اره‌کار و بار من وحی نازل‌کندکه قرائت و تلاوت شود. من خود را بسی‌کوچکتر و ناچیزتر از آن می‌دیدم‌که یزدان درباره من به‌گونه‌ای صحبت فرماید که قرائت و تلاوت گردد. امّا من امیدوار بودم‌که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) خواب ببیند و در آن‌، یزدان بیگناهی مرا بدو نماید».

امّاکار - همان‌گونه‌که در عرضه آیات پدیدار می‌آید - تنها مربوط به عائشه – رضی الله‌ ‌عنها -‌نبوده است و تنها به شخص او محدود نگردیده است‌. بلکه از او فراتر رفته است و به شخص پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) به وظیفه او در میان مردمان در آن روز و روزگار رسیده است‌. و بلکه از این هم تجاوز کرده است و به پیوند او با پروردگارش و به جملگی رسالتش‌گره خورده است و ارتباط پیدا کرده است‌. داستان افک تنها متوجه عائشه نبوده است و بس‌. بلکه تیر تهمتی بوده است‌که به سوی عقیده به شخص پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و بنیانگذار عقیده‌، نشانه‌روی شده است و پرتاب‌گردیده است ... به خاطر همین‌، یزدان قرآن را نازل فرموده است تا قضیه از خود درآورده شده را شرح و بسط دهد، و نیرنگی را برگرداندکه از پیش ساخته شده است و توطئه آ‌ن چیده شده است‌، و عهده‌دار اداره پیکاری شود که بر ضد اسلام و بر ضد پیغمبر اسلام تهیه دیده شده است‌، و پرده از حکمت والائی برداردکه در فراسوی همه اینها قرار دارد، و جز خدا از آن آگاه نیست‌:

(إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالإفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الإثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ).

کسانی که این تهمت بزرگ را (‌درباره عائشه‌، ام‌المومنین‌) پرداخته و سر هم کرده‌اند، گروهی از خود شما هستند، امّا گمان مبرید که این حادثه برایتان بد است‌، بلکه این مساله برایتان خوب است (‌و خیر شما در آن است‌. چرا که‌: مناققان کوردل از مومنان مخلص جدا، و کرامت بیگناهان را پیدا، و عظمت رنجدیدگان را هویدا می‌کند، برخی از مسلمانان ساده‌لوح را به خود می‌آورد. آنانی که دست به چنین گناهی زده‌اند، هریک به اندازه شرکت در این اتهام، سهم خود را از مسئولیت و مجازات آن خواهد داشت و) هر کدام از آنان به گناه کاری که کرده است گرفتار می‌آید، و کسی که (‌سردسته آنان در این توطئه بوده و) بخش عظیمی از آن را به عهده داشته است‌، عذاب بزرگ و مجازات سنگینی دارد.

آنان نه فر‌دند و نه افرادند. بلکه آنان «‌عصبه‌: گروه، دسته‌» و مجموعه‌ای هستندکه دارای هدف یگانه‌ای می‏‎باشند. عبدالله پسر ابی پسر سلول‌، تنها کسی نبود که این رخداد افک را به راه انداخته است‌. بلکه او کسی است‌که قسمت اعظم این حادثه را عهده‌دار گردیده است و آن را به راه انداخته است‌. او نماینده گروهی از یهودیان یا منافقان است‌، آن یهودیان و منافقانی‌که از جنگ آشکار با اسلام ناتوان و درمانده بوده‌اند، و در پس پرده اسلام خویشتن را پنهان داشته‌اند تا نهانی بر ضد اسلام به مکر وکید بنشینند. حادثه افک یکی از نیرنگهای کشنده ایشان بود. سپس مسلمانان گول آن را خوردند، وکسانی از ایشان در این قضیه فرورفتند و به گرداب آن درافتادند، از قبیله حمنه دختر جحش‌، و حسان پسر ثابت، و مسطح پسر اثاثه‌. امّا اصل تدبیر افک از سوی آن‌گروه بوده است و ابن‌سلول سردستگی ایشان را داشته است‌، ابن سلولی که پنهانکار و نیرنگبازی بوده است‌که در پیکار شخص خود را نشان نداده است‌، و آشکارا چیزی نگفته است که بدان‌گرفتار آید و به سوی حد رانده شود. بلکه مساله را درگوشی میان اطرافیان خودگفته است و آن را نهانی با کسانی در میان نهاده است که بدیشان اطمینان داشته است‌، و دانسته است که بر او گواهی نمی‌دهند. تدبیرکار به گونه‌ای ماهرانه وکثیف بود که توانست یک ماه‌کامل مدینه را به زلزله و تب و تاب اندازد، و زبان‌ها در پاک‌ترین و پرهیزگارترین محیطها و مکانها آن را بگو‌یند و نقل مجالس‌کنند!

روند قرآنی به بیان چنین حقیقتی می‌پردازد تا بزرگی حادثه را بنماید، و ژرفی ریشه‌ها را نشان دهد، و گروهی را آشکار سازد که در فراسوی این حادثه چمباتمه زده‌اند و به مکر وکید دقیق و ژرف و پستی با اسلام و مسلمین نشسته‌اند.

آن‌گاه روند قرآنی با شتاب به اطمینان بخشیدن مسلمانان از سرانجام این مکر وکید می‌پردازد:

(لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).

گمان مبرید که این حادثه برایتان بد است‌، بلکه این مساله برایتان خوب (‌و خیر شما در آن است‌)‌.

این حادثه برایتان خوب است‌. چه پرده برمی‌دارد از نیرنگبازانی‌که به اسلام نیرنگ می‌زنند. با تهمت زدن به شخص پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) ‌و به اهل بیت او. این حادثه برای مسلمانان روشن می‌سازد که لازم است تهمت ناموسی تحریم‌گردد، و تهمت‌زنندگان دستگیر شوند و بدیشان حدی زده شود که یزدان واجب گردانده است‌. اندازه خطرهائی را هم تعیین می‌کند که گروه مسلمانان را احاطه می‌کند اگر زبانها آزاد شوند به تهمت زدن به زنان پاکدامن بی‏خبر از هرجا و دور از هرگناه و مومن بپردازند. اگر زبانها در این مسیر آزادگردند، دیگر در حدود و ثغوری نمی‌ایستند و مرزی نمی‌شناسند. بلکه بالاتر و فراتر می‌روند تا به والاترین و شریف‌ترین مقامها نیز برسند، و به سوی بالاترین سرها نیزگردن بیفرازند، و آن وقت مردمان هرگونه حفاظتی و هر نوع صیانتی و هر جور تقوائی و هر قسم شرم و حیائی را از دست می‌دهند. 

این حادثه خیر است‌، چون یزدان سبحان بدین مناسبت برای گروه مسلمانان پرده از برنامه راست و درستی را برمی‌داردکه باید در مقابله و رویاروئی با همچون کار بزرگی درپیش گرفت‌.

امّا دردها و رنجهائی‌که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) و اهل بیت او، وگروه مسلمانان همگی چشیدند و دیدند، بهای تجربه‌ای بود که آموختند، و مالیات امتحانی بود که دارند، و واجب بود که آن را بپردازند!

کسانی‌که در مساله افک فرورفتند و به‌گناه آن‌گرفتار آمدند، هریک از آنان به اندازه سهمی‌که در این گناه داشته است به عذاب دچار می‌آید:

(لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الإثْمِ).

هر کدام از آنان به گناه کاری که کرده است گرفتار می آید.

هریک از ایشان نصیب و بهره‌ای از سرانجام بد در پیشگاه خدا دارد. آنان بدترین چیز را به دست آورده‌اند که گناه است و در دنیا و در آخرت عقاب و عذاب آن را می‌بینند:

(وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ).

و کسی که (‌سردسته آنان در این توطئه بوده و) بخش عظیمی از آن را به عهده داشته است‌، عذاب بزرگ و مجازات سنگینی دارد.

عذاب عظیمی دارد به اندازه نصیب و بهره‌ای‌که از آن جرم عظیم مرتکب شده است‌. آن کسی که بخش عظیمی از آن را به عهده داشته است‌، و رهبری حمله را عهده‌دار بوده است‌، و نصیب زیادی از