، نجات بخشیده‌ایم‌، و زیاده‌روی‌کنندگان (‌در تکذیب و تعذیب پیغمبران‌) را نابود کرده ایم. (‌انبیاء/٩)

روند سوره آن‌گاه بیان می‌دارد که بندگان شایسته خدا زمین را به ارث خواهند برد:

(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ).

ما علاوه بر قرآن‌، در تمام کتب (‌انبیاء پیشین‌) نوشته‌ایم که بی‏گمان (‌سراسر روی‌) زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد (‌و آن را به دست خواهند گرفت‌)‌. (انبیاء/105)

سپس روند قرآنی ملت پیغمبران را در زنجیره تاریخی دور و درازی‌، تند و سریع عرضه می‌کند. این عرضه تا اندازه‌ای در حلقه‌ای از حلقه‌های داستان ابراهیم (علیه السلام) به طول می‌انجامد و در اشاره به داوود و سلیمان مقداری به درازا می‌کشد. امّا هنگام اشاره به داستانهای نوح‌، موسی‌، هارون‌، لوط‌، اسماعیل‌، ادریس‌، ذوالکفل‌، ذوالنون‌، زکریا، یحپی و عیسی (علیهم السلام) کوتاه سخن می‌رود. 

در این عرضه کردن‌، معانی و مفاهیمی که جلوتر در روند سوره بیان شده‌اند، آشکارا و روشن ذکر می‌شود‌. این معانی و مفاهیم به شکل وقائع و رخدادهائی در زندگی پیغمبران‌، و در سرگذشت دعوتها و رسالتها، پدیدار می‌آیند، پس از آن که به شکل قواعد و قوانین همگانی جلوه‌گر و نمودار گردیده‌اند. همچنین روند این سوره برخی از صحنه‌های قیامت را در لابلای خود می‌آررد، و خود آن معائی و مفاهیم به شکل واقعیتی که در روز قیامت روی می‌دهد پدیدار می‌آید.

همچنین در این سوره آواها و نواهای‌گوناگونی گرد می‌آید که هدف یگانه‌ای را پیگیری می‌کنند، و آن به جوش و خروش انداختن دل انسان برای درک و فهم حق و حقیقت اصیلی است‌که خاتم‌الانبیاء (صلی الله علیه و سلم) آن را با خود آورده است‌. تا مردمان بی‌خبر با آن رویاروی نشوند و از آن رویگردان نگردند و به لهو و لعب ننشینند، بدان‌گونه که در سرآغاز سوره ایشان را معرفی می‌کند:

(اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ. مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ. لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ).

(‌زمان‌) محاسبه مردمان (‌کفر پیشه چون قریش بسیار) بدیشان نزدیک است در حالی که آنان غافل (‌از هول و هراس آن‌) و رویگردان (‌از ایمان بدان‌) می‌باشند. هیچ بخش تازه‌ای از قرآن (‌و اندرز جدیدی از سوی پروردگارشان بدیشان نمی‌رسد مگر این که آن را به شوخی می‌شنوند و به بازی می‏‎گیرند. (‌آنان در حالی هستند که‌) دلهایشان غافل است (‌از اندیشیدن درباره آن)....  (‌انبیاء‌/١-‌٣)

این دعوت و رسالت‌، حق و جدی است‌، همان‌گونه‌که این جهان هستی حق و جدی است‌. دیگر جائی برای لهو و لعبی در پذیره رفتن و استقبال‌کردن از این دعوت و رسالت نیست‌، و جایگاهی برای درخواست معجزات خارق‌العاده وجود ندارد. چه معجزات خارق‌العاده خدا در هستی و در همه قوانین هستی است‌، معجزات خارق‌العاده‌ای که دال بر این هستند که خداوند آفریدگار توانای یگانه‌ای است‌، و دعوت و رسالت از سوی آن آفریدگار توانای یگانه است‌.

*
شیوه این سوره از لحاظ ساختار واژگانی‌، و آواها و نواهای موسیقی‌، شیوه بیان است‌، شیوه‌ای که با موضوع سوره هماهنگی دارد، و با فضای روند قرآنی در عرضه این موضوع همآوا می‌باشد ... این امر با مقایسه و سنجش این شیوه با شیوه سوره‌های مریم و طه آشکارا پدیدار می‌آید. زیرا در آنجا آوا و نوا ملایم است و با فضای سوره‌های مریم و طه می‌خواند. و در اینجا آوا و نوای سنگینی است‌که با موضوع سوره و فضای آن مناسب است و می‌خواند.

این امر بهتر و بیشتر روشن می‌گردد با مقایسه و سنجش با داستان ابراهیم (علیه السلام) در سوره مریم و با شیوه‌ای‌که در اینجا وجود دارد و همچنین با تدبر و تفکر درباره حلقه‌ای که در اینجا از آن داستان نقل گردیده است‌، و درباره حلقه‌ای که در آنجا از آن داستان روایت شده است‌. در سوره مریم حلقه‌گفتگوی ملایمی میان ابراهیم و پدرش وجود دارد، ولی در اینجا حلقه درهم شکستن و تکه تکه‌کردن بتها، و به میان آتش انداختن ابراهیم در میان است‌، تا هماهنگی در موضوع و فضا و شیوه و آوا و نوا تکمیل شود.

*
روند قرآنی در این سوره چهار مرحله را طی می‌کند: مرحله نخست با سرآغازی شروع می‌شودکه ضربه‌های نیرومندی دارد، و دلها را سخت به تکان می‌اندازد. این سرآغاز دلها را متوجه خطری می‌کندکه نزدیک است و فراگیر است‌، و دلها از آن غافل و بی‌خبرند:

(اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ ...).

(‌زمان‌) محاسبه مردمان (‌کفرپیشه چون قریش بسیار) بدیشان نزدیک است در حالی که آنان غافل (‌از هول و هراس آن‌) و رویگردان (‌از ایمان بدان‌) می‌باشند.

آن‌گاه دلها را تکان سخت دیگری می‌دهد با صحنه‌ای از جایگاه‌های نابودی گذشتگانی که از آیات پروردگارشان غافل شده‌اند، و در گمراهی زیسته‌اند و ستمگرانه به سر برده‌اند:

(وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ. فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ. لا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ. قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ. فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ).

بسیار بوده است که (‌اهالی‌) آبادیهای ستمگری را (‌به سبب کفرشان‌) نابود کرده‌ایم و پس از ایشان گروههای دیگری را روی کار آورده‌ایم‌. آنان هنگامی که عذاب ما را احساس کرده‌اند، ناگهان پای به فرار گذاشته‌اند (‌و برای نجات خویش همچون چهارپایان به این سو و آن سو گریخته‌اند. اما به عنوان تمسخر و استهزاء بدیشان گفته شده است‌:‌) نگریزید و بازگردید به سوی زندگانی پرناز و نعمتی که در آن بسر می‌بردید و به سوی کاخها و قصرهای پر زرق و برقتان‌! شاید (‌خدمتگزاران و اطرافیانتان به شما نیاز داشته باشند و) از شما (‌کمکی و چیزی‌) خواسته شود (‌و به رای و نظرتان محتاج باشند)‌. می‌گویند: وای بر ما! ما ستمگر بوده‌ایم (‌و با کفر ورزیدن‌، بر خود ستم کرده‌ایم‌، و هم اینک با آتش می‌سوزیم‌)‌. پیوسته این‌، فریاد ایشان خواهد بود (‌و «‌وای بر ما،‌» را تکرار می‌کنند) تا این که آنان را درویده و فروافتاده می‌نمائیم (‌و ایشان را از پای می‌اندازیم و هلاکشان می‌سازیم‌)‌. (‌انبیاء/11- 15)

آن‌گاه روند قرآنی میان حق و حقیقت و جد و جدیت در دعوت‌، و حق و حقیقت و جد و جدیت در سیستم و نظام هستی‌، و میان عقیده جهان و یگانگی رس