شید. به درخواست پاسخ‌گفته شد. و نیاز برآورده گردید ... ولیکن بر گنج فضل و لطف خدا گنجوری نیست‌. رحمت خدا بازدارنده‌ای ندارد. خدا بنده خود را با فزونی فضل و لطف خویش فرا می‌گیرد، و باران رضایت و خشنودی خویشتن را بر او ریزان می‌گرداند و غرق در بحر جود وکرمش می‌دارد. او را در آستانه‌اش نگاه خواهد داشت‌، و مناجات و راز و نیازش را به درازا خواهدکشاند. از سابقه نعمت و لطفش برای تو خواهد گفت‌. تا بر یقین و اطمینانش بیفزاید، و او را با رحمت همیشگی و رعایت قدیم خود بیش از پیش انس و الفت دهد و خویگرکند. هر لحظه‌ای‌که موسی (علیه السلام) در این جایگاه درخشان و مقام تابان باشد نعمت است و لذت است و توشه و پشتوانه و اندوخته است‌.

(وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى . إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى . أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي . إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى . وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي).

ما (‌پیش از این‌) بار دیگری بر تو منت نهاده‌ایم (‌و بدون تقاضا و درخواست تو، تو را مشمول عنایت خود قرار داده‌ایم‌)‌. بدانگاه که آنچه را که لازم بود (‌توسط فرشتگان‌) به مادرت الهام کردیم‌. (‌الهام کردیم‌) که او را در صندوقی بیفکن‌، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل بیفکند، (‌و آن وقت فرعون‌) دشمن من و دشمن او، آن را (‌از آب‌) بگیرد. من محبت خود را بر تو افکندم (‌بدان‌گونه که هرکس تو را ببیند بی‌اختیار دوستت داشته باشد)‌. هدف هم این بود که تحت نظارت و رعایت من چنان که باید پرورش یابی‌. در آن هنگام خواهرت (‌در نزدیکی کاخ فرعون تو را می‌پائید و) راه می‌رفت (‌چون دید که تو را از آب گرفتند و به دنبال زن شیردهی می‌گشتند، بدیشان‌) گفت‌: آیا کسی را به شما نشان دهم که سرپرستی او را بر عهده گیرد و (‌دایه خوبی برای وی باشد؟ پس از موافقت آنان‌، مادرت را بدیشان نمود، و آن وقت‌) ما تو را به سوی مادرت بازگرداندیم تا چشمش (‌از دیدن تو) روشن شود (‌و از زنده بودن تو شاد گردد) و غمگین نشود. (‌بعد از بزرگ شدن‌، از میان فرعونیان، اشتباها) کسی را کشتی‌، و ما تو را از غم و اندوه (‌شر و بلای فرعونیان و قصاص فرعون‌) رهانیدیم، و (‌بعد از آن‌) تو را (‌در کوره‌های حوادث‌، یکی پس از دیگری‌) بارها و بارها آزمودیم. پس از آن سالها در میان مردم مدین ماندگار شدی‌، سپس ای موسی‌! در موعدی که (‌برای گرقتن فرمان رسالت‌) مقدر بود. (‌از مدین به مصر) بازگشتی. و تو را برای (‌وحی خود و حمل رسالت‌) خویش برگزیدم .... 

موسی (علیه السلام) می‌رود تا با نیرومندترین شاه زمین و سرکش‌ترین قلدران آن رویاروی شود. او می‌رود برای فرورفتن به پیکار و کارزار ایمان با طغیان‌. او می‌رود تا به دریای مواج حادثه‌ها و دشواریها فرو رود و نخست با فرعون روبروگردد و وارد نبرد شود. سپس با قوم خود، یعنی بنی‌اسرائیل رو در روگردد، قومی‌که به بندگی کشاندن‌، ایشان را خوار و ذلیل کرده است‌، و فطرت آنان را تباه نموده است‌، و استعداد ایشان را برای برعهده‌گرفتن وظیفه مهم و بزرگی‌که پس از نجات و رهائی برای آن انتخاب شده‌اند سست و ضعیف ساخته است‌. پروردگار موسی‌، موسی را مطلع می‌سازدکه او به خود رها نشده است و از آمادگی و استعداد بی‌بهره نشده است‌. و او بدون آمادگی و آراستگی برگزیده نشده است و فرستاده نگردیده است‌. بلکه او زیر نظر عنایت یزدان از دیرباز ساخته و پرداخته گردیده‌، و با سختیها و دشواریها تجربه و آزموده شده است و آبدیده گردیده است‌، از آن زمان که‌کودک شیرخواری بوده است و از آن وقت‌که کوچک و ضعیف بوده است عنایت یزدان همراه او، و چشم قدرت ایزد منان تماشاگر او بوده است‌. موسی تحت سلطه فرعون و در دسترس او بوده است‌. ولی در حالی‌که موسی تک و تنها و بدون هرگونه ابزار و ادوات و فاقد هر نوع قدرت و نیرو بوده است‌، دست فرعون به سوی او دراز نگردیده است‌، و به سن و سال رشد رسیده است و پروردگارش با او بوده است‌، و وی را برای خود پرورده است و آراسته و پیراسته‌کرده است‌، و ویژه خویش فرموده است و او را برگزیده است و پیغمبر آسمانی نموده است.

(وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى).

ما (‌پیش از این‌) بار دیگری بر تو منت نهاده‌ایم (‌و بدون تقاضا و درخواست تو، تو را مشمول عنایت خود قرار داده‌ایم‌)‌. 

تفضل خدا از دیرباز بر او پیاپی بوده است و در طول روزگاران ادامه داشته است‌، و ازگذشته‌های دور همراه با تو حرکت نموده است و از تو نبریده است‌. هم‌اینک پس از تعیین وظیفه رسالت نیز این لطف و فضل از تو دور نمی‌شود و نمی‌گسلد.

ما بر تو منت نهاده‌ایم و در حق تو بزرگواری‌کرده‌ایم در آن زمان‌که به مادر تو پیام داده‌ایم آنچه پیام داده‌ایم‌، و بدو الهام کرده‌ایم آنچه باید در همان حال و احوالی الهام‌گردد ... آن الهام چنین بود:

(أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ).

(‌الهام کردیم‌) که او را در صندوقی بیفکن‌، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل بیفکند. جنبشها و تکانهایی است‌که سراسر آن درشتی و خشونت است ... انداختن کودک به صندوق‌. انداختن صندوق به دریا پرت‌کردن صندوق به ساحل ... سبب چه شد؟ صندوقی‌که کودک بدان انداخته می‌گردد و آن صندوق نیز به دریا افکنده می‌شود، و آن‌گاه به ساحل پرت می‌گردد، آیا چه‌کسی او را درمی‌یابد و برمی‏دارد؟

(عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ).

(‌آن وقت فرعون‌) دشمن من و دشمن او، آن را (‌از آب‌) بگیرد.

درکشاکش این همه هر‌اس‌، و بعد از این همه برخوردها و بلاها، دیگر چه شد؟ آیا چه چیز بر سرکودکی آمدکه ضعیف و تک و تنها و بدون هرگونه قوت و قدرتی بود؟ بر سر صندوقی چه آمدکه‌کوچک و بی‌صاحب و بدون مراقبت بود؟

(وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي!!!).

من محبت خود را بر تو افکندم (‌بدان‌گونه که هرکس تو را ببیند بی‌اختیار دوستت داشته باشد)‌. هدف هم این بود که تحت نظارت و رعایت من چنان که باید پرورش یابی‌!!!

وای‌! چه قدرت شگفتی است‌، آن قدرت بس والائی‌که از محبت ساده و نرم زرهی می‌سازدکه ضربه‌ها بر آن درهم می‌شکنند و امواج بر آن فرو می‌پاشند! و همه نیروهای شر و طغیان نمی‌توانند به دارنده آن زره هیچ‌گونه بدی و بلائی ر