  (‌به  شكرانۀ  اين  نعمت  بزرگ)  هميشه  خاشعانه  به  اطاعت  و  عبادت  پروردگارت  مشغول  شو  و  با  نمازگزاران  به  سجده  و  ركوع  بپرداز  (‌و  با  آنان  نماز  بخوان‌)‌...

اطاعت  و  عبادت،  خشوع  و  ركوع‌،  و  زندگی  پيوسته‌ای  با  خدا  داشته  باشد  تا  بدين  وسيله  برای ‌كار  بزرگ  و  سترگی  آمادگی  پيدا  كند.

*
در  اين  مقطع  از  داستان‌،  و  پـيش  از  پـرده  برداری  از رخداد  بزرگ،  روند  قرآنی  به  چيزی  از  فلسفۀ  داستان  اشاره  ميكند  ...  اين  چيز  اثبات  وحی  است‌.  وحيی ‌كه  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم را  با  چيزی  آشنا  ميسازد كه  از  جملۀ  اخبار  غيب  است  و  او  در  هنگام  وقوع  آن‌،  در  محل  حادثه  حضور  نداشته  است‌:

(ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ) (٤٤)

اين  (‌چيزهائی  كه  گفته  شد)  از  جملۀ  خبرهای  غيبی  است  كه  آن  را  به  تو  وحی  ميكنيم  و  تو  در آن  هنگام  كه  قلمهای  خود  را  (‌برای  قرعه‌كشی  به  درون  آب  يا  كيسه‌ای  و  ...)  می‌افكندند  تا  (‌روشن  شـود  بر  طبق  قرعه‌)  كداميك  سرپرستی  مريم  را  برعهده  گيرد،  و  بدان  هنگام  كه  ميان  خود  (‌بر  سرپرستر  او)  كشمكش  داشتند  حضور  نداشتی  (‌و  همۀ  اينها  از  راه  وحی  به  تو  ميرسد)‌...

اين  سخن  اشاره  به  سبقت  جوئی  پرده‌داران ‌كنشت  بر  همديگر  برای  عهده‌داری  سرپرستی  كردن  مـريم  دارد.  بدانگاه ‌كه  مادر  مريم  فرزند  خود  را  به ‌كنشت  ميآورد  تا  به  نذری ‌كه ‌كرده  است‌،  و  به  عهدی ‌كه  با  پروردگارش  بسته  است‌،  وفا كند.  آيات  قرآنی  به  حادثه‌ای  اشاره  دارند كه  (‌عهد  قديم‌)  و  (عهد  جديد)  موجود  و  متدا‌ول‌،  آن  را  بيان  نكرده‌اند.  ولی  حتماً  در  پيش  احبار  و  رهبان،  معروف  بوده  است‌.  اين  حادثه‌،  حادثۀ  انداختن  قلمها  به  اندرون  چيزی  است  ...  قلمها  متعلّق  به  پرده‌داران‌ كنشت  بود  تا  بدين  وسيله  شخصی  معيّن  و  شناخته‌ گردد كه  مريم  بدو  سپرده  ميشود.  آيات  قرآنی  حادثه  را  بدرازا  نميكشاند،  زيرا كه  چه  بسا  برای  شنوندگان  نصّ  قرآنی  در  آن  زمان‌،  چيز  آشكار  و  روشنی  بوده  است‌.  يا  اينكه  تفصيل  داستان  چيزی  بر  اصل  حقيقتی  نمی‌افـزايد ‌كه  قرآن  در  صدد  بيان  آن  بر‌ای  آيندگان  است‌.  آنچه  بايد  بدانيم  تنها  اين  است  كه  همگان  برای  تعيين  كسی ‌كه  مريم  بدو  سپرده  شود  به  روش  ويژه‌ای كه  به  واسطۀ  انداختن  قلمها  انجام  می‌پذيرفت  راضی  شدند،  همانگونه ‌كه  ما  امروزه  مثلاً  (‌قرعه)‌،  ميكشيم‌.  برخی  از  روايتها  بيان  ميدارد كه  آنان  قلمهايشان  را  به  رودخانۀ  اردن  انداختند،  و  امواج  آب  همۀ  آنها  را  بجز  قلم  زكريا  با  خود  برد  و  تنها  قلم  او  در  آنجا  ماند.  اين  نشانه‌ای  بود  كه  بر  آن  اتفاق‌ كرده  بودند،  و  لذا  مريم  را  به  دست  او  سپردند.

همۀ  اينها  جزو  غيبی  است ‌كه  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  موقع  وقوع  آنها  در  محل  حضور  نداشت  و  از  آنها  بی‏خبر  بود.  اصلاً  چه  بسا  چنين  چيزهائی  از  جملۀ  اسرار كنشت  بوده  و  خواسته  باشد  آنها  را  فاش  نسازد  و  اجازۀ  پخش  آنها  را  هم  نداده  باشد،  ولی  قرآن  به  هنگام  روياروئی  با  بزرگان  اهل ‌كتاب  در  آن  زمان‌،  آنها  را  به  عنوان  دليلی  بر  نزول  وحی  الهی  بر  پيغمبر  راستين  خود  بيان  فرموده  باشد.  چيزی  هم  در  اين  باره  روايت  نشده  است ‌كه  چنين  دليل  و  حجّتی‌،  از  سوی  ا‌يشان  پذيرفته  نشده  باشد  و  در  ردّ آن ‌كو‌شيده  باشند.  چه  اگر  جائی  برای  بحث  و  جدال  باقی  ميماند،  بيگمان  دربارۀ  آن  مجادله  و  ستيز  ميكردند،  زيرا  آنان  برای  مجادله  و  مباحثه  آمده  بودند.  هم  اينك  به  تولّد  عيسی  می‌پردازيم‌.  تولّدی ‌كه  برابر  عرف  و  عادت  مردمان  بسی  شگفت  و  سترگ  است‌،  ولی  از  نظر  مشيّت  مطلّقۀ  الهی‌، ‌كار  بس  عادی  و  معمولی  است‌:
(إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ (٤٥)
وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلا وَمِنَ الصَّالِحِينَ (٤٦)
قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (٤٧)
وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ (٤٨)
وَرَسُولا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٤٩)
وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلأحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (٥٠)
إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ) (٥١)

(‌تو  حضور  نداشتی‌)  آنگاه  كه  فرشتگان  گفتند:  ای  مريم‌!  خداوند  تو  را  به  كلمۀ  خود  كه  نامش  مسيح  عيسی  پسر  مريم  است  مژده  ميدهد  و  او  در  اين  جـهان  و  آن  جهان  بلند  مرتبه  و  بزرگوار  و  از  زمرۀ  مقرّبان  است‌.  در  گهواره  و  در  حالت  كهولت  (‌يعنی  ميان  سالی‌،  كه  از  سی  سال  تا  پنجاه  و  يك  سال  است‌)  با  مردم  سخن  خواهد  گفت  و  از  زمرۀ  صالحان  بشمار  است‌.  (‌مريم  در  حالی  كه  از  تولّد  فرزند  از  راه  غير  طبيعی  شگفت  زده  شده  بود)  گفت‌:  پروردگارا!  چگونه  مرا  فرزندی  خواهد  بود  در  حالی  كه  انسانی  با  من  نزديكی  نكرده  است‌؟‌!  فرمود:  اينگونه  هر  چه  را  بخواهد  می‌آفريند،  و  هنگامی  كه  ارادۀ  چيزی  كند  (‌و  بخواهد  پديد  آيد)  فقط  بدان  ميگويد:  پديد  آی‌،  پس  (‌بی‌درنگ‌)  پديد  ميآيد،  و  بدو  خط  و  كتابت‌،  و  دانش  راستين  و  سودمند،  و  تورات‌،  و  انجيل  می‌آموزد،  و  او  را  به  عنوان  پيغمبری  به  سوی  بنی‌اسرائيل  روانه  ميدارد  (‌و  بديشان  خبر  ميدهد)  كه  من  (‌بر  صدق  نبوّت  خود)  نشانه‌ای  را  از  سوی  پروردگارتان  برايتان  آورده‌ام‌،  و  آن  اينكه‌:  من  از  گِل  چيزی  به  شكل  پرنده  ميسازم‌،  سپس  در  آن  ميدمم  و  به  فرمان  خدا  پرنده‌ای  (‌زنده‌)  می‏‎گردد،  و  كور  مادرزاد  و  مبتلای  بـه  بيماری  پيسی  را  شفا  ميدهم  و  مردگان  را  به  فرمان  خدا  زنده  ميكنم  و  از  آنچه  