) رهنمودش کرده است‌. پروردگار ما آنکسی است‌که به هر موجودی وجود بخشیده است به شکلی‌که او را بر آن سرشته است و پدیدارکرده است‌. سپس هر چیزی را به وظیفه‌ای آشنا ساخته است‌که او را برای آن آفریده است‌، و او را با چیزی مدد و یاری داده است‌که با این وظیفه‌ای‌که وی را برای انجام آن آفریده است مناسبت دارد و سازگار است‌. واژه «‌ثم: سپس‌» در اینجا برای تراخی زمانی‌، یا به عبارت دیگر ترتیب زمانی نیست‌. چه هر چیزی‌که آفریده شده است به همراهش هدایت سرشتی و فطری بوده است و در همان حال او را به وظیفه‌ای‌که برای انجام آن آفریده شده است آشنا کرده است‌، و میان آفرینش پدیده‌ای و آفرینش وظیفه‌اش‌، فاصله زمانی وجود ندارد. بلکه ترتیب زمانی تنها در پله آفرینش چیزی و راهیابی آن به وظیفه‌اش می‏‎باشد. زیرا راهیابی هر چیزی به وظیفه‌اش مرتبه والاتر و پله بالاتر از آفرینش آن است‌، نه بدان‌گونه که هدایت و راهیابی پدیده‌ها بعد از آفرینش و پیدایش آنها صورت گرفته است‌. بلکه بدان‌گونه که هدایت و راهیابی پدیده‌ها در مراحل نخستین چندان مهم و قابل ذکر نبوده است و بس‌.

این صفتی‌که قرآن مجید از زبان موسی (علیه السلام) آن را روایت می‌کند، کامل‌ترین آثار الوهیت آفریدگار هستی‌بخش جهان و اداره‌کننده آن را خلاصه می‌کند: بخشیدن وجود به هر موجودی ... و هستی بخشیدن به شکلی‌که بر آن آفریده شده است‌، و رهنمودکردن هر پدیده‌ای به وظیفه‌ای که برای انجام آن آفریده گردیده است ... وقتی‌که انسان با چشم بیرون و با چشم درون - در حدود توان خود - به اطراف و اکناف این هستی بزرگ نگاه می‌کند، آثار این قدرت هستی‌بخش اداره‌کننده جهان برای انسان در هر پدیده‌ای کوچک یا بزرگ، آشکار و عیان می‌گردد! چه در اتم تک و تنهائی‌، و چه در بزرگ‌ترین اجسام‌، و چه در یک سلول‌، و چه در بالاترین شکل حیات در انسان ... در همه اینها و در همه چیز جهان نشانه‌های قدرت و شوکت و عظمت ایزد منان جلوه‌گر و نمایان است‌.

این جهان بزرگ و سترگ فراهم آمده است از اتمها و سلولها و پدیده‌ها و زنده‌هائی که قابل شمارش نیستند. هر اتمی حیات در آن می‌جنبد و موج می‌زند. هر سلولی در آن‌، زندگی می‌کند و به حیات ادامه می‌دهد. هر زنده‌ای درگستره هستی می‌جنبد. هر پدیده‌ای در جهان به همیاری و همکاری با پدیده‌های دیگر درکنش و سازش است‌. همه آنها هم به‌طور منفرد و به‌گونه مجتمع در داخل چهارچوب قوانینی دست‌اندرکار است که در سرشت و هستی آنها به ودیعت نهاده شده است‌، بدون این‌که‌کم‌ترین برخورد وکاستی و سستی در لحظه‌ای از لحظات میان آنها بدیدار و نمودارگردد! هر پدیده‌ای به‌طور جداگانه جهانی است‌. جهانی است که در داخل آن اتمها و سلولها و اندامها و دستگاه‌های ویژه‌اش به‌کار مشغول هستند برابر سرشتی‌که بر آن سرشته شده است‌، و در چهارچوب قوانین عامی که موافق و منظم بر جهان حاکم است‌.

هر پدیده‌ای هم تک و تنها - جدای از جهان بزرگ - دانش و پویش انسان قاصر و ناتوان از پژوهش خواص و وظائف و امراض و معالجات آن است‌. پژوهش‌، بلی تنها پژوهش پدیده‌ای از پدیده‌ها، نه آفرینش و رهنمود آن به وظائفی که بدو واگذار است‌که به طورکلی خارج از تاب و توان انسان است‌، آفرینش پدیده‌ای از این همه پدیده‌های بیشمار یزدان که پراکنده درگستره بزرگ جهان است ... چه رسد به وجودش به شکلی‌که بر آن سرشته و پدیدار گردیده است‌! برای انجام وظیفه‌ای که بر عهده آن گذارده شده است‌، بسان هر چیزی از چیزهای دیگر!

هان‌! آفرینش هر چیزی با دست قدرت خدائی صورت پذیرفته است‌که یکتا و یگانه است ... پروردگار ما آن کسی‌که هر چیزی را وجود بخشیده است و سپس رهنمودش کرده است‌.

فرعون دیگر باره پرسش دیگری را مطرح می‌کند:

(قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الأولَى).

(‌فرعون‌) گفت‌: پس حال و وضع مردمان گذشته چه شده است‌؟ (‌اگر آن‌گونه باشد که تو می‏گوئی، پس چرا زنده نگشته‌اند و با ایشان حساب و کتاب نشده است‌؟ 

ما که کسی را ندیده‌ایم که زنده‌اش کرده‌، و به دوزخ یا بهشت فرستاده باشند)‌.

مردمان گذشته چه شده‌اند؟ کجا رفته‌اند؟ پروردگارشان چه کسی بوده است‌؟ آنان‌که مرده‌اند و از میان رفته‌اند، آیا چه شده‌اند و پروردگارشان کیست‌؟

(قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنْسَى).

(‌موسی‌) گفت‌: (‌تمام مشخصات و اعمال و اقوال اقوام گذشته محفوظ و موجود است و) اطلاعات مربوط بدیشان در کتابی عظیم و شگفت (‌به نام لوح محفوظ‌، مکتوب‌) است و تنها پروردگارم از آن مطلع است و بس‌. پروردگار من به خطا نمی‌رود (‌و لذا چیزی از قلم او نمی‌افتد) و فراموش نمی‌کند (‌و بنابراین‌، چیزی از یاد نمی‌رود. مطمئنا روزی جزا و سزای ایشان به تمام و کمال داده می‌شود)‌.

موسی این‌گونه آن غیب نهان در ژرفای دور زمان‌، و نهان از دیدگان مردمان را به پروردگارش حواله می‌دارد، پروردگاری که چیزی از دائره دانش او بیرون نمی‌رود وگم نمی‌شود، و چیزی را فراموش نمی‌کند. او است که آگاه از همه مردمان نسلهای پیشین است‌، و هیچ کسی درگذشته و در آینده از علم او نهان و پنهان نمی‌گردد. غیب ویژه یزدان است‌، و تصرف درکار مردمان متعلق به ایزد سبحان است و بس‌.

سپس موسی برای فرعون آثار چرخاندن و اداره کردن جهان توسط یزدان منان را بیان می‌دارد، و نعمتهای خدا را در حق آدمیزادگان برمی‌شمارد. برخی از این آثار را برمی‌گزیند که فرعون را احاطه کرده‌اند، و برای او در مصر قابل مشاهده است‌، مصر سرزمینی‌که دارای خاک حاصلخیز و آب فراوان و کشتزارها و چهارپایان است‌:

(الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى . كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لأولِي النُّهَى).

پروردگاری است که زمین را گهواره (‌سکونت و آرامش‌) شما کرده است‌، و در آن راه‌هائی (‌در خشکی و آب و هوا، جهت ارتباط‌) برایتان به وجود آورده است‌، و از آسمان آب را ریزان و باران کرده است‌، و با آن انواع گیاهان و اقسام درختان نر و ماده را رویانده است‌. (‌از این فرآورده‌های گیاهی، هم‌) خودتان بخورید و هم چهارپایان خود را (‌در آن‌) بچرانید. مسلما در این امور، نشانه‌های روشنی (‌بر اثبات وجود خدا و یگانگی او است‌) برای کسانی که دارای عقل سالم باشند. 

زمین در مکانی و زمانی گهواره انسانها است‌. گهواره‌ای است بسان گهواره کودکان‌. انسانها هم جز کودکان این زمین نیستند. آغوش زمین ایشان را در خود جای می‌دهد و فرآورده‌های زمین‌، آ‌نان را تغذیه می‌کند. زمین برای ایشان همچنین آماده سیر و سیاحت و گردش و چرحش و کشت و زرع و حیات و زندگی است‌. آفریدگاری که اداره‌کننده و گردانند