ان نقش می‌بندد و سراپای وجودشان را فرا می‌گیرد. اثر ژرفی ‌كه سخنانشان بیانگر آن بوده و شمعك فروزان زبانشان نمایانگر سوزی است كه در اعماق درونشان مشتعل است‌.
روز به روز برای شناخت خارجی انسانی و دانش بشری، پدیده‌هائی كشف می‌شود كه دورادور به قانون وحدت در پهنۀ این جهان اشاره می‌نمایند. دانشمندان بر پدیدۀ وحدت آفرینش و وحدت حركت در این هستی ‌گسترده آگاهی یافته‌اند. تا آنجا كه انسان می‌تواند بفهمد و بداند، روشن شده است‌ كه اتم بنیاد ساختمان همۀ هستی است‌، و خود اتم نیرو است‌... بر این اساس‌، ماده با نیرو در گسترۀ این هستی بهم رسیده است و در اتم مجسّم و نمودار گشته است‌. بدین وسیله دوگانگی كه مدتهای مدیدی پدیدار و چشمگیر بود، منتفی شده است‌. ماده كه مجموعه‌ای از اتمها است‌، وقتی‌كه اتمهای آن درهم‌شكسته و آزاد شوند، نیرو است و با شكافتن اتمها، ماده به نیرو بدل می‌شود... همچنین‌كشف شده است -‌ تا آ‌نجاكه دائرۀ فهم و شعور انسان اجازه می‌دهد -‌ كه اتم از درون در حركت مستمر و همیشگی است‌. و اینكه اتم از الكترونها - ‌كهرباها - تشكیل ‌گردیده و در فضائی به دور هسته یا هسته‌ها می‌چرخد كه مركز اتم است‌. این حركت هم در هر اتمی مستمر و كلّی است‌. و هر اتمی -‌ همچنانكه فریدالدین عطار گفته است‌[1]- خورشیدی است كه ستارگانی به دور آن می‌چرخند، همانگونه كه ستارگان منظومۀ شمسی به دور خورشید ما می‌گردند.
وحدت آفرینش و وحدت حركت در این هستی‌، دو پدیده‌ای هستند كه انسان بدانها رهنمون شده است‌... این دو پدیده‌، از دور دو اشاره‌اند به وحدت جهان شمول و بزرگ هستی‌،‌كه شناخت بشری به اندازۀ توانائی مشاهده و تجربه بشری بدان رسیده است‌... امّا سرشتهای ویژۀ خدادادی پیغمبران در چشم بهمزدنی جملگی قانون جهان شمول بزرگ را فهمیده و ادراك كرده‌اند، زیرا فرود مستقیم آ‌ن را بر فرودگاه دل و دیده دیده‌اند و بی‏واسطه آن را دریافت نموده و به تنهابی تاب تلقّی آن را داشته‌اند.
پیغمبران شواهد و پدیده‌هائی‌ كه دالّ بر آن وحدت باشد، از راه تجارب علمی‌ گردآوری ننموده و نيندوخته‌اند. ولیكن به آنان دستگاه گیرندۀ كامل و مستقیم داده شده است ‌كه پیام قانون واحد را بگونۀ داخلی و مستقیم دریافت‌ كرده و بدون هیچگونه رابط و ابز‌اری پذیرای فرمان وی گردیده‌اند و مستقیماً فهمیده‌اند كه این آهنگ همنوای یگانه بناچار باید از قانون یگانه‌ای سرچشمه‌ گرفته باشد و از مصدر یگانه‌ای صادر شده باشد. این دستگاه آسمانی‌ كار گذاشته در آن سرشتهای ویژۀ خدادادی‌، از هر دستگاه دیگری دقیق‌تر و فراگیرنده‌تر و كامل‌تر بوده است‌. چه در یك بسوده و تماس‌، فرمان و پیغام آهنگ یگانه را درك‌ كرده است و به یگانگی سرچشمه و یگانگی اراده و فاعلیّت درگسترۀ این هستی پی برده است‌. به دنبال آن بیدرنگ با ایمان راسخ‌، وحدت ذات الهی‌ گردانندۀ این هستی را اعلام داشته است‌.
من این سخن را بدان خاطر نمی گو‌یم كه چون دانش روز معتقد است‌ كه به یك یا دو پدیده از پدیده‌های وحدت هستی دسترسی یافته است‌. چه دانش درگسترۀ حوزۀ خویش‌،‌كارش ثابت نمودن یا نفی‌كردن است‌. به هر چیز از «‌حقائق‌» هم‌ كه می‌رسد، نسبی و جزئی و محدود است‌. دانش هرگز نمی‌تواند به حقيقت واحد نهائی مطلقی برسد. علاوه بر آنكه نظریه‌های علمی‌، تغییرپذیر و دگرگون شونده است و برخی از آنها برخی دیگر را تكذیب و یا تعدیل می‌كند.
من آنچه را كه دربارۀ وحد‌ت آفرینش و وحدت حركت گفتم‌، بدان خاطر نیست ‌كه راستی پذیره و درستی دریافت وحدت قانون را بر امواج عقل و شعور پیغمبران بسنجم‌... هرگز!... بلكه منظورم چیز دیگری است‌. مقصودم بیان یكتائی سرچشمۀ راستین پیام و یگانگی مركز اطمینان بخش آن است‌، تا اینكه جهان‌بینی صادق وكامل و شاملی دربارۀ حقیقت هستی‌، ایجاد شود. چه بسا كشف علمی‌، انسان را به برخی از پدیده‌های هستی مربوط به حقیقت وحدت بزرگ، رهنمود نماید... آن وحدتی‌ كه قبلاً به عقل پیغمبران در محیط ‌گسترده و شامل و بلاواسطۀ خود رسیده و تارهای شعورشان را مستقیماً بسوده بود، و فطرت آسمانی پیغمبران بطور كامل و شامل و بدون واسطه ادراكش نموده بود. این فطرت ربّانی ذاتاً صادق و راسترو است و به خطا نمی‌رود - خواه نظرات علم جدید به برخی از پدیده‌ها رهنمون شود و یا بدانها دسترسی نیابد - ‌نظریات علمی جای‌ گفتگو و بررسی خود علم است‌ و قابل بحث‌ و فحص و پرس و جو است‌. نظریات علمی اولاً ثابت نیستند و ثانیاً نه نهائی و نه مطلقند. در این صورت شایستگی آن را ندارند كه صحّت پیغمبری با آنها سنجیده شود. چه مقیاس و میزان باید كه ثابت و مطلق باشد. از اینجا است‌ كه تنها پیغمبری یگانه مقیاس ثابت مطلق خواهد بود و بس. 
از این حقیقت‌، حقیقت دیگری پدیدار می‌آید كه دارای اهمّیت بسزائی است‌... و آن اینكه چنین سرشتهائی ‌كه مستقیماً به قانون هستی پیوند یافته‌اند، همانهایند كه می‌توانند برای بشریت مسیر شامل و دیدگاه همه جانبه‌ای را ترسیم نمایند. مسیر و دیدگاهی‌كه با فطرت هستی و قوانین ثابت و قاعده منظم آن هماهنگی دارد. این سرشتهایند كه مستقیماً وحی خدا را دریافت می‌نمایند و نه اشتباه می‌كنند و نه‌ گمراه و سرگشته می‌شوند، و نه دروغ می‌گویند و نه چیزی را پنهان می‌دارند، و آنها را عوامل زمان و مكان از حقیقت بدور ننموده و حقیقت را از دیدشان پنهان نمی‌نماید. زیرا چنین سرشتهائی‌، چنین حقیقتی را از سوی خدا دریافت می‌دارند، خدائی‌ كه نه زمان و نه مكان داشته و اصلاً زمان و مكان در پیشگاه او هیچ است.
ارادۀ فرماندهی ‌كل‌، بر آن قرار گرفت ‌كه پیغمبران را از زمان به زمان برانگیزد، تا بشریت با حقیقت مطلق پیوند یابد. حقیقت مطلقی‌ كه مشاهده و تجربۀ مردمان نمی‌تواند بعد از گذشت صدها قرن جز به گوشه‌ای از آن برسد، و با گذشت تمام قرون و اعصار هرگز نمی‌تواند به همۀ آن برسد و آگاهی یابد. ارزش پیوند مردمان با حقیقت مطلق سبحان‌، همگامی گامهایشان با گامهای هستی‌، و هنوائی حركاتشان با حركات هستی‌، و هماهنگی فطرتشان با فطرت هستی است‌.
بر این اساس است‌ كه همۀ انسانها از تنها سرچشمۀ يگانۀ موجود درگسترۀ هستی‌، جهان بینی راست و درستی را دریافت داشته‌اند كه در گیرندۀ حقیقت همۀ وجود و غایت آن‌، و حقیقت وجود انسانی و هدف نهائی وی است‌. تنها از این جهان‌بینی است‌ كه ممكن می‌گردد برنامۀ یگانه و درست و استواری بیرون بدمد كه با حقیقت ‌تصمیم هستی و حقیقت حركت ‌كيهان و حقیقت خط سیر جهان‌، موافق و همآوا باشد، و در پرتو آن جمع مردمان به صلح و آشتی درآیند. آشتی با این هستی و آشتی با فطرتشان‌ كه بخشی از فطرت این هستی بشمار است‌، و آشتی برخی از آنان با برخی دیگر در امر تلاش و تكاپو و تعالی و ترقّیی ‌كه در این زندگی دنیوی برایشان مهیا و آماده ا‌ست‌.
سرچشۀ یگانه‌