ر باید از فرشتگان باشد، بسان کسانی که امرو‌زه پیشنهاد می‌کنند که پیغمبر باید از فعل و انفعالات انسانها بریده و زدوده باشد، همه آنان سختگیری و عیبجوئی می‌کنند، و غافل و بی‌خبر از این حقیقت هستند و آن این‌که فرشتگان به حکم سرشتی‌که دارند نمی‌توانند زندگی انسانها را داشته باشند و بسان انسانها زندگی‌کنند، و ممکن نیست‌که فرشتگان با انگیزه‌های بدنی و برابر مقتضیات آن‌، احساس بکنند وکنش و منش داشته باشند، و با احساسات و تفکرات این آفریده انسان نام که دارای هستی ویژه است احساس‌کنند و بیندیشند. بر پیغمبر هم لازم است‌که برابر همچون انگیزه‌ها و بینشهائی احساس و ادراک‌کند، و با همچون انگیزه ها و بینشهائی در زندگی واقعی خود عمل‌کند تا با زندگی خود قانون عملی زندگی را برای پیروان بشری خویش ترسیم نماید.

اعتبار دیگری نیز در میان است‌. و آن این که اگر مردمان احساس کنند که پیغمبر فرشته است‌، در درونهایشان شوق و علاقه تقلید از جزئیات زندگی او پدیدار نمی‌گردد، چون او از جنسی جدای از جنس ایشان‌، و از سرشتی دور از سرشت آنان است‌، و دیگر امیدی برای ایشان در تقلید از برنامه او در زندگانی روزانه‌اش نمی‌ماند. در صورتی که زندگانی پیغمبران سرمشق شورانگیزی برای مردمان است و ایشان را به زندگی تشویق و ترغیب می‌کند.

گذشته از این‌، پیشنهادی که می‌دهند غفلت از بزرگداشت و ارجی است‌که یزدان به جنس جملگی مردمان مبذول فرموده است با انتخاب و گزینش پیغمبران از میان خودشان‌، تا با جهان بالا و والا پیوند پیدا کنند و از آنجا پیام دریافت دارند.

به خاطر همه اینها قانون و سنت ساری و جاری یزدان مقتضی انتخاب وگزینش پیغمبران از میان انسانها بوده است‌، و بر ایشان همه چیزهائی را جاری گردانده است که بر سائر انسانها جاری‌کرده است‌، از قبیل‌: تولد و وفات‌، عواطف و انفعالات‌، آلام و آمال‌، خوردن و نوشیدن‌، و نزدیکی و معاشرت با زنان ... بزرگ‌ترین و کامل‌ترین پیغمبر و خاتم‌الانبیاء و صاحب رسالت باقی و جاودانه در میان انسانها، کامل‌ترین نمونه زندگی انسان بر روی‌کره زمین گردانیده شده است‌، از هر لحاظ که زندگی درنظرگرفته شود، چه از لحاظ انگیزه‌ها و تجربه‌ها، و چه از نظرکار و زندگانی ... این قانون و سنت خدا در انتخاب وگزینش پیغمبران است‌، و همچنین قانون و سنت خدا در نجات پیغبران و کسانی است‌که با ایشان هستند و از آنان پیروی می‌کنند، و قانون و سنت خدا است در هلاک‌کردن و نابود نمودن اسراف‌کنندگان ستم‌پیشه‌ای که حق و حقیقت را تکذیب می‌کنند:

(ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ).

(‌ما به پبغمبران خود وعده داده بودیم که آنان را از چنگال دشمنان رهائی بخشیم و نقشه‌هایشان را نقش بر آب کنیم‌. آری ما سرانجام‌) به وعده وفا کرده‌ایم و صدق آن را بدیشان نموده‌ایم و آنان و همه کسانی را که خواسته‌ایم‌، نجات بخشیده‌ایم‌، و زیاده‌روی کنندگان (‌در تکذیب و تعذیب پیغمبران‌) را نابود کرده‌ایم‌.

این هم قانون و سنت ساری و جاری بسان قانون و سنت ساری و جاری انتخاب وگزینش پیغمبران است‌. خدا به پیغمبران وعده داده است که ایشان و مومنان همراه و پیرو آنان را نجات خواهد داد، آن مومنان و پیروانی که دارای ایمان حقیقی و راستین هستند و رفتار وکردار، ایمانشان را تصدیق می‌کند. خدا وعده خود را با همچون‌کسانی صدق بخشیده است و بدان وفا نموده است‌، وکسانی را هلاک‌کرده است و نابود گردانده است که در تکذیب و تعذیب پیغمبران اسراف نموده‌اند و از حد گذشته‌اند.

خدا با این قانون و سنت‌، مشرکانی را به ترس و هراس می‌اندازد که در تکذیب و تعذیب پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) راه اسراف می‌پیمودند، و به اذیت و آزار بی‌حد و حصر او و مومنان همراه او می‌پرداختند. همچنین آن مشرکان را بیدار و هوشیار می‌کند و بدیشان می‌فهماند که این رحمت خدا در حق آنان است‌که یزدان معجزه و خارق‌العاده مادی را برایشان نفرستاده است که اگر آن را تکذیب‌کنند بسان‌کسانی‌که درگذشته‌ها معجزاف و خوارق عادات مادی را تکذیب کرده‌اند و نابود گردیده‌اند. چون اگر معجزه و خارق‌العاده مادی به اینان نموده می‌شد، همچون پیشینیان هلاک و نابود می‌گردیدند. بلکه مهر خدا ایشان را دربرگرفته است که بجای معجزه و خارق‌العاده مادی‌، خدا کتابی را برای آنان فروفرستاده است که مایه افتخار و وسیله بزرگواری ایشان است‌. چه این‌کتاب به زبان خودشان است‌، و زندگی آنان را راست و درست و پابرجا و روبراه می‌گرداند، و از ایشان ملتی را می‌سازد که بدیشان در زمین سروری می‏بخشد و یادشان را در میان مردمان زنده نگاه می‌دارد. این کتاب در برابر عقلها و خردها باز است و می‌توانند بدان بیندیشند و به بررسی و پژوهش آن بپردازند، و با آن از نردبان بشریت بالا روند و اوج گیرند:

(لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ).

ما برایتان کتابی (‌به نام قرآن‌) نازل کرده‌!یم که وسیله بیداری و آوازه و بزرگواری شما است‌. آیا نمی‌فهمید (‌که سود و عظمتتان در چیست‌؟‌!)‌.

معجزه قرآن معجزه‌ای است که در برابر دیدگان نسلها گشوده و باز است‌. معجزه قرآن بسان معجزات و خوارق عاداتی نیست‌که در میان یک نسل به پایان آید، و جزکسانی که از این نسل آن را می‌بینند، مردمان دیگری از آن متاثر نگردند.

واقعاً یاد و آوازه و مجد و عظمت عرب با قرآن بود بدان‌گاه که آنان بار رسالت را بر دوش کشیدند و رسالت را به خاور و باختر بردند. پیش از قرآن یادی و آوازه و نامی از آن نبود، و چیزی با خود نداشتندکه آن را به بشریت تقدیم و ارمغان دارند، و انسانها ایشان را با آن بشناسند و به سبب آن از آنان یادکنند و به خاطرشان آورند. تا وقتی‌که عربها متمسک بدین کتاب بودند، و قرنهای دور و درازی مردمان را با این قرآن رهبری کردند و با آن بر ایشان پیشوائی نمودند، و مردمان بدان خوشبخت‌گردیدند و خودشان نیز بدان سعادتمند شدند، انسانها از عربها یاد می‌کردند و ایشان را به نیکی می‌ستودند و بالا و والا می‌شمردند. ولی زمانی که عربها از این قرآن‌کناره‌گیری کردند و دست کشیدند، انسانها هم از عربها کناره‌گیری کردند و از ایشان دست کشیدند، و یادشان و نامشان فروافتاد، و پسروان قافله شدند و مردمان ایشان را درربودند و جذب خود کردند، آنان که خودشان مردمان دور و بر خود را باکتابشان درمی‌ربودند و جذب خود می‌کردند و در امن و امان می‌زیستند!

عربها توشه‌ای جز این توشه ندارند تا آن را به بشریت تقدیم و ارمغان دارند، و اندیشه‌ای جز این اندیشه ندارندکه آن را به بشریت تقدیم و ارمغان دارند. اگر عربها این‌کتاب خود را به بشریت تقدیم و ارمغان دارند، بشریت آنان را خواهد شناخت‌، و از ایشان یاد می‌کند، و بزرگوا