وانی ‌كه  به  وقوع  مژده  داشت‌،  و  دهشت  ناگهانی  قضيّه  سراپای  وی  را  فراگرفته  بود،  با  تضرّع  و  زاری  از  ايزد  باری  خواست ‌كه  نشانه‌ای  بدو  نمايد  تا  آرامش  خاطری  بدان  يابد:

(قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً )

گفت‌:  پروردگارا!  نشانه‌ای  برای  من  قرار  بده  (‌كه  حاملگی  همسرم  را  برساند)‌...

در  اينجا  خداوند  بزركار  او  را  به  راه  اطمينان  حقيقي  رهنمود  ميسازد،  و  او  را  از  آنچه  بنا  به  سرشت  انسانی  بدان  خوگرفته  و  عادت  پيدا كرده  است  بدر  ميآورد  ...  بدو گو‌شزد  می‌فرمايد كه  علامت  آن  اين  است ‌كه  سه  روز  زبانش  برای  سخن ‌گفتن  با  مردم  از كار  می‌افتد  و  تنها  برای  دعا  و  ذكر  خدا  روان  و  در كار  است‌:  

(قَالَ آيَتُكَ أَلا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلا رَمْزًا وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإبْكَارِ) (٤١)

 گفت‌:  نشانۀ  تو  آن  است  كه  نميتوانی  سه  روز  بـا  مردم  حرف  بزنی  مگر  با  رمـز  و  اشاره  و  (‌در  اين  مدّت  به  شكرانۀ  نعمت‌)‌،  پروردگارت  را  بسی  ياد  كن  و  سحرگاهان  و  شامگاهان  او  را  تسبيح  گوی  و  به  پاكی  بستای‌...

روند  قرآنی  در  همين  جا  سكوت  برمی‏گزيند  ...  ولی  اين  كار  شد،  و  زكريا  در  اندرون  خود  چيزی  می‌يابد كه  آن  را  در  زندگی  خود  و  زندگی  ديگران  نامأنوس  و  غيرعادی  می‏‎بيند  ...  زبانش  همان  زبان  قبلی  است  ...  ليكن  برای  سخن‌ گفتن  با  مردم  بند  ميآبد  و  برای  راز  و  نياز  با  پروردگارش  آزاد  و  روان  ميگردد!  آيا  كدام  قانونی  است ‌كه  بر  اين  پديده  حكم  ميراند؟  اين  قانون‌،  آزادگی ‌كامل  مشيّت  الهی  است  ...  بدون  چنين  قانونی‌،  تفسير  اين  خارق‌العادۀ  نادره  ممكن  نيست  ...  همچنين  است  اعطاء  يحيی  بدو  در  حالی ‌كه  زكريا  را  پيری  دريافته  است  و  همسرش  نازا  است  !!!
*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:15.xml">رهنمودهاي سوره‌ي بقره</a><a class="folder" href="w:html:18.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 29-1</a><a class="folder" href="w:html:24.xml">سوره‌ي بقره آيه 39-30</a><a class="folder" href="w:html:29.xml">سوره بقره آيه 74-40</a><a class="folder" href="w:html:35.xml">سوره بقره آيه‌ي 103-75</a><a class="folder" href="w:html:41.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 123-104</a><a class="folder" href="w:html:45.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 141-124</a><a class="text" href="w:text:49.txt">رهنمود‌هاي جزء دوم</a><a class="folder" href="w:html:50.xml">سوره‌ي بقره آيه 152-142</a><a class="text" href="w:text:55.txt">سوره ‌ي بقره آيه‌ي 157-153</a><a class="folder" href="w:html:56.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 177-158</a><a class="folder" href="w:html:62.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 188-178</a><a class="folder" href="w:html:67.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 203-189</a><a class="folder" href="w:html:76.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 214-204</a><a class="folder" href="w:html:82.xml">سوره‌ي بقره آيه 220-215</a><a class="folder" href="w:html:87.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 242-221</a><a class="folder" href="w:html:97.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 252-243</a><a class="text" href="w:text:101.txt">رهنمودهاي جزء سوم</a><a class="folder" href="w:html:102.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 257-253</a><a class="text" href="w:text:108.txt">سوره‌ي بقره آيه‌ي 260-258</a><a class="folder" href="w:html:109.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 274-261</a><a class="folder" href="w:html:113.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 281-275</a><a class="text" href="w:text:118.txt">سوره‌ي بقره آيه‌ي 284-282</a><a class="folder" href="w:html:119.xml">سوره‌ي بقره آيه‌ي 286-285</a></body></html>گوئی  اين  امر  خارق‌العاده‌،  در  روند  سوره‌،  مـقدّمۀ  رخداد  تولّد  عيسی  است ‌كه  همۀ  افسانه‌ها  و  شبهه‌ها  از  آن  سرچشمه  مي‌گيرد  ...  هر  چند  هم ‌كه  چنين  رخدادی‌،  حلقه‌ای  از  زنجيرۀ  پديده‌های  مشيّت  مطلّقۀ  الهی  است  ...  در  اينجا  است ‌كه  داستان  مسيح  عليه السّلام   آغاز  ميگردد،  و  با  پاكی  و  طاعت  و  عبادت‌،  مريم  آمادۀ  پذيرش  نفقۀ  آسمانی  ميگردد.
(وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ (٤٢)
يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ) (٤٣)

 (‌تو  حضور  نداشتی‌)  هنگامی  كه  فرشتگان  گفتند:  ای  مريم‌!  خدا  تو  را  برگزيده  و  پاكيزه‌ات  داشته  است‌،  و  تو  را  بر  همۀ  زنان  جهان  برتری  داده  است‌.  ای  مريم‌!  (‌بـه  شكرانۀ  اين  نعمت  بزرگ‌)  هميشه  خاشعانه  به  اطاعت  و  عبادت  پروردگارت  مشغول  شو  و  با  نمازگزاران  به  سجده  و  ركوع  بپرداز  (‌و  با  آنان  نماز  بخوان‌)‌...

چه‌ گزينشی؟‌!  خداوند  مريم  را  برای  دريافت  نفخۀ  مستقيم  برمی‏گزيند،  تا  آن  را  بدانگو‌نه  دريافت  دارد كه  نخستين  آفريده‌،  يعنی  ’‌آدم‌،  دريافت  داشت‌.  خداوند  اين  خارق‌العاده  را  از  طريق  و كانال  مريم  به  بشريّت  می‌نماياند.  اين  هم  گزينشی  است  كه  برای  كار  نادر  و  منحصری  در  تاريخ  بشريّت  انجام  می‌پذيرد  ...  اين ‌كار  بدون  شك ‌كار  بس  سترگ  و  بزرگی  است‌.

امّا  مريم  خود  نيز تا  بدان  زمان  خبر از  اين‌كار  بزرگ  نداشت  و  پی  به  عظمت  اين  امر  نبرده  بود.

اشاره  به  پاكي  مريم  دراينجا،  در  برگيرندۀ  مفهوم  مهمّی  است‌.  تولّد  عيسی عليه السّلام آغشته  به  شبهه‌هائی  شده  بود كه  يهوديان  بی‌باكانه  و  ناپرهيزگارانه  به  مريم  پـاك  و  پاكدامن  نسبت  ميدادند!  در  اين  كار  ناجوانمردانه  هم  بدين  امر  تكيه  داشته  و  دلخوش‌ كرده  بودند كه  چنين  تولّدی  در  جهان  مردمان  بی‏سابقه  است  و  نمونه‌ای  برای  آن  پيدا  نخواهد  شد. گمان  ميبردند كه  در  پس  اين  پرده  رازی  نهفته  است ‌كه ‌كشف  آن  ممكن  نيست  ...  خداوند  رسوايشان  فرمايد!!

اينجا  است‌ كه  عظمت  اين  دين  جلوه‌گر  ميشود،  و  روشن  ميگردد كه  از  چشمۀ  يقين  برمی‌جوشد.  اين  محمّد صلّی الله عليه وآله وسلّم   است  پيغمبر  اسلام  كه  از  اهل‌ كتاب  - ‌از  جمله  مسيحيان  - ‌تكذيب‌ها  و  رنجها  و  ستيزها  می‏‎بيند  و  خارهای  شبهه‌ها  بر  سر  راه  او  می‌اندازند،  امّا  اين  او  است ‌كه  از  سوی  پروردگارش  حقيقت  را  دربارۀ  مريم  بزرگوار  دريافت  ميدارد  و  به ‌گوش  همگان  ميرساند  و  تفضيل  مريم  را  بر  (زنان  جهان‌)،  بطور  مطلق  اعلام  مينمايد  و  او  را  در  بلندترين  افقهای  والائی  جای  ميدهد.  در  حالی  اين ‌كار  را  ميكند كه  او  در  صحنۀ  مناظرۀ  با  قومی  قرار  دارد كه  به  مريم  افتخار  ميكنند  و  تعظيم  و  بزرگداشت  او  را  حجّتی  برای  ايمان  نياوردن  خود  به  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  به  دين  جـديد  می‌شمارند!  چه  صداقتی‌؟‌!  چه  عظمتی؟!  چه  دليل  بزرگی  بر  درستی  سرچشمۀ  اين  ديـن‌،  و  راستی  صاحب  امين  آن‌؟‌!  او  (حق‌)  را  درباره  مريم  و  عيسی  عليه السّلام  از  پروردگارش  دريافت  ميدارد،  و  در  چنين  موقعيّتی  اين  حق  را  اعلان  مينمايد  ...  اگر  او  پيغمبر  راستينی  از  سوی  خداوند  نبود،  چنين  سخنی ‌را  بهيچوجه ‌در چنين  موقعيّتی ‌اظهار و  آشكار  نميكرد!

(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ) (٤٣)

ای  مري