 تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (٣٢) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (٣٣) فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٣٤) وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبِينُ (٣٥) وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ (٣٦) إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (٣٧) وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٣٨) لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ (٣٩) إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (٤٠) وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلأجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (٤١) الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (٤٢) وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلا رِجَالا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٤٣) بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (٤٤) أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الأرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ (٤٥)أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ (٤٦) أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (٤٧) أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ (٤٨) وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلائِكَةُ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (٤٩) يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (٥٠)

در  درس‌گذشته‌،  هنگام  بررسی  آیه‌ها  و  نشانه‌های  آفریدگار  در  آفریدگان  خود،  و  در  نعمت  او  بر  بندگانش،  و  در  آگاهی  او  از  پنهان  و  آشکار،  اندکی  ایستادیم  ...  دیدیم‌که  خداگونه‌های  ادعائی  چیزی  را  نمی‌آفرینند،  و  بلکه  خودشان  آفریدگانی  بیش  نیستند.  خداگونه‌ها  نه‌تنها  چیزی  را  نمی‌دانند،  و  بلکه  مرده‌هائی  هستندکه  انتظار  حیات  در  آنها  نمی‌رود.  آنها  نمی‌دانند  پرستش‌کنندگانشان  برای  سزا  و  جزایی  زنده‌گردانده  می‌شوند!  هم  این‌کار  و  هم  آن‌کار  دلیل  قاطي  بر  پوچی  پرستش  ایشان  است‌،  و  دلیل  بر  پوچی  عقیده  شرک  به  طورکلی  است  ...  این  مرحله  نخست  بود  درباره  مساله  توحید  و  یگانه‌پرستی  در  این  سوره‌،  و  همراه  با  آن  به  مساله رستاخیز  و  زندگی  دوباره  نیز  اشاره  گردیده  است‌.

هان‌!  هم‌اینک  ما  به  درس  تازه  می‌پردازیم‌،  و  از  آنجا  می‌آغازیم‌که  در  درس‌گذشته  سخن  را  به  پایان  برده  بودیم.  مرحله  جديدی  را  شروع  می‌کنیم‌،  مرحله‌ای‌که  با  بیان  وحدت  الوهیت  آغاز  می‌شود،  و  سبب  ایمان  نیاوردن  به  آخرت‌کسانی  را  بیان  می‌کند،  و  آن  را  حمل  بر  این  می‌نمایدکه  دلهایشان  منکر  زنده  شدن  و  پاداش  و  پادافره  اخروی  است‌.  انکار  صفتی  نهان  در  دلهایشان  است  و  آنان  را  از  اعتراف  به  آیه‌ها  و  نشانه‌های  روشن  و  آشکار  بازمی‌دارد.  انکارکنندگان  آخرت  خود  بزرگ‌بین  هستند.  خود  بزرگ‌بینی  است‌که  ایشان  را  از  اقرار  و  تسلیم  بازمی‌دارد  ...  درس  جدید  با  صحنه  موثری  پایان  می‌پذیرد:  صحنه  سایه‌های  موجود  در  سراسر  زمین‌که  برای  خدا  سجده  می‌کنند  وکرنش  می‏‎برند،  و  همراه  با  سایه‌ها  تمام  چیزهائی‌که  در  آسمانها  و  زمین  هستند  سجده  ميکنند  وکرنش  می‏‎برند،  اعم  از  جنبندگان  و  فرشتگان،  و  همه  آنان  پاک  و  زدوده  از  خود  بزرگ‌بینی  هستند،  و  جانهايشان  آکنده  از  ترس  و  هراس  از  خدا،  و  سرشار  از  اطاعت  از  فرمان  یزدان  است‌،  و  کمترین  ستیز  و  جدالی  در  این  امر  ندارند  ...  این  صحنه  فروتنانه  فر‌مانبردارانه‌،  در  مقابل  تصویر  خود  بزرگ‌بینانی  است‌که  دلهایشان  منکر  رستاخیز  و  حساب  وکتاب  و  عذاب  و  عقاب  اخروی  است‌،  و  در  سرآغاز  این  مرحله  از  ایشان  سخن  رفته  است‌.

میان  آغاز  و  پایان  این  مرحله‌،  روند  قرآنی  سخنان  آن  کسان  خود  بزرگ‌بینی  را  بیان  می‌داردکه  وحی  و  قرآن  را  قبول  ندارند.  چه  گمان  می‏‎برند  که  قران  افسانه‌های  پیشینیان  است‌.  سخنان  ایشان  را  درباره  اسباب  و  علل  شرک  ورزیدنشان  به  خدا  بیان  می‌دارد،  و  از  حرام‌کردن  چیزهائی  سخن  می‌گو‌یدکه  آنان  آنها  را  حرام  کرده‌اند،  گرچه  خدا  انها  را  حرام  نفرموده  است‌.  آ‌نان  در  این  راستا  ادعا  می‌کنندکه  خدا  خواسته  است‌که  آنان  شر  و  بدی  بکنند  و  او  از  شر  و  بدیشان  خشنود  است‌!  از  سخنانشان  درباره  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  و  قیامت‌،  سخن  می‌گوید.  بدان‌گاه‌که  با  تمام  توان  سوگند  یاد  می‌کنند  خداوند  کسانی  را  زنده  نمی‌گرداند  که  می‌میرند! روند  قرانی  به  همه  این  سخنان  ایشان  پاسخ  ميدهد.  در  این  موقع  صحنه‌های  دم  مرگشان  و  صحنه‌های  زنده  شدنشان  را  عرضه  می‌دارد،  و  در  ان  صحنه‌ها  انان  از  همچون  سخنان  پوچی  خویشتن  را  تبرئه  می‌دارند  و  از  انها  بیزاری  می‌جویند.  همچنین  روند  قرانی  برخی  ازجایگاه‌های  نقش  زمین  شدن  گذشتگا‌ن  تکذیب‌کننده  امثال  ایشان  را  نشان  مي‌دهد،  و  انان  را  می‌ترساند  از  این‌که  خداوند  در  وقتی  از  اوقات  شب  یا  روز  ایشان  را  به  قهر  خودگیرد  و  به  عذاب  گرفتارشان  سازد،  در  حالی‌که  ایشان  به  خود  نیایند  و  غافل  و  بی‏خبر  در  