شهرها  وممالک  درگشت  وگذارند،  یا  این‌که  انان  در  خوف  و  هراس  بوده  و  در  انتظار  عذاب  و  عقاب  هستند  ...  درکنار  اينهاگونه‌هائی  از  سخنان  پرهیزگاران  مومن‌،  و  پاداش  نیکی  که  هنگام  دم  واپسين  و  روز  رستاخیز  در  انتظار  ایشان  است‌،  بیان  میگر‌دد.  بدین  وسیله  صحنه  فروتنانه  و  فرمانبردارانه  سایه‌ها  و  چهارپایان  و  فرشتگان  زمین  و  آسمان  پایان ميگيرد .

(إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ)  .

پروردگار  شما  (‌که  باید  او  را  بپرستید)  پروردگار  یکتائی  است‌،  و  آنان  که  ایمان  به  آخرت  ندارند،  دلهایشان  منکر  (‌مبدا  و  توحید  هم‌)  بوده  و  خویشتن  را  بزرگ  می‌پندارند  (‌و  برتر  از  آن  می‌دانند  که  حق  را  بپذیرند  و  خدای  را  پرستش  کنند)‌.  قطعاً  خدا  آگاه  است  از  آنچه  پنهان  می‌سازند  و  از  آنچه  آشکار  می‌نمایند  (‌و  هیچ  چیزی  از  عقائد  و  اقوال  و  افعال  انان  از  دید  خدا  نهان  نمی‏گردد  و  ایشان  را  در  برابر  همه  اینها  بازخواست  می‌کند،  و  مستكبران  را  عقاب  می‌نماید)  چرا  که  مستکبران  را  دوست  نمی‌دارد.

روند  قرآنی  میان  ایمان  به  یگانگی  خدا  و  میان  ایمان  به  آخرت  راگرد  می‌آورد.  بلکه  هریک  از  این  دو  تا  را  دال  بر  دیگری  می‌سازد،  به  سبب  ارتباط  و  پیوندی  که  برستش  خدای  یگانه  با  رستاخیز  و  سزا  و  جزا  دارد.  چه  با  آخرت  حکمت  آفریدگار  یکتا  تکمیل  می‌شود  وکمال  می‌پذیرد،  و  دادگری  او  در  سزا  و  جزا  جلوه‌گر  می‌آید.

(إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ)  ٠

پروردگار  شما  پروردگار  یگانه‌ای  است‌.

همه  ایه‌ها  و  نشانه‌های  نعمت  و  دانشی‌که  در  این  سوره  گذشت  بدین  حقیقت  بزرگ  و  برجسته  منتهی  می‌گردد.  حقیقت  بزرگ  و  برجسته‌ای‌که  دارای  اثار  روشن  و  آشکاری  در  قوانین  جهان  و  در  هماهنگی  و  همکاری  آن  قوانین  است‌،  همان‌گونه‌که  قبلاً  از  این  امر  سخن  رفت‌.  کسانی‌که  تسلیم  این  حقیقت  نمی‌گردند،  و  به  اخرت  ایمان  نمی‌آورند  -  آخرت  هم  فرع  اعتقاد  به  یگانگی  افریدگار  و  حکمت  و  عدالت  او  است  -  همچون  کسانی  کمبود  آنان  نشانه‌ها  و  آیه‌ها  و  دلیلها  و  حجتها  نیست‌،  بلکه  علت  ایمان  نیاوردنشان  در  هستی  و  در  سرشت  خودشان  نهفته  است‌.  دلهایشان  انکارکننده  و  ناپذیرنده  است  و  به  نشانه‌ها  و  ایه‌هائی‌که  دلهایشان  می‌بیند  اعتراف  و  اقرار  نمی‌کند،  و  خودشان  نیز  خود  بزرگ‌بین  هستند  و  نمی‌خواهند  تسلیم  دلیلها  و  حجتها  شوند،  و  در  برابر  خدا  و  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم سر  تسلیم  فرود  آورند.  چه  بیماری  ریشه‌دار  و  مزمن  است  و  درد  در  سرشتها  و  دلها  نهان  و  پنهان  است‌.

خدائی  که  ایشان  را  آفریده  است  این  چیز  را  از  ایشان  می‌داند.  او  می‌داند  چه  چیز  را  پنهان  و  نهان  ميدارند،  و  چه  چیز  را  پدیدار  و  آشکار  می‌سازند.  این  را  بدون  شک  می‌داند  وگمانی  در  این  نیست‌،  و  این  را  از  ایشان  نمی‌پسندد  و  بر  ایشان  زشت  می‌شمارد.

(إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ)  .

چرا  که  خدا  مستكبران  و  خود  بزرگ‌بینان  را  دوست  نمی‌دارد.

به  دل  خود  بزرگ‌بین  امیدی  نیست‌که  قانع‌گردد  یا  تسليم  شود.  این  است‌که  مستکبران  و  خود  بزرگ‌بینان  در  پیشگاه  خدا  ناپسند  و  زشت  هستند،  به  علت  خود  بزرگ‌بینی  و  استکباری  که  دارند  و  خدا  از  آن  آگاه  ا‌ست‌،  خدائی  که  حقیقت  کار  آنان  را  می‌داند  و  چیزی  را  که  پنهان  و  نهان  می‌دارند  و  چیزی  راکه  پدیدار  و  آشکار  می‌سازند»  برای  او  نمایان  و  عیان  است‌.

(وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ لِيَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا سَاءَ مَا يَزِرُونَ )  .

هنگامی  که  به  مستکبران  (‌كافر  و  بی‌دین‌)  گفته  می‌شود:  پروردگار  شما  (‌بر  محمّد)  چه  چیزهائی  نازل  کرده  است‌؟  (‌مسخره‌آمیزانه  و  کینه‌توزانه‌)  می‌گویند:  (‌اینها  که  وحی  آسمانی  نیست‌،  بلکه  دروغها  و)  افسانه‌های  گذشتگان  است‌.  آنان  باید  که  در  روز  قیامت  بار  گناهان  خود  را  (‌به  سبب  پیروی  نکردن  از  پیغمبر)  به  تمام  و  کمال  بر  دوش  کشند،  و  هم  برخی  از  بار  گناهان  کسانی  را  حمل  نمایند  که  ایشان  را  بدون  (‌دلیل  و  برهان  و)  آگهی  گمراه  ساخته‌اند  (‌بی  آن  که  از  گناهان  پیروان  چیزی  کاسته  شود)‌.  هان  (‌ای  مردمان‌!  بدانید  که  آنان  چه  کار  زشتی  می‌کنند  و)  چه  بار  گناهان  بدی  را  بر  دوش  می‌کشند!.

این  اشخاص  خود  بزرگ‌بین  دارای  دلهائی  هستندکه  انکار  می‌کنند  و  پاسخ  نمی‌گویند  زمانی‌که  از  آنان  پرسیده  شود:

« مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ ؟  »‌.

پروردگار  شما  (‌بر  محمد)  چه  چیزهانی  نازل  کرده  است‌؟‌.

انان  پاسخ  طبيعی  و  راست  و  درست  را  نمی‌دهند.  ایشان  چیزی  از  قرآن  را  نمی‌خوانند،  یا  چکیده‌ای  از  محتوای  آن  را  ازنظر  نمی‌گذرانند،  تا  در  نقل  مطالب  امین  باشند،  هرچندکه  بدان  معتقد  هم  نباشند.  آنان  از  پاسخ  راست  و  درست  امانتدار  در  نقل‌گفتارکناره‌گیری  می‌کنند  و  می‌گویند:

« أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ »  .

افسانه‌های  پیشینیان‌.

افسانه‌ها  هم  داستانهای  خیالی  سرشار  از  خرافات  است  ...  این  چنین  درباره  قرآن  می‌گفتند،  قرآنی‌که  جانها  و  خردها  را  چاره جوئی  و  چاره‌سازی  می‌کند،  و  اوضاع  زندگی‌،  رفتار  وکردار  مردمان‌،  روابط  جامعه‌،  و  احوال  انسانها  را  درگذشته  و  حال  و  آينده  رو  به  راه  می‌سازد  و  بهبودی  می‏بخشد.  قرآن  را  به  سبب  دربر  داشتن  داستانهائی  از  پیشینیان‌،  این‌گونه  توصیف  می‌کنند.  انکار  کردن  و  بیشرمی  نمودن‌،  این‌گونه  ایشان  را  به  برداشتن  کوله‌بارهای‌گناهان  خود  و  برخی  ازکوله‌بارهای  گناهان  کسانی  می‌کشاندکه  با  همچون  سخنانی  ایشان  راگمراه  می‌سازند،  و  آنان  را  از  قرآن  و  ایمان  بازمی‌دارد،  آنانی  که  از  قرآن  آگاهی  ندارند  و  از  حقیقت  آن  بی‌خبرند  ...  تعبیر  قرآنی  همچون‌گناهانی  را  به  صورت‌کوله‌بارهای  سنگینی  به  تصویر  می‌کشد  - ‌و  چه  بدکوله‌بارهائی  و  چه  بد  سنگینی‌هايی‌!  -‌ گناهان  بر  جانها  سنگینی  می‌کنند  همان‌گونه ‌که‌ کوله‌بارها  بر  پشتها  سنگینی می‌کنند.  گناهان  بر  دلها  سنگینی  می‌کنند  همان‌گونه‌که  بارها  بر  دوشها  سنگينی می‌کنند. گناهان  به  رنج  می‌اند‌ازند  و  بدبخت  می‌سازند  همان‌گونه‌ که  بارهای  سنگين  بر  بردارندگان  بارها  سنگینی  می‌کنند  و  ب