برگشت به پرسشی‌که آنان در دنیا درباره‌کوه‌ها دارند و می‌پرسند کوه‌ها در آن روز چه می‌شوند وکجا می‌روند؟ ناگهان پاسخ درمی‌رسد و مرتبه هول و هراسی را به تصویر می‌کشدکه با آن رویاروی می‌شوند!

(وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا. فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا. لا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلا أَمْتًا. يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الأصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلا هَمْسًا. يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا. يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا. وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا. وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخَافُ ظُلْمًا وَلا هَضْمًا).

(‌ای پیغمبر! حال که از قیامت صحبت کرده‌ای‌، منکران رستاخیز) از تو درباره کوه‌ها می‌پرسند او می‌گویند: کوه‌هائی بدین عظمت -‌که به عقیده ایشان قابل تزلزل نیست -‌به هنگام پایان گرفتن جهان چه سرنوشتی خواهند داشت‌؟‌)‌. بگو پروردگارم آنها را از جا می‌کند و (‌در هوا) پراکنده می‌دارد (‌و بر باد می‌دهد)‌. سپس زمین را به صورت فلات صاف و هموار و بی‌آب و گیاه رها می‌سازد. در آن هیچ‌گونه پستی و بلندی نمی‌بینی (‌انگار قبلا آباد نبوده است و خانه و کاشانه و فراز و نشیبی نداشته است‌)‌. در آن روز (‌که مردمان سر از گورها به در می‌آورند، همگی‌) بدون کم‌ترین سرپیچی‌، از منادی (‌الهی‌) پیروی می‌کنند، (‌و برابر فرمان او رهسپار عرصه محشر می‌شوند،‌) و صداها به سبب (‌جلال و شکوه خداوند) مهربان فروکش می‌کند، و جز صدای آهسته (‌و پنهان در زیر لبان‌، چیزی‌) نمی‌شنوی‌. در آن روز شفاعت (‌هیچ کسی‌) سودی نمی‌بخشد، مگر (‌شفاعت‌) کسی که خداوند به او اجازه دهد و گفتارش را بپسندد. خدا می‌داند آنچه را که (‌مردمان‌) درپیش دارند و (‌در آخرت بدان گرفتار می‌آیند، و می‌داند) آنچه را که (‌در دنیا انجام داده‌اند و) پشت سر گذاشته‌اند، ولی آنان از (‌کار و بار و حکمت‌) آفریدگار آگاهی ندارند. (‌در آن روز همه‌) چهره‌ها در برابر خداوند باقی و جاویدان‌، و گرداننده و نگهبان جهان (‌همچون اسیران‌) خضوع و خشوع می‌کنند و کرنش می‌برند، و کسی که (‌در آن روز کوله‌بار) کفر (‌دنیای خود) را بر دوش کشد، ناامید (‌از لطف خدا و بی‌بهره از نجات و ثواب‌) می‏‎گردد. و هرکس کارهای نیکو انجام دهد، در حالی که مومن باشد، نه از ظلم و ستمی می‌ترسد (‌که بر او رود، و مثلا بر گناهانش افزوده شود) و نه از کم و کاستی می‌هراسد (‌که گریبانگیر کارهای نیک و پاداشش شود. چرا که حساب و کتاب خدا دقیق است‌)‌.

صحنه هراس‌انگیز پدیدار می‌گردد. ناگهان کوه‌های استوار و پایدار را می‌بینی از جای‌کنده می‌شوند و در هوا پراکنده می‌شوند. زمین صاف و هموار و خالی از پستی و بلندی می‌گردد، فلات کاملا مسطح و هموار می‌شود، و بلندی و کجی در آن یافته نمی‌شود. زمین مسطح شده است‌، در آن نه بلندی پیدا و نه پستی هویدا است‌.

انگار بعد از آن از جا کندن و مسطح نمودن‌، طوفان فروکش می‌کند و آرام می‌شود، وگروه‌های جمع‌آوری شده وگرد آمده خاموش و ساکت می‌شوند و هر جنبشی و هر ناله‌ای بازمی‌ایستد و خاموش می‌گردد، و به ندای دعوت‌کننده به جایگاه گوش فرامی‌دهند و از رهنمون او پیروی می‌کنند و بسان‌گله گوسفندان مردمان ساکت و تسلیم فرمان یزدانند، نه به چیزی نگاه می‌کنند، و نه عقب می‌افتند - امّا در دنیا به سوی هدایت دعوت می‌شدند ولی عقب می‌افتادند و رویگردان می‌شدند -‌روند قرآنی تسلیم شدن و فرمانبرداری کردن ایشان را چنین بیان می‌دارد:

(يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ).

(‌همگی‌) بدون کم‌ترین سرپیچی‌، از منادی (‌الهی‌) پیروی می‌کنند.

این پیروی‌کردن برای هماهنگی صحنه دلها و پیکرها، با صحنه‌کوه هائی است‌که پیچ و پناهی و بلندی و برجستگی در آنها وجود نخواهد داشت‌!

آن‌گاه سکوت هراس‌انگیز و سکون فراگیری خیمه می‌زند:

(وَخَشَعَتِ الأصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلا تَسْمَعُ إِلا هَمْسًا).

و صداها به سبب (‌جلال و شکوه خداوند) مهربان فروکش می‌کند، و جز صدای آهسته (‌و پنهان در زیر لبان‌، چیزی‌) نمی‌شنوی! 

(وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ).

و چهره‌ها در برابر خداوند باقی و جاویدان و گرداننده و نگهبان جهان (‌همچون اسیران‌) خضوع و خشوع می‌کنند و کرنش می‌برند.

بدین منوال جلال و شکوه بر سراسر جایگاه خیمه می‌زند، و هراس و سکوت و خشوع پهنه میدانی را فرا می‌گیردکه چشم انتهای آن را نمی‌بیند. چه سخن آهسته و آرام‌گفته می‌شود، و پرسش نهان در زیر لبان می‌شود، و خشوع و خضوع فراگیر است‌، و چهره‌ها کرنش می‏‎برند، و جلال و عظمت خداوند باقی و جاویدان وگرداننده و نگهبان جهان‌، با شکوه موقرانه بر دلها و درونها چیره می‏شنود. کسی نمی‌تواند شفاعتی بکند مگر فردی‌که خداگفتار او را بپذیرد. دانش همه ازآن خدا است‌. علم و دانش مردمان‌، یزدان جهان را احاطه نمی‌کند و بدو نمی‌رسد. و ظالمان کوله‌بار ظلم خود را برمی‏دارند و به ناامیدی می‌رسند و درمانده می‌گردند. ولی کسانی که ایمان آورده باشند آرام و مطمئن هستند، نه از ستم و ظلمی در حساب وکتاب می‌ترسند، و نه ازکم وکاستی می‌هراسند، چون کارهای نیکو را انجام داده‌اند. جلال و شکوه خدا است که سراسر فضا را فرامی‌گیرد.

(وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا).

همچنین قرآن را به زبان عربی فروفرستادیم و در آن بیم دادن و ترساندن را (‌به شیوه‌های گوناگون‌) بازگو کردیم‌. تا این که (‌مردمان از کفر و معاصی‌) بپرهیزند، یا باعث یادآوری و بیداری (‌و مایه پند و عبرت‌) ایشان شود. 

این چنین و بر این روال صورتها و شکلهای تهدید و بیم را گوناگون کردیم‌، و جایگاه‌ها و صحنه‌ها را جوراجور نمودیم بدان امید که در دلها و درونهای تکذیب‌کنندگان‌، احساس و شعور تقوا و پرهیزگاری را برانگیزد و به جوش و خروش اندازد، یا ایشان را به یاد چیزی افکندکه در آخرت بدیشان می‌رسد، و از بدیها و پلشتیها دوری‌گزینند ... این همان چیزی است‌که در آغاز سوره خدا بدان اشاره می‌فرماید:
().

(‌ای پیغمبر!) ما قرآن را برای تو نفرستاده‌ایم تا (‌از غم ایمان نیاوردن کافران‌، و نپذیرفتن شریعت یزدان‌) خویشتن را خسته و رنجور کنی‌.

پیغمبر (صلی الله علیه و سلم)‌ وحی را دنبال می‌کرد و پی می‌گرفت‌، و بدین منظور واژه‌ها و آیه‌های قرآن را تکرار می‌کرد پیش از این‌که وحی به پایان آید، از ترس این‌که نکند فراموش 