َبْقَى).

همین است (‌که هست و بچش نتیجه نافرمانی را)‌. آیات (‌کتابهای آسمانی‌، و دلائل هدایت جهانی‌) من به تو رسید و تو آنها را نادیده گرفتی‌؛ همانگونه هم تو امروز نادیده گرفته می‌شوی (‌و بی‌نام و نشان در آتش رها می‌گردی‌)‌. ما اینگونه سزا می‌دهیم کسی را که افراط (‌در عصیان‌) و تفریط (‌در پرستش و عبادت‌) پیش می‏‎گیرد و به آیات پروردگارش ایمان نمی‌آورد. مسلماً عذاب آخرت بسیار سخت‌تر و ماندگارتر (‌از عذاب این جهان‌) است‌.

قطعا اسراف کرده است کسی‌که از یاد خدا غافل و رویگردان گردیده است‌. اسراف کرده است کسی که هدایتی را به دور انداخته است‌که در دسترس او بوده است‌، هدایتی که گرانبهاترین دارائی و اندوخته است‌. اسراف‌کرده است در این‌که چشم خود را در راه دیدن چیزی به‌کار برده است‌که چشم برای دیدن آن آفریده نشده است‌، و از آیات الهی چیزی ندیده است و مشاهده نکرده است‌. به ناچار او زندگی دشوار و سختی را بسر می‏‎برد! و روز قیامت هم با دیگران جمع آورده می‌شود در حالی که کور است‌!

هماهنگی در تعبیر است‌. هماهنگی در تصویر است ... سقوط از بهشت‌، و بدبختی وگمراهی‌، با برگشت به بهشت، و نجات از بدبختی و گمراهی‌، تقابل دارد. رفاه از زندگی با تنگی و ناگواری زندگی تقابل دارد. هدایت با کوری تقابل دارد ... این هم به عنوان پیروی بر داستان آدم می‌آید که داستان جملگی انسانها است‌. رویگردانی در بهشت می‌آغازد، و به بهشت منتهی می‌گردد، همان‌گونه که در سوره اعراف گذشت‌، با اختلاف در شکلها و صورتهائی که در رویگردانی در اینجا و در آنجا برحسب اختلاف روند قرآنی است‌.

*
وقتی‌که این‌گردش و چرخش همراه با دو سوی سرآغاز و سرانجام خود به پایان می‌آید، روند قرآنی چرخشی پیرامون محلهای نقش زمین شدن‌گذشتگان که از حیث زمان نزدیک‌تر است سر می‌دهد، محلهای نقش زمین شدنی‌که چشمها آنها را می‌بینند، اگر هم قیامت غیب بوده و چشمها هم اینک آن را نمی‌بینند:

(أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لأولِي النُّهَى. وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى).

آیا آنان پی نبرده‌اند که پیش از ایشان بسیاری از مردمان (‌اعصار و ادوار مختلف‌) را نابود کرده‌ایم (‌و هم‌اینک ایشان برجای آنان نشسته‌اند) و در امکنه و منازلشان گام برمی‌دارند؟ (‌مگر شما پسینیان سرنوشتی جز سرنوشت پیشینیان دارید؟‌!)‌. به حقیقت در این (‌صحنه‌های عبرت‌انگیز زمان‌) نشانه‌هائی برای (‌اندرز گرفتن و بیدار شدن‌) خردمندان است‌. اگر وعده پروردگارت قبلا بر این نمی‌رفت (‌که عذاب و هلاک گناهکاران را به تاخیر بیندازد) و ملاحظه زمان مقرر (‌یعنی قیامت‌) نبود (‌عذاب خدا هم اینک در دنیا) دامنگیر (‌کافران و فاسقان معاصر، بسان کافران و فاسقان پیش‌) می‌شد.

وقتی که دل و دیده جایگاه‌های نقش زمین شدن مردمان اعصار و ادوار را گشت می‌زند، و زمانی که چشم آثار و منازل و مساکن را به شکل توده‌ها و تپه‌هائی نگاه می‌کند، و وقتی‌که خیال خانه‌ها و کاشانه‌ها را ورانداز می‌نماید و می‌بیند که از صاحبان نخستین خود خالی است‌، و اشخاص ایشان را به تصور درمی‌آورد که دارند می‌روند و می‌آیند، و شبحها و سایه‌هایشان را پیش چشم می‌دارد که می‌گریزند و بار سفر برمی‌بندند، و حرکات و سکنات ایشان را بر پرده اندیشه می‌پاید و نمودار می‌نماید، و خاطره‌ها و رویاها و تفکرات و تصورات و غمها و اندوه ‌ها و امیال و آرزوهایشان را به تصور درمی‌آورد ... وقتی که انسان درباره همه این شبحها و صورتها و فعل و انفعالها و احساسها می‌اندیشد و آنها را ورانداز می‌کند ... آن‌گاه چشمان خود را باز می‌کند و از همه اینها چیزی نمی‏بیند جز هیچ و پوچ و خانه‌های خالی و فروتپیده ... بدین هنگام از خواب می‌پرد وگودالی را می‌بیند که دهان خود را گشوده است تا شخص حاضر را ببلعد، همان‌گونه‌که شخص گذشته را بلعیده است‌. در این وقت است که به دست قدرتی پی می‌برد که مردمان اعصار و ادوار را برگرفته است و نابود نموده است‌، و این دست قدرت می‌تواند مردمان اعصار و ادوار بعدی را نیز برگیرد و نابود نماید. بدین هنگام است‌که انسان معنی تهدید و بیم را می‌فهمد، چون عبرت را آماده در جلو دیدگان می‌بیند. پس اینان چرا راهیاب نمی‌گردند، در حالی‌که در هلاک و نابودی مردمان اعصار و ادوار درس عبرتی است و خردمندان را رهنمود و رهنمون می‌نماید؟‌:

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لأولِي النُّهَى).

به حقیقت در این (‌صحنه‌های عبرت‌انگیز زمان‌) نشانه‌هائی برای (‌اندرز گرفتن و بیدار شدن‌) خردمندان است‌. 

اگر خدا وعده نمی‌دادکه ایشان را با عذاب دنیا ریشه‌کن نسازد، به خاطر حکمت والائی‌که در میان است‌، بر سر ایشان همان می‌آمدکه بر سر مردمان اعصار و ادوار پیشین آمده است‌. ولی فرمان پروردگارت قبلا بر این رفته است‌، و تا وقت معین و مشخصی بدیشان مهلت داده است‌، و فرمان او اجراء می‏‎گردد و مهلت تعیین شده او به سر خواهد رسید:

(وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى).

اگر وعده پروردگارت قبلا بر این نمی‌رفت (‌که عذاب و هلاک گناهکاران را به تاحیر بینذازد) و ملاحظه زمان مقرر (‌یعنی قیامت‌) نبود (‌عذاب خدا هم اینک در دنیا) دامنگیر (‌کافران و فاسقان معاصر، بسان کافران و فاسقان پیش‌) می‌شد. 

*
وقتی‌که آنان را تا سررسید معینی به تاخیر انداخته‌اند، و بدیشان مهلت داده شده است نه این‌که در حق ایشان اهمال شده باشد، بر تو ای محمد (صلی الله علیه و سلم) هیچ‌گونه‌گناه ایشان نوشته نخواهد شد، و حساب زر و زیور و زینت زندگی دنیوی آنان بر عهده تو نیست‌، زر و زیور و زینتی‌که برای امتحانشان بدیشان داده شده است‌. آنچه دارند برای آزمایش و آزمون آنان است‌. چیزی که به تو داده شده است از روی مرحمت و لطف است و بهتر از چیزی است‌که خدا بدیشان داده است و برای امتحان است:

(فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى. وَلا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى. وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى).

(‌اکنون که بنا نیست این بدکاران فورا مجازات شوند) پس تو (‌ای پیغمبر!) در برابر چیزهائی که می‌گویند (‌و تکذیب و استهزائی که می‌کنند) شکیبائی کن‌، و (‌برای تسلی خاطر) قبل از طلوع آ