ند:

(وَقَالُوا لَوْلا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الأولَى).

(‌کافران مکه‌) می‌گویند: چرا (‌محمّد) معجزه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد (‌که ما خود پیشنهاد می‌کنیم‌؟ از قبیل‌: برجوشاندن چشمه‌ساری از زمین و داشتن باغی از درختان خرما و انگور و غیره‌) آیا معجزه (‌بزرگ قرآن نام که در) کتابهای پیشین (‌آسمانی تورات و انجیل و زبور مذکور است‌) به پیش ایشان نیامده است‌؟‌.

این عمل ایشان جز به رنج انداختن و خودبزرگ‌بینی کردن و علاقه به پیشنهاد نمودن نیست‌. اینها است‌که همچون پیشنهادی را بدیشان دیکته می‌کند، والا معجزه قرآن‌کافی و بسنده است‌. قرآن‌، حاضر رسالت را به گذشته رسالت متصل می‌کند، و سرشت و رویکرد رسالت را وحدت می‏بخشد، و چیزهائی را روشن می‌کند و شرح و بسط می‌دهدکه درکتابهای آسمانی پیشین مختصر و مجمل آمده است‌.

خدای متعال عذر تکذیب‌کنندگان را خواسته است و معذرتی را برای ایشان باقی نگذاشته است وقتی‌که خاتم‌انبیاء (صلی الله علیه و سلم) را به سویشان فرستاده است‌:

(وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَى).

اگر ما پیش از نزول قرآن و آمدن پیغمبر اسلام‌، ایشان را با عذابی نابود می‌کردیم (‌روز قیامت‌) می‌گفتند: پروردگارا! چرا (‌در دنیا) پیغمبری برای ما نفرستادی‌، تا از آیات تو پیروی کنیم‌، پیش از آن که (‌در آخرت‌) خوار و رسوا شویم (و به دوزخ گرفتار آئیم‌؟‌)‌.

آنان خوار و رسوا نشده بودند در آن زمانی‌که این نص قرآن بر ایشان خوانده می‌شد. بلکه این خواری و رسوائی تصویری از فرجام قطعی ایشان است‌، سرنوشتی‌که در آن خوار و رسوا می‌شوند. چه‌بسا در آن زمان بگویند:

(لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا... ).

پروردگارا! چرا (‌در دنیا) پیغمبری برای ما نفرستادی ...

هان‌! هم اینک حجت بر ایشان تمام شده است و عذری برای آنان نمانده است و راه هرگونه دلیل و برهانی بر ایشان بسته شده است‌.

وقتی‌که روند قرآنی سرنوشت قطعی و فرجام حتمی ایشان را به تصویر می‌کشد، سرنوشت و فرجامی‌که در انتظارشان است‌، به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) دستور داده می‌شود دست از ایشان بشوید و به ترک آنان بگوید، و خود را به سبب‌گریز ایشان از دین بدبخت نسازد، و به علت ایمان نیاوردن آنان خود را به غم و اندوه نیندازد، و بدیشان اعلان کندکه او چشم به راه‌گرفتار آمدن آنان بدان سرنوشت و فرجام است‌، و آنان هم چشم به راه باشند هرگونه که می‌خواهند و انتظار دارند:

(قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى).

(‌ای پیغمبر! به این منکران حقیقت و معاندان دین‌) بگو: ما جملگی منتظر (‌وعده‌ها و وعیدهای الهی‌) هستیم‌. به زودی خواهیم دانست چه کسانی (‌از ما و شما) بر راه راست بوده و راهیابند (‌و چه کسانی گمراه و اهل عذابند)‌. 

بدین وسیله سوره ای به پایان آمد که با نفی اراده بدبختی برای پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) به سبب نازل‌گرداندن قرآن می‌آغازد و وظیفه قرآن مشخص و معین می‌شود:

(إِلا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى).

بلکه قرآن را برای پند و اندرز کسانی فرستاده‌ایم که از خدا می‌ترسند (‌و از او اطاعت می‌کنند)‌. (‌طه‌٢.) 

پایان سوره نیز با سرآغاز سوره کاملا هماهنگ می‌گردد. چه در پایان سو‌ره واپسین پند و اندرز برای کسی است‌که پند و اندرز بدو سود می‌رساند و مفید واقع می‌شود، و پس از رساندن پیام جز انتظار فرجام نمی‌ماند. فرجام هم در دست خدا است و بس‌.

پایان جزء شانزدهم
و به دنبال آن جزء هفدهم قرار می‌گیرد که با سوره انبیاء می‌آغازد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:86.xml">سوره‌ي انبياء آيه‌ي 35-1</a><a class="text" href="w:text:91.txt">سوره‌ي انبياء آيه‌ي 47-36</a><a class="folder" href="w:html:92.xml">سوره‌ي انبياء آيه‌ي 92-48</a><a class="folder" href="w:html:96.xml">سوره‌ي انبياء آيه‌ي 112-93</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:87.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:88.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:89.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:90.txt">قسمت چهارم</a></body></html>جزء هفدهم
سوره انبیاء و سوره حج
سوره‌ي انبياء آيه‌ي 35-1
سورة انبیاء
سوره انبياء مکی و١١٢ آیه است
بسم الله الرحمن الرحیم

اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ (١) مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ (٢) لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (٣) قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاءِ وَالأرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٤) بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأوَّلُونَ (٥) مَا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ (٦) وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلا رِجَالا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٧) وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ (٨) ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ (٩) لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ (١٠) وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ (١١) فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ (١٢) لا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ (١٣) قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (١٤) فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ (١٥) وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاعِبِينَ (١٦) لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ (١٧) بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ (١٨) وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلا يَسْتَحْسِرُونَ (١٩) يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لا يَفْتُرُونَ (٢٠) أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الأرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ (٢١) لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلا اللَّهُ لَفَسَ