َمُ السِّرَّ وَأَخْفَى).

(‌ای پیغمبر!) اگر آشکارا سخن بگوئی (‌یا پنهان‌، برای خدا فرق نمی‌کند) و نهانی (‌سخن گفتن تو با دیگران را) و نهان‌تر (‌ازآن را که سخن گفتن تو با خودت و خواطر دل است‌) می‌داند.

تعبیر قرآنی میان ،سایه‌ای که این آیه می‌اندازد:

(لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى).

و میان سایه‌ای که آیه بعدی می‌اندازد:

(وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى).[1]

هماهنگی برقرار می‌کند ... میان آنچه در جهان آشکار و نمودار است با سخنانی‌که آشکار و نمودار است‌، و میان آنچه در زیر خاک پنهان و پوشیده است با آنچه در سینه‌ها پنهان و پوشیده است‌، هماهنگی برقرار می‌سازد. آنچه در سینه‌ها پنهان و پوشیده است چه سر و راز باشد و چه نهان‌تر و پنهان‌تر از آن‌. این هم شیوه هماهنگی قرآنی در به تصویر کشیدن است‌. سر پنهان است‌. چیزی‌که از سر پنهان‌تر باشد درجات پنهان بودن و پوشیده بودن را به تصویر می‌کشد. همچنین است حال و احوال چیزهائی‌که زیر چینهای خاک زمین است‌. خطاب به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) است تا دلش بیارامد به این‌که پروردگارش با او است و صدایش را می‌شنود، و او را تنها رها نمی‌کند تا با این قرآن بدبخت شود و به رنج بیفتد، و بدون تکیه‌گاه و پشتیبان با کافران رویاروی گردد. اگر پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) خدا را آشکارا فریاد می‌دارد و به‌کمک می‌خواند، اوکه آگاه از پنهان و مطلع از پنهان‌تر و فراتر از آن است‌. دل وقتی‌که نزدیکی به خدا را احساس می‌کند، و متوجه می‌گرددکه خدا راز و زمزمه مناجات او را می‌داند، اطمینان می‌یابد و خشنود می‌شود، و با این نزدیکی و قرب مانوس می‌گردد، و دیگر از عزلت وگوشه‌گیری در میان تکذیب‌کنندگان دشمن دین به هراس نمی‌افتد، و در میان کسانی که از لحاظ عقیده و شعور با او مخالف هستند احساس غربت نمی‌کند.

روند قرآنی این سرآغاز را با اعلان وحدانیت خدا بعد از اعلان قیمومت و مراقبت و مالکیت و علم و آگاهی خدا خاتمه می‌بخشد:

(اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ. لَهُ الأسْمَاءُ الْحُسْنَى).

او خدا است و جز خدا معبودی نیست‌. او دارای نامهای نیکو است‌.

واژه «‌الحسنی‌: نیکو» در هماهنگ کردن آواها و نواها شرکت می‌ورزد، همان‌گونه که در هماهنگ کردن سایه‌روشنها شرکت می‌ورزد. سایه‌روشنهای رحمت و قرب و رعایت ... سایه‌روشنهائی‌که فضای این سرآغاز و فضای سراسر سوره را فرامی‌گیرد.

*
آن‌گاه خدا سرگذشت موسی را برای پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) خود روایت می‌فرماید، به عنوان انسان نمونه‌ای که از میان برگزیدگان مورد رعایت خدا است‌، برگزیدگانی که برای حمل دعوت او انتخاب می‌گردند. داستان موسی بیش از همه داستانها در قرآن آمده است‌، و در حلقه‌هائی ذکر گردیده است که با موضوع سوره‌ای که در آن و در فضا و در سایه‌روشن آن عرضه می‌شود مناسبت دارد. تاکنون حلقه‌هائی از آن در سوره‌های بقره و مائده و اعراف و یونس و اسراء وکهف ذکرگردیده است ... اینها هم جدای از اشاره‌هائی است‌که در سوره‌های دیگری بدان اشاره شده است‌.

آنچه در سوره مائده آمده است تنها یک حلقه است‌، حلقه توقف بنی‌اسرائیل در جلو سرزمین مقدسی‌که بدان وارد نمی‌شوند چون در آنجا مردمان زورمندی هستند. در سوره‌کهف نیز یک حلقه از آن آمده است‌، حلقه ملاقات موسی با بنده شایسته و بایسته خدا و ماندن موسی با او برای مدتی ...

امّا در سوره‌های بقره و اعراف و یونس‌، و در این سوره که سوره طه است‌، حلقه‌های زیادی از زنجیره این داستان در آنها آمده است‌. ولیکن این حلقه‌ها در سوره‌ای با سوره دیگری فرق دارد. حلقه‌هایی که عرضه می‌گردد گوناگون و جوراجور است‌، همان‌گونه هم جوانبی‌که برای هماهنگی با رویکرد سوره عرضه می‌شود یکی با دیگری مختلف است‌.

در سوره بقره بر داستان موسی سرگذشت آدم پیشی گرفته است‌. در این سرگذشت از بزرگداشت آدم در میان گروه فرشتگان‌، و پیمان خدا با او برای خلیفه‌گری در زمین‌، و لطف و فضلی‌که پس ازگذشت از خطا و لعزش او در حق وی شده است‌، سخن رفته است ... آن‌گاه داستان موسی و بنی‏اسرائیل بیان شده است برای تذکر نعمت خدا بدیشان‌، و یادآوری عهد و پیمانی‌که خدا با آنان بسته است ... نجات دادن ایشان از دست فرعون و فرعونیان‌، درخواست آب و برجوشیدن چشمه‌ها برایشان‌، بهره‌مند گردیدنشان از خوراک گزنجبین و بلدرچین‌، وعده گذاشش موسی‌، عبادت بنی‌اسرائیل برای گوساله پس از رفتن موسی به میعادگاه‌، سپس مورد مغفرت خدا قرارگرفتن ایشان‌، پیمان گرفتن خدا از ایشان در زیرکوه‌، بعدا تعدی و تجاوز ایشان از مرز قوانین در روز شنبه‌، و داستان‌گاو ... به میان می‌آید.

در سوره اعراف پیش از داستان موسی (علیه السلام) تکذیب‌کنندگان آیات و معجزات الهی بیم داده می‌شوند و تهدید می‌گردند. سپس داستان موسی می‌آغازد با حلقه رسالت‌، و در این حلقه از معجزات عصا و ید بیضا، و جریان طوفان و ملخ و شپشک و قورباغه و خون سخن رفته است‌. سپس از حلقه جادوگران به طور مشروح سخن گفته شده است‌. از پایان کار فرعون و فرعونیان تکذیب‌کننده‌، و از سرگذشت گوساله‌پرستی بنی‏اسرائیل در غیبت موسی‌، سخن به میان آمده است‌. داستان هم به پایان می‌آید با اعلانی که در آن‌گفته شده است‌: کسانی که از پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) امّی پیروی می‌کنند رحمت و هدایت خدا را به ارث می‌برند.

در سوره یونس نیز پیش از داستان موسی (علیه السلام) از محلهای نقش زمین‌گردیدن و نابود شدن تکذیب‌کنندگان سخن می‌رود. سرگذشت موسی از حلقه رسالت می‌آغازد و با عرضه صحنه جادوگران‌، و هلاک فرعون و فرعونیان خاتمه می‌یابد.

و امّا در اینجا در سوره طه‌، سرآغاز سوره بر داستان موسی (علیه السلام) پیشی می‌گیرد، سرآغازی‌که رحمت و رعایت خدا را برملا می‌دارد درباره کسی که او را برای رسالت و تبلیغ دعوت خود برمی‌گزیند. داستان موسی با این سایه‌روشن آمده است و با صحنه مناجات می‌آغازد، و نمونه‌هائی از رعایت خدا در حق موسی (علیه السلام) و استوار برجای داشتن او و پشتیبانی کردن از او را دربر دارد. به رعایت و حمایتی نیز اشاره می‌کندکه درکودکی از موسی شده است و وی را پائیده است و نگاهبانی و نگاهداری کرده است‌:

(وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي).

من محبت خود را بر تو افکندم (‌بدان‌گونه که هرکس تو را ببیند بی‌اختیار دوستت داشته باشد)‌. هدف هم این بود که تحت نظارت و رعایت من چنان که باید پرورش یابی‌. (‌طه/٣٩)

بگذار حلقه‌های زنجیره داستان را پیگیری‌کنم بدان‌گونه که داستان در روند قرآنی آمده است‌.

*

(وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى . إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لأهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي 