ه خواسته است‌، می‌تواند در وقتی از اوقات راه خشکی را در دریا برای او ایجاد و پدیدارکند!

(فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ. وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى).

فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کردند (‌و در کنار دریا بدیشان رسیدند و در عقبشان وارد جاده‌ای شدند که با کنار رفتن آب پدید آمده بود. در این هنگام‌) دریا آنان را به گونه شگفتی در میان (‌امواج خروشان‌) خود گرفت. (‌بدین منوال‌) فرعون قوم خود را گمراه ساخت و (‌به بیراهه کشاند، و ایشان را به راه راست‌) هدایت ننمود. 

روند قرآنی نیز خلاصه می‌کند آنچه راکه فرعون و قوم او را دربرگرفته بود، و آن را شرح و بسط نمی‌دهد، تا تاثیر آن در درون به گونه فراگیر و هراس‌انگیز باقی بماند. آن را با تفصیل و تشریح مشخص و معین نمی‌دارد. فرعون در زندگی قوم خود را به سوی ضلالت سوق می‌دهد و می‌کشاند بدان‌گونه که ایشان را به سوی ضلالت دریا سوق داد. هر دوی این ضلالتها ضلالت است و منتهی به هلاک و نابودی می‌گردند.

ما به تفصیل به بیان چیزی نمی‌پردازیم‌که در اینجا روی داده است‌، تا روند قرآنی را در حکم کم‌گوئی و گزیده‌گوئی پیجوئی‌کنیم‌. بلکه در برابر عبرتی می‌ایستیم‌که صحنه به ترک آن می‌گوید، و آواها و نواهای آن را باگوش دلها می‌شنویم‌.

دست قدرت خدا پیکار ایمان و طغیان را می‌گرداند. دارندگان ایمان در این پیکار جز پیروی از وحی و مسافرت در شب هیچ چیزی را بر عهده ندارند. زیرا این دو نیرو در جهان واقعیت نه همسان و همتایند و نه قریب و نزدیک به همدیگرند ... موسی و قوم او ضعیف بوده و فاقد هرگونه نیروئی هستند، و فرعون و لشکریان او دارای همه نیروهایند. لذا به هیچ‌ وجه هیچ راهی برای فرورفتن به‌کارزار نیست‌. در اینجا است‌که دست قدرت خدا گرداندن پیکار را بر عهده می‌گیرد. ولیکن پس از این که حقیقت ایمان در جانهای کسانی کامل می‌شودکه نیروئی جز قدرت خدا در اختیار ندارند. این هم بعد از این است‌که رو در روی طاغی و یاغی‌، ایمان را اعلان می‌کنند، و از او نمی‌ترسند و امیدی بدو نمی‌بندند، و از تهدید او نمی‌هراسند، و به چیزی دل نمی‌بندندکه در دست او است ... طغیان می‌گوید:

(فَلأقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلأصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ).

بی‏گمان دستهایتان و پاهایتان را عکس یکدیگر قطع می‌کنم‌، و شما را بر فراز شاخه‌های درختان خرما به دار می‌آویزم‌.

ایمان می‌گوید:

(فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا).

هر فرمانی که می‌خواهی صادر کنی‌، صادر کن (‌و آنچه می‌خواهی بکن‌، که باکی نیست‌. امّا بدان‌) تو تنها می‌توانی در زندگی این جهان فرمان بدهی (‌و قدرت فرماندهی تو از دائره این دنیا فراتر نمی‌رود)‌.

هنگامی‌که پیکار میان ایمان و طغیان در جهان دل بدین مرز رسید، دست قدرت خدا پرچم حق را برعهده گرفت تا آن را بلند و برافراشته‌کند، و پرچم باطل را بدون هرگونه تلاشی از سوی اهل ایمان سرنگون و نگونسار سازد.

عبرت دیگری‌که در میان است این است زمانی‌که مالیات خواری و زبونی را به فرعون میپرداختند، در آن حال که او پسران ایشان را می‌کشد و دخترانشان را زنده می‌گذاشت‌، دست قدرت خدا برای گرداندن پیکار دخالت نکرد. آنان همچون مالیاتی را جز به خاطر خواری و پستی و ترس و هراس نمی‌پرداختند. ولی زمانی که ایمان اعلان شد در دلهای کسانی که به موسی ایمان آورده بودند، و برای تحمّل هرگونه شکنجه و عذابی آمادگی پیدا کرده بودند، و سرها را بالاگرفته و آشکارا واژه ایمان را رو در روی فرعون‌، بدون هرگونه لکنت و تزلزلی‌، و بدون خودداری از سخنی‌، و بدون پرهیز از شکنجه و عذابی، بیان داشتند. ولی بدین هنگام دست قدرت خدا برای گرداندن پیکار، و اعلان پیروزی دخالت‌کرد، پیروزی‌ای‌که پیش از این در جانها و دلها به تمام و کمال رسیده بود.

این عبرتی است‌که روند قرآنی این‌گونه چکیده و مختصر، و با پیاپی آمدن دو صحنه بدون هرگونه تفصیل و تفسیری‌، آن را ابراز و اظهار می‌دارد. تا صاحبان دعوتها یقین پیدا کنند، و کاملا بدانند که چه وقت چشم به راه پیروزی از سوی خدا باشند، در حالی که بی‌بهره از هرگونه ابزار و ادوات و توشه و توان زمین هستند، و طاغیان و یاغیان دارای مال و لشکر و اسلحه‌اند.

*
در سایه پیروزی و نجات‌، خطاب متوجه کسانی می‌شودکه در پرتو پند و اندرزگرفتن و برحذر شدن و کناره‌گیری کردن از گناهان رستگار می‌گردند، تا فراموشکار نشوند و سرمست و مغرور نگردند، و سلاح یگانه‌ای را از خود دور نسازندکه در رزم و پیکار داشته‌اند و با آن‌، پیروزی و موفقیت را برای ایشان تضمین کرده‌اند:

(يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنْجَيْنَاكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الأيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى. كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى. وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى).

ای بنی‌اسرائیل‌! ما شما را از (‌چنگال فرعون‌، یعنی‌) دشمتان نجات دادیم‌، و طرف راست کوه طور را میعادگاه (‌موسی و هفتاد نفر از) شما کردیم (‌تا تورات را دریافت دارد)‌، و ترنجبین و بلدرچین را (‌در آن بیابانی که سرگردان بودید) نصیب شما ساختیم‌. (‌بدیشان گفتیم‌:‌) از (‌این‌) روزیهای پاکیزه‌ای که (‌بدون رنج‌) به شما داده‌ایم بخورید و در آن (‌از حدود و مقررات خدا) تجاوز نکنید (‌و مواظب باشید نعمت رایگان، موجب کفران و طغیان شما نشود. چه اگر نعمت من‌، باعث ناسپاسی و گردنکشی شود) خشم من دامنگیرتان می‏‎گردد و هرکه خشم من دامنگیرش شود پرت و هلاک می‌شود. من قطعا (‌با غفران عظیمی که دارم‌) می‌آمرزم کسی را که (‌از کفر و گناه خود) برگردد و (‌به بهترین وجه‌) ایمان بیاورد و کارهای شایسته بکند و سپس راهیاب بشود (‌و این راه را تا آخر زندگی ادامه دهد.

آنان ا‌ز منطقه خطر گذشتند، و نجات یافتند و به سوی ناحیه طور روان شدند، و فرعون و لشکریان او را غرق شده پشت سر خود رها کردند. نجات دادن ایشان از دشمنشان واقعیت نزدیکی است و آن را همین لحظه به خاطر دارند، چه مدت زیادی بر آن نگدشته است‌. ولیکن اعلان ثبت و نگارش آن‌، و یادآوری نعمت مشاهده شده برای این است که آن را بشناسند و شکر آن را بکنند.

وعده گذاشتن در سمت راست کوه طور به گونه‌ای در اینجا بدان اشاره می‌گردد که انگارکاری است که انجام پذیرفته است‌. وعده‌ای که بوده است با موسی (علیه السلام) انجام گرفته است‌، بدان هنگام که بنی‌اسرائیل از مصر بیرون می‌آیند. وعده این بوده است به موسی پس از چهل شبانه‌روز آمادگی، برای