از کثافات کفر و معاصی‌) کند.

از آنجا که فرعون جادوگران مومن را به عذاب سخت‌تر و بردوام‌تر تهدید می‌کرد، در اینجا شکلی از کسی به تصویر زده می‌شودکه بزهکارانه به پیش پروردگارش می‌آید و او دارای عذاب سخت‌تر و بردوام‌تری خواهد بود:

(فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيهَا وَلا يَحْيَا).

دوزخ ازآن او است‌. در آنجا نه می‌میرد (‌تا از دست عذاب رهائی یابد) و نه زنده می‌ماند (‌آن‌گونه که باید زیست و از نعمتها لذت برد و بهره‌مند گردید. بلکه برای همیشه در میان مرگ و زندگی دست و پا می‌زند)‌.

او نمی‌میرد تا راحت شود، و نه زنده می‌ماند تا لذت ببرد. عذابی‌که‌گریبانگیر بزهکار می‌شود به مرگ منتهی نمی‌شود، و به زندگی هم منتهی نمی‌گردد ... در یک‌سو این چنین است‌، ولی در سوی دیگری درجات والا و مقامات بالا است ... باغهای بهشت است‌که برای اقامت است‌. شاداب و خوشایند است چون زیر کاخهایشان رودبارها و چشمه‌سارها روان است‌.

(وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى).

و این (‌چنین چیز با ارزشی‌) پاداش کسی است که (‌با ایمان و انجام طاعت‌) خویشتن را پاک و پاکیزه (‌از کثافات کفر و معاصی‌) کند.

پاداش کسی است‌که خود را پاکیزه از گناهان سازد. دلهای با ایمان از تهدید طاغی ستمکار و یاغی بزهکار به تکان و جنبش درآمد، و با آن طاغی و یاغی با سخن نیرومند اینان رو در رو شدند و به مقابله برخاستند، و با والائی ایمان واثق و صادق به نبرد او پرداختند، و با برحذر باش و بیدارباش ایمان روشن بر او غریدند، و با امیدواری ایمان ژرف و ریشه‌دار در برابرش ایستادگی کردند و به مبارزه‌اش طلبیدند.

این صحنه هم در تاریخ بشریت ثبت گردید. تحت عنوان اعلان آزادی دل انسان با برتری یافتن آن بر قید وقیود زمین‌، و بر سلطه و قدرت زمین‌، و بر آز و طمع و چشم امید داشتن به پاداش این و آن و ترس و هراس ورزیدن از این امیر و از آن سلطان ... دل هیچ انسانی نمی‌تواند این اعلان نیرومند را آشکارا فریاد دارد مگر این‌که در سایه ایمان بغنود.

در اینجا پرده فرومی‌افتد تا برای نمایش صحنه دیگری و حلقه تازه‌ای از حلقه‌های داستان بالا رود.

این صحنه پیروزی حق و ایمان در واقعیت دیدنی زندگی است‌، پس از آن‌که حق و ایمان در جهان اندیشه و عقیده پیروز گردیده‌اند. روند قرآی پیروزی معجزه عصا و ید بیضاء را بیان داشت‌، و پیروزی عقیده را در پهنه دلهای جادوگران بر هنر جادوگری نمودار ساخت‌، و پیروزی ایمان در دلهای ایشان را بر خواستها و هراسها و تهدیدها و بیمها، پیش چشم همگان داشت‌. هم اینک حق بر باطل‌، و هدایت بر ضلالت‌، و ایمان بر طغیان‌، در واقعیت پیدا و عیان‌، پیروز می‌گردد. پیروزی واپسین مرتبط به پیروزی پیشین است‌. پیروزی در جهان بیرون تحقق پیدا نمی‌کند مگر بعد از صورت پذیرفن به تمام وکمال آن در جهان درون‌، و پیروان حق در جهان ظاهر تفوق پیدا نمی‌کنند و چیره نمی‌شوند، مگر آن‌که قبلا حق را در باطن خود تفوق بخشند و چیره‌کنند ... حق و ایمان حقیقتی دارندکه هرگاه این حقیقت در ذهن و شعور مجسم گردید راه خود را درپیش می‌گیرد و خویشتن را آشکارا و نمودار می‌نماید تا مردمان آن را به شکل واقعی خود ببینند. ولی زمانی‌که ایمان نماد ظاهری داشت و در دل مجسم نبود، و حق شعاری شدکه از دل سرچشمه نگرفت و برنخاست‌، قطعا طغیان و باطل غلبه می‌کنند و چیره می‌شوند. زیرا طغیان و باطل نیروی مادی حقیقی را در دست می‌گیرند، نیروئی‌که چیزی وکسی را در مقابل خود نمی‌بیند، و ظاهر بی‌محتوای حق و ایمان چیزی نمی‌ارزد و از آن چیزی برنمی‌خیزد ... لازم است‌که حقیقت ایمان در درون تحقق پیدا کند و حقیقت حق در دل جایگزین شود، تا ایمان و حق نیرومندتر از حقیقت نیروهای مادی‌گردند، نیروهای مادی‌ای‌که باطل با آنها برتری می‌گیرد، و طغیان با آنها یورش می‏‎برد و می‌تازد ... این چیزی است که در موضعگیری موسی (علیه السلام) در برابر سحر و ساحران وجود داشت‌، و در موضعگیری جادوگران در برابر فرعون و درباریان او پدیدار و نمودار بود. حق در زمین نیز به همین صورت پیروز گردیده است‌، همانگونه که این صحنه آن را در روند سوره نشان می‌دهد:

(وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لا تَخَافُ دَرَكًا وَلا تَخْشَى. فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ. وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى).

ما به موسی پیام دادیم که شبانه بندگانم را (‌از مصر به سوی فسلطین‌) کوچ بده‌، و آنگاه (‌که به کرانه نیل رسیدید، با عصا به رودخانه دریاگون نیل بزن و) راهی خشک برای آنان در این دریا بگشا. (‌راهی که چون در آن گام بگذارید) نه از فرعونیان می‌ترسی که به تو برسند و نه (‌از غرق شدن در آب‌) هراسی داری‌. (‌موسی فرمان خدا را اجراء کرد و) فرعون با لشکریانش آنان را د‌نبال کردند (‌و در کنار دریا بدیشان رسیدند و در عقبشان وارد جاده‌ای شدند که با کنار رفتن آب پدید آمده بود. در این هنگام‌) دریا آنان را به گونه شگفتی در میان (‌امواج خروشان‌) خود گرفت‌. (‌بدین منوال‌) فرعون قوم خود را گمراه ساخت و (‌به بیراهه کشاند، و ایشان را به راه راست‌) هدایت ننمود.

روند قرآنی در اینجا ذکر نمی‌کندکه پس از رویاروئی ایمان با طغیان در موضعگیری جادوگران با فرعون چه شد و چه گذشت‌. همچنین بیان نمی‌داردکه فرعون با جادوگران چگونه رفتارکرد پس از آن که آنان به ایمانشان چنگ زدند و پذیره تهدید و بیم رفتند با دل با ایمانی که آویزه پروردگارش گردیده بود، و زندگی زمین را و آنچه و هرکه در آن است ناچیز و خوار شمردند و بدان پشت پای زدند. بلکه روند قرآنی با این صحنه پیرو می‌زند، صحنه پیروزی‌کامل‌، تا پیروزی نهانی درونی با پیروزی واقعی بیرونی ربط و پیوند پیدا کند، و حفاظت و حمایت خدا از بندگان مومن‌، به‌گونه‌کامل و قاطع جلوه‌گر شود ... به خاطر خود همین هدف‌، روند قرآنی در اینجا صحنه بیرون رفتن بنی‌اسرائیل و ایستادن ایشان در برابر دریا را طول نمی‌دهد - بدان‌گونه که در سوره‌های دیگر طول می‌دهد -‌بلکه بدون مقدمات زیادی فوراً به نشان دادن صحنه پیروزی مبادرت می‌ورزد. زیرا مقدمات پیروزی در دلها و درونها جایگزین بود.

آنچه از آن سخن می‌رود پیام به موسی است‌که بندگان خدا - یعنی بنی‌اسرائیل - را در شب بیرون ببرد، و راه خشکی را در دریا با ایشان سپری نماید، بدون این‌که شرح و بسطی داده شود و سخن به درازا کشانده شود - ما نیز صحنه را عرضه می‌داریم بدان‌گونه که ذکر گردیده است -‌ و مطمئن باشد که عنایت یزدان ایشان را دربر می‌گیرد، و نترسد از این‌که فرعون و لشکریانش او را دریابند و دستشان بدو برسد، و از دریایی هم نترسدکه راه خشکی را در آن پیدا خواهدکرد! دست قدرتی که آب را برابر قانونی روان کرده است ک