خود برگردانده شود. نخستین امتحان و آزمون ایشان با گوساله‌ای بوده است که سامری آن را برای ایشان ساخته است‌:

(قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ).

(‌خدا) فرمود: ما قوم تو را بعد از (‌رهسپار شدن‌) تو (‌بدینجا) آزمایش کردیم (‌و آنان از عهده امتحان برنیامدند) و سامری ایشان را گمراه و از راه به در کرد.

موسی از این آزمایش هیچ‌گونه اطلاعی نداشت‌، تا با پروردگار خود ملاقات کرد، و الواح را دریافت داشت‌، الواحی که در آنها هدایت و رهنمود، و قوانین شریعت برای ساختار بنی‌اسرائیل بود، ساختار بنی‌اسرائیل به گونه‌ای‌که ایشان را شایسته وظیفه مهمّی سازدکه آنان نمایندگان آن هستند.

در اینجا روند قرآنی موقعیت مناجات را شتابان به پایان می‌برد و آن را درهم می‌پیچد، تا واکنش موسی (علیه السلام) را به تصویر بکشد در برابر اطلاعی‌که ا‌ز کار آزمون و امتحان پیدا کرده است‌، و شتابی را پیش چشم بدارد که او برای برگشتن داشته است‌، و غم و اندوه و خشم و غضبی را ترسیم‌کندکه موسی بر قومی پیداکرده است‌که خدا ایشان را توسط او از بندگی و خواری فرمانروائی بت‌پرستانه نجات داده است‌، و در حق ایشان لطف و مرحمت فرموده است و در بیابان برهوت رزق و روزی سهل و ساده‌ای و بدون رنج و دردسری بدیشان بخشیده است‌، و آنان را در سایه مهربانانه خویش پائیده است و مراعاتشان نموده است‌، و چندی پیش ایشان را با اعطای نعمتهای خود نواخته است‌، و آنان را ازگمراهی و فرجام آن برحذر داشته است‌. با این وجود ایشان به نخستین قارقار دعوت به بت‌پرستی پاسخ می‌گویند و از قارقارکننده پیروی می‌کنند، و به پرستش‌گوساله می‌پردازند!

در اینجا روند قرآنی بیان نمی‌دارد تفصیلات آزمونی راکه خدا از آن به موسی خبر داده است‌، تا با عجله هرچه بیشتر به عرضه موقعیت برگشت موسی به سوی قوم خود بپردازد. ولی روند قرآنی بدین تفصیلات اشاره دارد. موسی خشمگین و غمناک به سوی قوم خود برگشت و ایشان را توبیخ و تهدیدکرد، و برادرش را ملامت و سرزنش نمود و بر او غرید و توپید. پس بایدکه موسی بر زشتی و پلشتی عملی آگاه شده باشد که قوم او بدان دست یازیده‌اند و بدان اقدام ورزیده‌اند:

(فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي. قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ. فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ. أَفَلا يَرَوْنَ أَلا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلا وَلا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلا نَفْعًا. وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي. قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى).

موسی پس از دریافت تورات‌، خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود برگشت. (‌بدیشان پرخاش کرد و) گفت‌: مگر پروردگارتان وعده نیکوئی به شما نداد (‌که عبارت است از: نزول تورات و بیان احکام آسمانی‌، و نجات و پیروزی بر فرعونیان‌، و وارث حکومت مصر شدن‌، و مغفرت و آمرزش خداوندی‌؟‌)‌. آیا مدت جدائی من از شما به طول انجامیده است‌؟‌! یا این که خواسته‌اید که خشم پروردگارتان دامنگیرتان شود، و این است که با وعده من مخالفت کرده‌اید؟‌! (‌و سر از آئین و راه و روش من پیچیده و بیراهه رفته‌اید)‌. گفتند: ما به اختیار خود از وعده تو سرپپچی نکرده‌ایم‌، ولیکن بارهای سنگینی از زیورآلات (‌طلائی‌) مردمان (‌قبطی که توسط زنانمان به بهانه امانت جهت خودآرائی بدانها در روز عید گرفته شده بود و به همراه داشتیم‌) بار ما شده بود و (‌سامری می‌گفت‌: نحوست این زر و زیور حرام است که موسی برنمی‌گردد. این بود که‌) ما آنها را از خود دور انداختیم و سامری نیز (‌آنچه با خود داشت‌) از خود دور افکند. سپس مجسمه گوساله‌ای را برای مردم (‌از میان آتش‌) بیرون آورد (‌که به علت تعبیه سوراخهائی در آن‌، به هنگام وزش باد، صدائی همچون‌) صدای گوساله داشت‌. (‌سامری و پیروانش‌) گفتند: این معبود شما و معبود موسی است و او (‌چنین چیزی را) فراموش کرده است (‌و در طلب آن به کوه طور رفته است‌)‌. آیا آنان نمی‌بینند که (‌این گوساله‌) پاسخ ایشان را نمی‌دهد و زیانی از آنان دور نمی‌گرداند و سودی برایشان فراهم نمی‌آورد؟ هارون (‌که به هنگام وقوع چنین آشوبی در میانشان بسر می‌برد) پیش‌تر (‌از برگشتن موسی از میعادگاه‌) به بنی‌اسرائیل گفت‌: ای قوم من‌! با این (‌گوساله زرین‌) شما دچار بلا (‌و آزمون بزرگ و سختی‌) شده‌اید. پروردگار شما خداوند مهربان است (‌نه کس و نه چیز دیگری‌)‌. اکنون که چنین است‌، از من پیروی کنید و از فرمان من اطاعت نمائید. گفتند: ما پیوسته به پرستش این گوساله ادامه می‌دهیم تا موسی به پیش ما برمی‏گردد.

این آزمونی است که روند قرآنی در رویاروئی موسی با قوم خود پرده از آن برمی‌دارد، و پرده‌برداری از موقعیت مناجات را به تاخیر می‌اندازد، و تفصیلات مناجات را نگاه می‌دارد تا آن‌گاه‌که در صحنه تحقیقی که موسی آن را برعهده می‌گیرد پدیدار و نمودار می‌گردد.

موسی برمی‌گردد و قوم خود را می‌بیندکه به پرستش گوساله زرینی سرگرم هستند.گوساله زرینی را می‌پرستیدند که نعره سر می‌داد. می‌گفتند: این خدای شما و خدای موسی است‌. موسی فراموش‌کرده است و به کوه رفته است تا بالای آن خدای خود را بجوید، در حالی که خدای او اینجا حاضر و آماده است‌.

موسی اندوهناک و خشمناک از ایشان می‌پرسد:

(يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا ؟).

ای قوم من‌! مگر پروردگارتان وعده نیکوئی به شما نداد؟‌.

خدا بدیشان وعده پیروزی‌، و ورود به سرزمین مقدس‌، در سایه توحید داده بود. از این وعده‌، و از وفای به مقدمات این وعده‌، مدت زیادی نگذشته بود. موسی ایشان را تنبیه و تادیب می‌فرماید:

(أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ).

آیا مدت جدائی من از شما به طول انجامیده است‌؟‌! یا این که خواسته‌اید که خشم پروردگارتان دامنگیرتان شود؟‌!

این عمل شما بسان عمل‌کسی است‌که می‌خواهد خشم خدا دامنگیرش‌گردد. انگار خواهان خشم خدا از روی عمد و قصد است‌!.. آیا مدت جدائی من از شما به طول انجامیده است‌؟ یا برای دامنگیر شدن خشم تعمّد دارید:

(فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي).

و این است که با وعد