فتاب و پیش از غروب آن‌، و در اثناء شب و در بخشهائی از روز، به پرستش و ستایش پروردگارت مشغول شو، تا (‌پیوندت با خدا استوار گردد و آرامش خاطر به تو دست دهد، و بدانچه برایت مقدر شده است‌) راضی و خشنود شوی‌. چشم خود را مدوز به نعمتهای مادی‌ای که به گروه‏‏هایی از کافران داده‌ایم‌. این نعمتهای مادی که زینت زندگی دنیا است‌، بدیشان داده‌ایم تا آنان را بدان بیازمائیم‌. داده (‌اخروی جاویدان و سرمدی‌) پروردگارت بهتر و پایدارتر (‌از این نعمتهای موقت و زودگذر جهان فانی‌) است‌. خانواده خود را به گزاردن نماز دستور بده (‌چرا که نماز مایه یاد خدا و پاکی و صفای دل و تقویت روح است‌) و خود نیز بر اقامه آن ثابت و ماندگار باش‌. ما از تو روزی نمی‌خواهیم‌، بلکه ما به تو روزی می‌دهیم‌. سرانجام (‌نیک و ستوده‌) ازآن (‌اهل تقوا و) پرهیزگاری است.

شکیبائی کن بر چیزهایی که می‌گویند، از قبیل‌: کفر و تمسخر و انکار حق و حقیقت و رویگردانی‌، و دلت به سبب ایشان به تنگ نیاید، و جانت به خاطر آنان به لب نرسد و قالب تهی نکند. بر ایشان افسوس مخور، و به پروردگارت روکن‌. به حمد و ستایش او بپرداز پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن‌. در آرامش صبح به حمد و ستایشش بپرداز، بدان هنگام‌که صبح نفس می‌کشد و زندگی را باز می‌کند. در آرامش غروب به حمد و ستایشش بپرداز، بدان هنگام‌که خورشید به وداع همگان می‌گوید، و جهان پلکهای خود را برهم می‌نهد. در بخشهائی از اوقات شب و روز به حمد و ستایش خدا بپرداز ... در طول روز با خدا ارتباط و پیوند داشته باش.

(لَعَلَّكَ تَرْضَى).

تا راضی و خشنود شوی‌.

تسبیح و تقدیس خدا ارتباط با او است‌. نفس انسانی‌که ارتباط با خدا دارد می‌آرامد و خشنود می‌شود. خشنود می‌شود چون در جوار خشنودی آرمیده است‌. می‌آرامد چون در قرق امن و امان قرارگرفته است‌. خشودی ثمره تسبیح و تقدیس و عبادت و پرستش است‌. این هم پاداش حاضر و نقدی است‌که از درون نفس سر برمی‌زند و در لابلای دل می‌بالد و رشد می‌کند. به خدای خود با عبادت و پرستش روکن‌.

(وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ).

چشم خود را مدوز به نعمتهای مادی‌ای که به گروه‏‏هایی از کافران داده‌ایم‌.

به‌کالاها و دارائیهای زودگذر دنیا چشم مدوز، و زر و زیور و زینت و زرق و برق وکالا و دارایی و فرزندان و جاه و مقام و سلطه و قدرت دنیا را پیش چشم مدار ...

(زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا).

این نعمتهای مادی‌، زینت زندگی دنیا است‌. 

نعمتهای مادی‌، گلی است‌که دنیا آن را شکفته و بازمی‌گرداند، بدان‌سان‌که گیاه گل و شکوفه درخشان و دلکش خود را شکفته و باز می‌کند.گل زود پژمرده و پرپر می‌گردد، هرچندکه سیراب و زیبا و درخشان است‌. ما ایشان را از دنیا وکالاهای آن برخوردار می‌کنیم برای امتحان ایشان‌:

(لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ).

تا آنان را بدان بیازمائیم‌.

آنان را می‌آزمائیم تا جوهر ذاتی ایشان را هویدا و پیدا گردانیم‌، و روشن نمائیم‌کردار و رفتار آنان در قبال این نعمتها و کالاها و بهره‌مندیها چگونه است‌، نعمتها و کالاها و بهره‌مندیهائی‌که‌گذرا و زوال‌پذیر بسان‌گلها و شکوفه‌های زندگی است‌که هرچه زودتر پژمرده می‌شوند و پرپر می‌گردند.

(وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى).

داده (‌اخروی جاویدان و سرمدی‌) پروردگارت بهتر و پایدارتر (‌از این نعمتهای موقت و زودگذر جهان فانی‌) است. 

این داده یزدان نعمت است و وسیله آزمایش و آزمون نیست‌. روزی پاک و پاکیزه و باقی و سرمدی است‌. نه پژمرده و پرپر می‌شود، و نه گول می‌زند و مغرور می‌کند، و نه انسان به وسیله آن امتحان می‌گردد و بلازده می‌شود.

این دعوت به دست کشیدن وکنار گذاشتن چیزهای پاک و پاکیزه زندگی نیست‌. بلکه دعوت به افتخار به معیارها و ارزشهای اصیل و باقی‌، و دعوت به پیوند و ارتباط با خدا و خشنودی بدو است‌. دیگر جانها در برابر زر و زیور و زینت و دارائی و ثروت سقوط نمی‌کنند و به کرنش درنمی‌آیند، و افتخار و نازش به معیارها و ارزشهای والا را از دست نمی‌دهند، و دائماً احساس حریت و آزادی برتری بر زر و زیور و زینت باطلی می‌کنندکه چشمها را می‌ربایند و شیدا و شیفته خود می‌نمایند.

(وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ).

خانواده خود را به گزاردن نماز دستور بده (‌چرا که نماز مایه یاد خدا و پاکی و صفای دل و تقویت روح است )‌.

اولین چیز از واجبات مرد مسلمان این است‌که خانواده خود را به خانواده مسلمانی تبدیل‌کند، و اهل و عیال خود را به انجام فریضه‌ای رهنمودکندکه ایشان را با خدا ارتباط و پیوند می‌دهد، و رویکرد آسمانی ایشان را در زندگی وحدت می‏بخشد. چه خوشایند و دلپسند است آن زندگی که در سایه‌های خانه و کاشانه‌ای سپری می‌شودکه ساکنان آن جملگی رو به خدا می‌دارند.

(وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا).

و خودت نیز بر اقامه آن ثابت و ماندگار باش‌.

بر اقامه نماز به‌گونه‌کامل مواظبت‌کن و ماندگار باش‌، و آثار آن را پیاده و محقق‌گردان‌. قطعاً نماز از زشتیها و پلشتیها انسان را بازمی‌دارد. وقتی که نماز چنانچه باید اداء شود، قطعا همچون آثار صحیح و درستی را به بار می‌آورد. این کار هم نیاز به شکیبائی ورزیدن و استقامت داشتن دارد تا نماز به جایگاه و پایگاه برسد که ثمره مفید خود را در احساس و رفتار بدهد و نتیجه پاک خود را ببخشد. اگر نماز مفید همچون فائده‌ای نشود، و چنین ثمره طیبه‌ای را نبخشد، نمازی نیست‌که باید اقامه شود و چنانچه باید اداء‌گردد. بلکه همچون نمازی حرکات وکلماتی است و بس.

این نماز و پرستش و رویکرد به خدا، تکالیف و وظائف تو است‌، و خدا سودی از آنها نمی‌برد و از آنها چیزی نصیب خدا نمی‌شود. چه خدا بی‌نیاز از تو و از عبادت بندگان است‌:

(لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ).

ما از تو روزی نمی‌خواهیم‌، بلکه ما به تو روزی می‌دهیم‌.

این عبادت است که وجدان تقوا و پرهیزگاری را به جوش و خروش می‌اندازد.

(وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى).

سرانجام (‌نیک و ستوده‌) ازآن (‌اهل تقوا و) پرهیزگاری است.

انسان با عبادت در دنیا و آخرت خود سود می‏‎برد. خدای را پرستش می‌کند و خودش راضی و مطمئن و آسوده‌خاطر می‌گردد. به عبادت یزدان جهان می‌پردازد و پس از آن پاداش خود را به تمام وکمال می‌گیرد ... خدا بی‌نیاز از جهانیان است‌.

*
نزدیک به اتمام سوره‌، روند قرآنی برمی‏گردد و سخن از آن کسانی می‌گویدکه بزرگان بهره‌مند از نعمتها و کالاها بوده و تکذیب‌کنندگان حق و حقیقت می‌باشند، آن کسانی‌که از پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) می‌خواستند - بعد از آن که این قرآن را برای ایشان به ارمغان آورد - معجزه‌ای از سوی پروردگارش برای آنان بیاورد. این قرآن معجزه او است و برای ایشان روشن می‌کند و توضیح می‌دهد آن چیزهائی راکه رسالتهای پیش از آن با خود به ارمغان آورده‌