<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تفسير في ظلال القرآن (الفاتحه - المائده)</a></body></html>خیر و صلاح و نیکوكاری نـیز چون حق اصـیلند، و همانند ‌زمین‌ پایدارند: 
(أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ).
خداوند از ابرهای آسمان‌، آب فرو می‌باراند و درّه‌ها و رودخانه‌ها هر یک بـه اندازه‌ي گنجایش خویش بـرای رویش گیاهان و بهره‌وری درختان از آب آن در خود می‌گنجانند و روی ایـن سـیلابها، کـفهای زیــاد و بی‌سودی قرار می‏‎گیرد، همچنین است آنـچه از طـلا و نـقره و غیره جـهت تهیه‌ي زیـنت آلات روی آتش ذوب مـی‌نمایند، کـفهائی هـمانند کـفهای آب بـرمی‌آورد- پروردگار برای حق و باطل چنین مثالی زند - اما کفها، بی‌سود و بیهوده باشد و هر چه زودتـر از مـیان رود، ولی آنچه برای مردم نافع است در زمین ماندگار است‌، خداوند این چنین مثالی زند. (‌عقائد باطل‌، همسان کف و خس و خاشاک روی آب و بالای فلزات است که هر چه زودتر از میان رود، ولی ادیان حقیقی آسـمانی‌، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار می‌باشد.  (‌رعد/١٧)
(أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الأرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ).
بنگر خداوند چگونه مثلی زده است‌، گفتار نیک و سخن حق (‌ایمان - لا اله الا اللهُ ....) هـمانند درخت خـوبی است که اصل آن ریشه در زمین دارد و استوار باشد و شاخ و برگ آن سر به آسمان کشیده باشد و هـر آن و هر زمان (‌یا در فصل معیّن‌) با اجازه‌ي خداوندیش‌، تر و تازه بوده میوه بـدهد و فـائده بـرساند. و سـخن بـد و گفتار ناهنـجار (‌کفر و شرک‌)‌، همانند درخت بـدی است که رگ و ریشه‌ي آن از زمین کنده شده باشد و (‌در دست گردبادها و عوامل طبیعی‌) آرام و قرار نداشـته بـاشد. خـداونـد کسـانی را که ایـمان آورده بـاشند بـا بـاور استواری که دارند از تـزلزلهای فکری و گرفتاریهای دنیوی و اخروی نجات می‌دهد، و ستمکاران را سر در گم و سرگشته می‌نماید، خداوند هر آنچه را بخواهد به انجام می‌رساند و عملی می‌سازد. (‌ابراهيم/24-27) 
آیا چنين اندیشه‌ای چه یقين و اطـمينانی را بوجود می‌آورد؟ چه آرامش و سكوني به دل می‌دهد؟ چه ایمان و باوری نسبت به حق و خير و صلاح ایجاد می‌سازد؟... و این واقعيّت كوچک چه نيرو و تسلّطی را در ضمير ايجاد وچه قوّت قلبی به انسان خواهد داد؟ زیر سایه‌ي قرآن، از این مرحله‌ي زندگی گذشته و پای به مرحله‌ي یقيـن صادقانه و باورقاطعانه گذ‌اشتم ... و مطمئن گشتم که هيچگونه اصـلاحی برای ساكنان ایـن زمين و هيچ آسایشی نصيب این بشریّت نـمی‌گردد و ترقی و تعالی و برکت و طهارت و همگامی و هماهنگي با قوانین جهان و فطرت حیات ... حاصل نمی‌شود مگر با برگشت به سوی خدا.
برگشت به سوی خدا - ‌چنانکه از قرآن پیدا است - یک شکل و یک راه بیشتر ندارد، تنها یک راه نه بیش از آن‌، و آن برگشت دادن همه‌ي امور زندگی‌.به آئین خدائی و منهج الهی است‌که مقررات آن را خداوند در کتاب خود قرآن مجید برای بشریت روشن‌کرده است . . .
و اینکه بشریت در زندگی خود، تنها این‌کتاب را حکم قرار دهد، و در امور خویش داوری را فقط به پیشگاه آن ببرد. در غیر این صورت‌، جز فساد در زمین و بدبختی مردم و اقامت در لجنزار سـیاه تـیره روزی و متابعت جهالت‌، نخواهد بود و به جای خداپـرستی آرزوپرستی رواج خواهد داشت‌: 
(فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنَ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ).
چنانکه دعوت تو را نپذیرفتند، بدان که ایشـان بـدنبال خـواسـتها و آرزوهـای خـود مـی‌روند، چه کسـی سرگشته‌تر و گمراهتر از کسی است که پیروی از هوی و هوس کند و بـه راهـی رود که خدا او را بـدان سـو رهنمونی نکرده باشد؟ تردیدی نیست خداونـد گروه ستمکاران را توفیق نمی‌دهد و هدایت نمی‌نماید.(‌قصص/50) 
داوری بردن به آئین پروردگاری‌، که درکتابش قرآن قوانین آن ذکر شده است‌، نه سنت است و نه مستحبّ و نه محل انتخاب وگزینش‌. بلکه پیروی از قانون ایـن آئین‌، ایمان است و پیروی نکردن از آن بی‌ایمانی‌: 
(وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ...).
چون خدا و پیامبرش فرمانی صادر کنند، هـیچ مـرد و زن مسلمانی اختیار گزینش و پیروی از امر دیگری جز آن را ندارد.(احزاب/36)
(ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الأمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ).
سپس تو را بر راه روشنی از کار و بار دین قرار دادیم‌. تو از آن آئین خدائی دستور بگیر و از آن مسـیر الهـی راه برو و از خواستها و آرزوهای کسانی کـه نـادانـند پیروی مکـن‌. ایشـان در پیشگاه خـدا کـاری بـرای تـو نمی‌توانند بکـنند و عذابـی را از تـو بـدور نـمی‌دارند. ستمکاران‌، گروهی یـاوران گروه دیگرند، و خدا هـم یاور پرهیزکاران است‌. (‌جاثيه/18،19)
پس‌کار جدّی است ... کار اساسی عقیده است ... کار مربوط به خوشبختی یا بدبختی ایـن بشریت مطرح است ...
این بشریت - ‌که ساخته‌ي خدا است - قفل‌های فطرتـش جز باکلیدهای ساخت خدا باز نمی‌شود، و بیماریهایش بهبودی نمی‌یابد و دردهايش آرام نـمی‌گیرد مگر با دوائـی که از دست خدای بزرگوار دریـافت دارد. پروردگارکلیدهای گشایش هر در بسته‌ای و دوای هر نوع بیماری را تنها در ییروی از آئین خداونـدی به ودیعت نهاده است‌:
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ....).
چیزهائی از آیات قرآن فرو فرستیم که وسیله‌ي بهبودی (‌و نجات از درد و بـیماری شک و تـردید و کـفر و سرگشتگی‌) 