 خداوند مهربان پایین آورده می‌شود، و چهره‌ها در برابر خداوند زنده پاینده بر زمین می‌افتد و کرنش می‌برد. چه‌بسا این صحنه و تهدید و بیمی‌که در قرآن است احساس تقوا و پرهیزگاری را در دلها و درونها برانگیزد، و دلها و درونها را به یاد خدا اندازد و با خدا پیوند و ارتباط دهد ... این بند به پایان می‌آید با آسوده خاطرکردن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) از ناحیه قرآنی که بر او نازل می‌گردد، و بدو دستور داده می‌شودکه با شتاب قرآن را تکرار نکند، شتابی‌که ناشی از نگرانی این است که نکند آن را فراموش نماید. و بدو اطلاع داده می‌شودکه به سبب قرآن بدبخت نمی‌گردد. چه خدا آن را برای او آسان می‌سازد، و خدا حافظ قرآن است‌. او از خدا بخواهد که بر دانشش بیفزاید.

به مناسبت حرص و آز پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بر این‌که شتابان به تکرار چیزی بپردازدکه بدو وحی می‌گردد، از ترس این‌که نکند آن را فراموش نماید، روند قرآنی فراموشکاری عهد و پیمان خدا توسط آدم را بیان می‌دارد، و مساله با اعلان دشمنی موجود میان آدم و میان ابلیس‌، و بیان عاقبت کسانی که از فرزندان آدم عهد و پیمان خدا را به یاد می‌دارند، وکسانی که از فرزندان آدم از عهد و پیمان خدا روی می‌گردانند و پشت بدان می‌کنند، به پایان می‌آید. روند قرآنی این عاقبت را در صحنه‌ای از صحنه‌های قیامت ترسیم می‌کند، به گونه‌ای که انگار این صحنه پایان کوچکی است‌که در جهان والای فرشتگان آغازگردیده است‌، و سپس بار دیگر بدانجا می‌رسد و بدانجا منتهی می‌شود. این سوره با دلداری دادن پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) از رویگردانی رویگردانان و از تکذیب تکذیب‌کنندگان خاتمه می‌یابد. به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) خبر داده می‌شود که او به سبب ایشان بدبخت و بدبیار نمی‌شود. چه آنان دارای مدت زمان محدودی و معلومی هستند. نباید او به کالاها و بهره‌مندیهای ایشان از زندگی دنیا اهمّیت بدهد، چه کالاها و بهره‌مندیهایشان از آن‌، وسیله امتحان و آزمون ایشان است‌. لازم است به عبادت خدا و یاد او بگراید و آسوده‌خاطر و مطمئن باشد. نسلها و نسلها پیش از آنان از میان رفته‌اند و زندگی را به درود گفته‌اند. خدا خواسته است عذر ایشان را با ارسال خاتم‌الانبیاء بخواهد. از آنان دست بردارد و ایشان را به سرنوشتشان واگذارد.

(قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى).

(‌ای پیغمبر! به این منکران حقیقت و معاندان دین‌) بگو: ما جملگی منتظر (‌وعده‌ها و وعیدهای الهی‌) هستیم‌. به زودی خواهیم دانست چه کسانی (‌از ما و شما) بر راه راست بوده و راهیابند (‌و چه کسانی گمراه و اهل عذابند). (‌طه/١٣٥) 

*
(كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا. مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا. خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلا. يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا. يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا عَشْرًا. نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا يَوْمًا).

این چنین اخبار گذشتگان را برای تو بازگو می‌کنیم‌. ما از سوی خود قرآن را به تو عطاء کرده‌ایم (‌که صلاح دین و دنیا را به تو و پیروانت تذکر می‌دهد)‌. هرکس از قرآن رویگردان شود و (‌از تصدیق و عمل بدان دوری گزیند، در دنیا گمراه خواهد بود، و) در روز قیامت بار سنگینی (‌از عذاب مسؤولیت و گناه‌) بر دوش خواهد داشت‌. (‌این چنین کسانی‌) جاودانه در آن (‌عذاب‌) خواهند ماند، و چه بار بدی که در روز قیامت دارند! روزی در صور (‌برای بار دوم‌) دمیده می‌شود، و گنهکاران را (‌با چهره و اندام‌) کبود رنگ (‌از شدت درد و رنج‌، و با چشمان کور) در آن روز (‌در گستره رستاخیز) گرد می‌آوریم‌. آنان در میان خود آهسته به هم می‌گویند: جز ده شبانه‌روز (‌در دنیا) نبوده‌اید و نمانده‌اید. ما بهتر می‌دانیم که (‌آهسته به یکدیگر) چه می‌گویند، و (‌کاملا آگاهاییم‌) از سخن کسی که راهش (‌در به تصویر کشیدن کوتاهی دنیا، به حقیقت‌) نزدیک‌تر و بهتر است‌. آنگاه که می‌گوید: شما تنها یک روز در دنیا بسر برده‌اید!.

همچنین ما داستانی را به تو وحی‌کرده‌ایم‌که درباره موسی است و از اخباری صحبت می‌دارد که راجع به گذشته‌ها است‌. آن را در قرآن برای تو روایت می‌کنیم‌. قرآن ذکر نامیده می‌شود چون قرآن ذکر و یاد خدا و بیان نشانه‌های شناخت یزدان و معجزه‌های خداوند سبحان است‌، و یادآوری می‌کند نشانه‌های عظمت خدا و معجزه‌هائی راکه در قرو‌ن پیشین و زمانهای دیرین بوده است وگذشته است‌.

از این افراد رویگردان از این قرآن‌،‌که ایشان را مجرمین می‌نامد صحنه‌ای راکه مربوط به روز قیامت است به تصویر می‌کشد. آنان که بزهکارانند بارهای سنگین‌گناهانشان را برمی‏دارند، بدان‌گونه که مسافران بارهای خود را برمی‏دارند. وای که چه بارهای بدی‌! هرگاه به شیپور گردهمآئی محشر دمیده شد، گنهکاران جمع‌آوری می‌شوند با چهره‌های کبودی‌که‌گرد غم و اندوه بر آنها نشسته است و سیاه‌گردیده است‌. آهسته با یکدیگر به سخن می‌پردازند، و از هول و هراس صدا را بلند نمی‌کنند، و از ترس و بیمی‌که بر پهنه میدان محشر خیمه زده است پچ‌پچ و آرام صحبت می‌کنند. 

درباره چه چیز آهسته سخن می‌گویند؟ آنان به حدس و گمان درباره روزهائی حرف می‌زنندکه بر روی زمین سپری‌کرده‌اند. زندگی دنیا در حس و شعورشان بسیار کم و ناچیزگردیده است‌، و روزهای آن د‌ر حس و شعورشان کوتاه جلوه‌گر آمده است‌. در حافظه و ذهن ایشان جز روزهای اندکی نیست‌:

(إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا عَشْرًا).

جز ده شبانه‌روز (‌در دنیا) نبوده‌اید و نمانده‌اید. ولی آنان‌که از میان ایشان از همگان راهیاب‌ترند و دارای رای و نظر درست‌تری هستند، زندگی دنیا را بسی کوتاه‌تر و کمتر می‌بینند:

(إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا يَوْمًا).

جز یک روز (‌در دنیا) نمانده‌اید.

این عمرها و سنهایی‌که بر روی زمین سپری‌کرده‌اند این‌گونه فراهم می‌آید و درهم پیچیده می‌شود، و خوشیهای زندگی و غمهای زندگی ناچیز می‌گردد. تمام زندگی دوره‌کوتاهی از زمان می‌شود، و ارزش ناچیزی پیدا می‌کند. آخر ارزش ده شبانه‌روز چیست هرچندکه گریز از همه لذائذ و کالاها و بهره‌مندیها باشد؟ ارزش یک شبانه‌روز چیست هرچند که ثانیه‌ها و دقیقه‌ها و لحظه‌های آن پر از سعادت و مسرت باشد؟ ارزش این یا آن در برابر مدتهای طولانی بی‌انتهاء چیست‌؟ آن روزها و مدتها و دوره‌هائی‌که پس از حشر در انتظار ایشان است و انقطاع وگسیختن نداردکجا و عمرکوتاه دنیا کجا؟‌!

صحنه هول و هراس بیشتر نمایان می‌آید، با 