اينكه  چنين  معجزه‌ای  بر  دست  عيسی  انجام  ميگيرد،  و  عيسی  بعدها  عملاً  به  بنی‏اسرائيل  نشان  خواهد  داد  عبارت  بود  از  دميدن  جان  به‌ كالبد  مادۀ  بيجان  و  بخشيدن  رمز  حيات  به  موات‌،  و  زنده‌ كردن  مردگان  مردمان‌،  و  بينائی  بخشيدن  كور  مادرزاد،  و  شفا  دادن  مبتلای  به  بيماری  پيسی‌،  و  خبر  دادن  از  غيب  - ‌البتّه  آنچه ‌كه  نسبت  بدو  غيب  بود  -  و  آن  عبارت  بود  از  اندوختۀ  اقوات  و  غيره  در  خانه‌های  بنی‏اسرائيل،  در  حالی ‌كه  او  آنها  را  نديده  بود  و  بدور  از  ديد  او  بود.

نصّ  قرآنی  ميكوشد كه  بر  زبان  عيسی عليه السّلام  بيان  دارد  -  همانگونه‌ كه  در  غيب  خدا  مقدّر  بود  و  به  هنگام  مژده  دادن  به  مريم‌ گفته  شد،  و  همانگونه ‌كه  بعد  از  آن  بر  زبان  عـيسی  جـاری  و  تحقّق  پذيرفت  -‌كه  هر كار  خارق‌العاده‌ای  از  اين  خارق‌العاده‌هائی  كه  عيسی  آن  را  برايشان  آورده‌،  از  سوی  خدا  بوده  است‌.  به  دنبال  هر  يك  از  اين  خارق‌العاده‌ها  هم  اجازۀ  خدا  ذكر  شده  است  تا  موضوع  بيشتر شكافته  شود  و  مرزبندی  روشن‌تر  نموده‌ گردد.  برای  احتياط  بيشتر،  اجازۀ  خدا  در  آخر  هر  يك  از آنها  بيان  شده  و  تنها  به  ذكر  اجازۀ  خدا  در  پايان  مطالب  اكتفاء  نشده  است‌.

اين  معجزه‌ها  بطور كلّی  متعلّق  به  ايجاد  حيات  يا  عودت  حيات‌،  يا  بهبودی  بخشيدن  است  كه  خـود  شاخه‌ای  از  حيات  است‌.  ديدن  غيب  نهان‌،  بدور  از  بُرد  ديدگان  است  ...  چنين  معجزاتی  در  حقيقت  هماهنگ  با  تولّد  عيسيی،  و  اعطاء  پيرايۀ  وجود  بدين  موجود  و  دميدن  جان  به ‌كالبد  او  است‌،  آن  هم  بدانگونه  كه  نظيری  جز  آدم  عليه السّلام  برای  او  نمی توان  يافت‌.  وقتی كه  خدا  بتواند  چنين  معجزاتی  را  بر  دست  فردی  از  آفريدگانش  جاری  سازد  ،  همو  ميتواند  خود  اين  فرد  را  هم  بدون  نمونه  و  مثال  بيافريند  ...  در  اين  صورت  نيازی  نيست  اين  همه  شبهه‌ها  و  افسانه‌ها  در  حول  و  حوش  چنين  تولّد  ويژه‌ای  پديد  آيد  و  زبان  به  زبان  بگردد.  وقتی ‌كه  چنين  تولّدی  به  مشيّت  مطلّقۀ  خداوند  نسبت  داده  شود،  و  مردمان  خداوند  سبحان  را  به  مألوف  و  مرسوم  خودشان  مقيّد  نسازند  و  خدا  را  همچو‌ن  انسان  نينگارند!
(وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلأحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (٥٠)
إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ) (٥١)

و  (‌من  پيغمبريم  كه‌)  تصديق  كنندۀ  آن  چيزی  هستم  كه  پيش  از  من  از  تورات  بوده  است  و  (‌آمده‌ام‌)  تا  پاره‌ای  از  چيزهائی  را  كه  (‌بر  اثر  ستم  و  گناه‌)  بر  شما  حرام  شده  است  (‌بعنوان  تخفيفی  از  سوی  خدا)  برايتان  حلال  كنم‌،  و  نشانه‌ای  (‌به  دنبال  نشانه‌ايی)  را  برايتان  آورده‌ام  ،  بنابراين  (‌معجزه‌ها  و  نشانه‌های  پياپی‌)  از  خدا  بترسيد  و  از  من  اطاعت  كنيد.  خداوند  پروردگار  من  و  پروردگار  شما  است  پس  او  را  بپرستيد،  اين  راه  راست  است  (‌و  انسان  را  به  سعادت  هر  دو  جهان  ميرساند)‌.

اين  خاتمه  دعوت  عيسی  عليه السّلام  از  بنی‏اسرائيل،  پرده  از  حقائق  بنيادينی  برميدارد كه  در  آئين  خدا  و  در  مفهوم  اين  آئين  در  دعوت  همۀ  پيغمبران  - ‌عليهم  السّلام  -  موجود  بوده  است‌.  حقائقی  كه  دارای  ارزش  ويژه‌ای  هستند،  مخصوصاً  بدانگاه‌ كه  بر  زبان  خود  عيسی  عليه السّلام  جاری  ميشوند.  كسی  كه  اين  شبهه‌ها  و  افسانه‌های  بيشمار  پيرامون  چگونگی  تولّد  او  بپا  خاسته  است  و  همه  ناشی  از  انحراف  از  حقيقت  دين  خدا  بوده،  حقيقتی  