 پرستش بشمار می‌آورد وقتی‌که صاحب آن حرکت و آن نفس‌، پرستش و عبادت خود را محض خشنودی و رضای خدا انجام دهد، هرچند این حرکت و آن نفس برای بهره‏مندی و لذت شخصی با چیزهای پاکیزه و حلال زندگی باشد!

*
در پرتو تسبیح و تقدیسی‌که سستی نمی‌پذیرد و بریده نمی‌شود و پیوسته برای خدا انجام می‌شود، خدائی که مالک آسمانها و زمین و هرکه و هرچه در آنها است‌، بر مشرکان تاخت می‌رود و ادعای چند خدائی ایشان زشت و پلشت و نادرست قلمداد می‌شود، و روند قرآنی دلیل یگانگی خدا را از نظم و نظام شاهد می‌آوردکه در هستی و در قانون واحدی است‌که بر جهان حاکم است و دال بر چرخاننده و اداره‌کننده یگانه کیهان است‌. همچنین دلایل نقلی دال بر وجود خدای یگانه را ازکتابهای پیشین موجود در نزد اهل‌کتاب ذکر و روایت می‌نماید:

(أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الأرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ. لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ. لا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ. أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ. وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاعْبُدُونِ).

آیا خدایانی از (‌سنگ و چوب و فلز و دیگر اشیاء‌) زمین را به خدائی گرفته‌اند که (‌انگار قادرند مردگان را) زندگی دوباره بخشند؟‌! اگر در آسمانها و زمین‌، غیر از یزدان‌، معبودها و خدایانی می‌بودند و (‌امور جهان را می‌چرخاندند) قطعا آسمانها و زمین تباه می‌گردید (‌و نظام گیتی به هم می‌خورد. چرا که بودن دو شاه در کشوری و دو رئیس در اداره‌ای‌، نظم و ترتیپ را به هم می‌زند)‌. لذا یزدان صاحب سلطنت جهان‌، بسی برتر از آن چیزهائی است که ایشان (‌بدو نسبت می‌دهند و) بر زبان می‌رانند. خداوند در برابر کارهائی که می‌کند، مورد بازخواست قرار نمی‏‎گیرد (‌و بازپرسی نمی‌شود، و کسی حق خرده‌گیری ندارد) ولی دیگران مورد بازخواست و پرسش قرار می‏‎گیرند (‌و در افعال و اقوالشان جای ایراد و سوال بسیار است‌)‌. آیا آنان غیر از یزدان‌، معبودهائی را (‌سزاوار پرستش دیده و) به خدائی گرفته‌اند؟‌! بگو: دلیل خود را (‌بر این شرک‌) بیان دارید. این (‌قرآن است که‌) راهنمای کسانی است که با من همراهند (‌و پسینیان بشمارند) و این (‌هم تورات و انجیل و دیگر کتابهای آسمانی که‌) راهنمای کسانی بوده که قبل از من می‌زیسته‌اند (‌و پیشپییان نامیده می‌شوند. هیچ کدام شرک را جائز نمی‌دانند و بلکه مردمان را به توحید و یکتاپرستی می‌خوانند. لذا گمان شما در امر شرک‌، نه بر عقل و نه بر نقل استوار است‌)‌. اصلا اغلب آنان (‌این کتابها را اندیشمندانه بررسی نکرده‌اند و چیزی از) حق نمی‌دانند، و این است که (‌از یکتاپرستی و ایمان ناآلوده به کثافت شرک‌) رویگردانند. ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم‌، مگر این که به او وحی کرده‌ایم که‌: معبودی جز من نیست‌، پس فقط مرا پرستش کنید.

پرسش از گرفتن خدایان و الهه‌، پرسش انکاری و برگرفته از واقعیت زندگی ایشان است‌. توصیف این خدایان و الهه بدین‌گونه‌که ایشان عناصر و اشیاء زمین را به خدائی گرفته‌اند. از ایشان پرسیده می‌شود که آیا خدایان و الهه شما می‌توانند زندگی ببخشند؟ و در آخرت مردگان را زنده بکنند؟ یعنی آیا خدایان و الهه‌ای که از عناصر و اشیاء زمین آنها را به خدائی گرفته‌اید مردگان را نگاه می‌دارند؟ و آنان را دیگرباره زندگی می‌بخشند؟‌.. در این پرسش ریشخند و تمسخر خدایان و الهه‌ای است‌که آنان آنها را به خدائی گرفته‌اند. چه نخستین صفت از صفات خدای حق این است‌که مردگان را از دل زمین بیرون بیاورد و ایشان را زنده گرداند. آیا خدایان و الهه‌ای‌که شما آنها را به خدائی گرفته‌اید این چنین کاری را می‌کنند؟ آنها چنین کاری را نمی‌کنند، و مشرکان هم خودشان ادعا ندارند که آنها حیاتی را می‌آفرینند یا حیاتی را برمی‌گردانند. پس در این صورت خدایان و الهه ایشان فاقد نخستین صفت از صفات خدا می‏‎باشند.

این منطق واقعیتی است که در زمین دیده می‌شود. گذشته از این‌، دلیل جهانی برگرفته از واقعیت وجود نیز در میان است‌:

(لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلا اللَّهُ لَفَسَدَتَا).

اگر در آسمانها و زمین‌، غیر از یزدان‌، معبودها و خدایانی می‌بودند و (‌امور جهان را می‌چرخاندند) قطعا آسمانها و زمین تباه می‌گردید (‌و نظام گیتی به هم می‌خورد. چرا که بودن دو شاه در کشوری و دو رئیس در اداره‌ای‌، نظم و ترتیب را به هم می‌زند)‌.

جهان استوار و پایدار بر قانون یگانه‌ای است که میان جملگی اجزاء آن ربط و پیوند برقرار می‌سازد، و میان جملگی اجزاء آن هماهنگی ایجاد می‌کند، و میان 

حرکات این اجزاء و حرکت مجموعه منظم همآوائی بر دوام می‌نماید ... این قانون یگانه‌، ساختار اراده یکتای خداوند یگانه است‌. اگر ذات خدایان چندتا می‌شد اراده‌ها نیز چند تا می‌گردید، و به پیروی از اراده‌های چندگانه قانونها نیز متعدد می‌شد. چه اراده مظهر ذات بااراده‌ای است و قانون مظهر اراده نافذ است‌. اگر چنین می‌بود وحدتی که دستگاه سراسر جهان هستی را هماهنگ می‌کند از میان می‌رفت‌، و یگانگی برنامه و رویکرد و رفتار دستگاه جهان هستی خلل می‌پذیرفت‌، و پریشانی و تباهی براثر از میان رفتن هماهنگی روی می‌داد ... این هماهنگی‌ای که دیده می‌شود و سرسخت‌ترین بیدینان و ملحدان آن را انکار نمی‌کنند چون واقعیت محسوس و ملموسی است‌.

فطرت سالمی‌که آهنگ قانون یگانه سراسر هستی را دریافت می‌دارد، گواهی سرشتی می‌دهد بر وحدت این قانون‌، و وحدت اراده‌ای که این قانون را به وجود آورده است‌، و وحدت آفریدگاری‌که این جهان منظم و همنوا و همآوا را آفریده است و آن را اداره‌کرده است و گردانده است‌، جهانی‌که در هستی آن خللی‌، و در سیر و حرکت آن نقصی وجود ندارد:

(فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ).

یزدان صاحب سلطنت جهان‌، بسی برتر از آن چیزهانی است که ایشان (‌بدو نسبت می‌دهند و) بر زبان می‌رانند. 

مشرکان، خدا را چنین می‌شناسانند که او دارای انبازها است‌. پاک و منزه است خدا از این تهمتهای ناروا و نابجائی‌که به یزدان سبحان و غالب و چیره بر ملک جهان می‌زنند:

(رَبِّ الْعَرْشِ).
صاحب سلطنت جهان‌.

عرش یا تخت سلطنت‌، رمز مملکتداری و حکومت‌، و چیرگی و والائی است‌. خدا پاک از این چیزهاپی است که می‌گویند. سراسر هستی با نظم و نظامی‌که دارد، و با برکنار بودن جهان از خلل و نقص و تباهی‌، ایشان را در آنچه می‌گویند تکذیب می‌کند و دروغگو می‌خواند.

(لا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَل